جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 406
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 406
تسلیم و رستگاری، مخالفت و هلاک شدن
تعداد خودروهای اصلاح شدهای که بای زهمین برای این عملیات بسیج کرد تنها 30 دستگاه بود. اکثرا وسایل نقلیه باری بودند که فقط غذای کافی برای دوام سه روز را داشتند. با این حال، با توجه به اینکه تعداد افراد تکاملیافته روح بیش از 700 مرد و زن بود، نمیشد مقدار غذا را دست کم گرفت.
تکاملیافتههای روح دارای بدنهای قدرتمندتری بودند و برخلاف آنچه در رمانهای تزکیه انتظار میرفت یا به تصویر کشیده میشد، هر چه بدن قویتر بود، انرژی بیشتری برای حفظ خود مصرف میکرد و بنابراین غذای بیشتری برای حفظ خود نیاز داشت. تنها راه مقابله با این امر، مصرف گوشت یا مشتقات موجودات سطح بالا بود.
به عنوان مثال، گوشت حیوانات جهشیافته مرتبه اول دارای مواد مغذی کافی بود که حتی افراد در سطح بای زهمین و شانگوان بینگشو میتوانستند به اندازه انسانهای معمولی بخورند و مجبور نباشند مانند خوکها همیشه غذا مصرف کنند.
بای زهمین ابراز امیدواری کرد که این موضوع در مراحل بالاتر حل شود، در غیر این صورت ممکن است مشکلاتی به وجود آید.
از آنجایی که جاده از همه موانع پاک شده بود و در بدترین نقاط تعمیر، سرعت حرکت وسایل نقلیه بسیار خوب بود. فقط این بود که پس از اصلاح و جایگزینی پوشش بیرونی فایبرگلاس، پلاستیک یا آهن با قطعاتی از بدن جانوران مختلف جهشیافته با دفاعی بالا، سرعت کاهش یافت زیرا به تعداد موتورهای بیشتری نیاز بود.
با این وجود، وسایل نقلیه هنوز میتوانند با سرعت 60-70 کیلومتر در ساعت حرکت کنند. عالی نبود زیرا که در یک جاده صاف مانند این یک وسیله نقلیه باید با سرعت 110-120 کیلومتر در ساعت بدون مشکل حرکت کند اما با این حال سرعت بد نبود.
از آنجایی که بیشتر وسایل نقلیه حامل غذا یا سلاح مورد نیاز برای جنگ پیش رو بودند، بیشتر تکاملیافتههای روح با پای پیاده پیش میرفتند.
همه آنها توانایی دویدن با سرعت 60 کیلومتر در ساعت را نداشتند، اما این حداقل تندی آنها بود. تقریباً همه تکاملدهندههای روح حاضر حداقل 60 امتیاز چابکی داشتند، زیرا آنها نه تنها برخی از امتیازات آماری را سرمایهگذاری کرده بودند، بلکه غذای زیادی مصرف کردند که به طور طبیعی آمار آنها را افزایش داد.
گاهی اوقات، یک زامبی ظاهر میشد که در کنار جاده قدم میزد و مانند یک بره گم شده از جنگل بیرون میآمد. با این حال، از زمانی که زامبیها متوقف شوند و به سمت صدا نگاه کنند تا زمانی که سرشان بریده و مغزشان توسط حملات دامنهدار متلاشی میشد حتی نمیتوانستند که دو قدم بردارند.
پس از کشته شدن زامبیها، یک تکاملدهنده روح به جلو میشتافت تا بررسی کند که هیچ سنگ روحی در داخل سرها وجود نداشته باشد و سپس دوباره به کاروان پیشرو ملحق میشد.
بای زهمین که جلوی کاروان وسایل نقلیه ایستاده بود، در حالی که با نگاهی بیتفاوت اطراف را تماشا میکرد، آرام جلو رفت.
گهگاه جانوران جهشیافته در جنگلهای دو طرف جاده غرش میکردند، اما وقتی بای زهمین قدرت روح خود را به عنوان هشدار آزاد کرد، هیچ یک از موجودات درجه اول یا بالاتر بیرون نیامدند.
در مورد جانوران جهشیافته طبقه بندی نشده، همه آنها بلافاصله از هم جدا شدند و سپس قبل از، از سرگیری رانندگی به داخل کامیونها پرتاب شدند.
علیرغم پیشروی با سرعت بیش از شصت کیلومتر در ساعت، به نظر میرسید که بای زهمین در حال قدم زدن در پارک است. راه رفتن او بیشتر شبیه پیادهروی بود تا دویدن، گاهی وقتها بدنش محو میشد و دوباره در جایی آشکار میشد. با این حال وسایل نقلیه را مسدود نمیکرد.
سووش! سووش! سووش!...
کتابهای تصادفی