جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 405
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 405
بای زمین با لبخند گفت: «من میتونم، نگران نباش.»
پس از شنیدن سخنان بای زمین، اوانجلین نا خودآگاه سری تکان داد.
«میفهمم... با این حساب، آمار قدرتت واقعا به جایی رسیده که نه تنها میتونی اون شمشیر بزرگو بلند کنی؛ بلکه میتونی ازش استفاده هم کنی.»
اوانجلین نمی تواند تصور کند که قدرت واقعی بای زهمین در چه سطحی است. ناگفته نماند که او دیده بود که مهارت های ترکیبی و سبک مبارزه اش تا چهاندازه قدرتمند است. مهارت دستکاری جاذبه که در گذشته، تکامل دهندهی روح کمپ شمالی را به یک هیولای وحشتناک تبدیل میکرد، حالا به دست بای زهمین افتاده و اگر چه هنوز یک مهارت مرتبهی اول است؛ اما قدرتی که این مهارت، تحت کنترل او از خود نشان میدهد، بسیار بالاتر از حد تصور است.
با این وجود، هر چه بای زهمین قویتر شود، اوانجلین، شادی بیشتری را در قلبش احساس میکند. به این دلیل که هر چه او قویتر شود، امید اوانجلین برای برآورده شدن بزرگترین آرزویش بیشتر میشود. آرزویی که پیش از این، دست نیافتنی به نظر میرسید، اما زمانی که جهان تغییر کرد؛ با آن تغییر، گویی نور کوچکی از امید هم در انتهای یک جادهی طولانی، به وجود آمد.
بای زهمین، صرفا لبخند ضعیفی زد و چیز زیادی در این مورد نگفت. اگر چه او میتواند مهارت اژدهای رعد سرخ را فقط 30 دقیقا قبل از اینکه استقامتش به طور کامل تخلیه شود، مورد استفاده قرار دهد، اما نیازی نیست تا کسی جز او، از این موضوع اطلاع داشته باشد.
تا زمانی که او نبرد را قبل از رسیدن به همچین وضعیتی تمام کند، همه چیز خوب پیش خواهد رفت. اما اگر نبردش طول بکشد، بای زهمین میتواند از این مهارت استفاده کند.
قدرت «اژدهای رعد سرخ» فقط در نبرد های مرگبار کوتاهی که بای زهمین چاره ای جز رها کردن تمام قدرتش ندارد، نقطه ای امید بخش خواهد بود. تا زمانی که سر و کلهی هیچ دشمنی که بتواند او را تحت فشار قرار دهد پیدا نشود، این هیولا نیز، زیر مهر خود باقی خواهد ماند.
روز بعد، بای زهمین به محض بیدار شدن، تمام ادوات نظامی خود را پوشید.
زره، دستکش، چکمه، شنل، خنجر و غیره. در مورد گنجینه هایی که از طرف ثبت روح آمده نیز؛ مثل انگشتر، دستبند، آویز و غیره؛ بای زهمین همیشه با آنها میخوابید؛ زیرا اصلا نیازی به درآوردنشان نبود.
وقتی که او در مقابل چشم های تحسین گر، متعجب و پر از احترام دوشیزگان، ویلای خود را ترک کرد؛ گروه زیادی از مردم، منتظر او بودند.
شانگوان بینگ شو، وو یی جون، چن هه، ژونگ ده، سای جینگ یی، کانگ لان، اوانجلین، نانگونگ یی، نانگونگ لینگ شین، شیائو مینگ، لو یان و بسیاری دیگر. تقریبا سی نفر حضور داشتند و همهی آنها قدرتمند ترین تکامل دهندگان روح، در کل جناح متعالیان هستند.
حتی آن دسته از تکامل گران روحی که به طور پیشفرض، به هنگ نیزهی خونین تعلق نداشتند و بخشی از یکی از دو هنگ بزرگ دیگر به حساب میآمدند نیز حضور دارند.
چشمان چند نفر از بانوان حاضر، با دیدن بای زهمین در زره جنگی اش که کاملا آمادهی نبرد است، برق میزند. لازم به ذکر است که او واقعا فرد جذابیست. او نه تنها بسیار خوشتیپ است بلکه کاریزمای او به همراه لباس جنگیاش، او را به ویژه برای هر زنی جذاب میکند.
در جناج بای زهمین، زنان قدرتمند زیادی حضور دارند و این واقعیت انکار ناپذیری است که بسیاری از آنها حتی از اکثر مردان نیز قدرتمندتر هستند. به این ترتیب، هر کسی که جرات کند و بگوید که زنان، یک جنس ضعیف هستند، قطعا به خاطر دست کم گرفتن این ببر های خشن، غافلگیر خواهد شد. با این وجود، نمی توان انکار کرد که زنان به طور غریزی، جذب مردان قوی میشوند.
به عنوان مثال، قبل از اینکه دنیا تغییر کند، یک زن موفق و زیبا، قطعا به یک مرد نه چندان موفق، نگاه نمیکرد. با این وجود، یک مرد موفق و خوشتیپ، قطعا یک زن زیبا را نادیده نمی...
کتابهای تصادفی

