فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 408

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 408

آرزوی قلبی (1)

«پس، به نظر می‌رسه این زن تکامل‌دهنده روح که تو رو کشف کرده، در نبردهای نزدیک و همچنین پرتاب سلاح بسیار ماهره؟» بای زه‌‌مین با حالتی آرام در صورتش خلاصه کرد.

فو شوفنگ لحظه‌ای به آن فکر کرد و سپس با تردید گفت: «من و اون تن به تن با هم نجنگیدیم، چون همه‌ی اتفاقی که افتاد این بود که مدام دوتا سوزن پرنده رو پرتاب می‌کرد، اما فقط بر اساس موقعیت پاهاش و نحوه حرکت اون، من می‌تونم تخمین بزنم که اون یه مبارز باتجربه است.»

«... می‌بینم.» بای زه‌مین با شنیدن آن آرام گرفت.

بای زه‌مین، مانند همه افراد تکامل‌دهنده روح، حداقل یک بار در روز در مبارزات نزدیک تمرین می‌کرد و آن‌ها اغلب به یکدیگر نکاتی برای پیشرفت می‌دادند. گرچه سربازان مسلح نیز تحت آموزش‌های نظامی دقیق تحت هدایت فو چی‌گانگ قرار می‌گرفتند، سطح دشواری در مقایسه با آموزش تقریباً جهنمی‌ای که تکامل‌دهندگان روح طی می‌کردند تا زمانی که در یک مأموریت از پایگاه خارج نشده بودند، بسیار کمتر بود.

اگر به خاطر این واقعیت نبود که بدن تکامل‌یافته‌های روح بسیار مقاوم‌تر بود، یک انسان معمولی قطعاً قبل از رسیدن به نیمه راه نظام آموزشی از بین می‌رفت.

فو شوفنگ و بقیه حداقل دو ساعت در روز را با افرادی مانند اوانجلین، شانگوان بینگ‌شو، چن‌هه و بای زه‌مین تمرین می‌کردند. بنابراین، کاملاً طبیعی بود که همه آن‌ها در نبردهای تن به تن با سرعتی شگفت‌آور پیشرفت کنند. دقیقا به همین دلیل بود که فو شوفنگ موفق شد تشخیص دهد که شن‌می نه تنها در بازی با سلاح‌های پرتابی بلکه در نبردهای نزدیک نیز از مهارت بالایی برخوردار است.

گرچه ممکن بود نظر او درباره شن‌می، با ترس ناخودآگاهی که پس از کشته شدن تقریبی خود، نسبت به او ایجاد کرده بود متزلزل شده باشد، اما احتمالا نظرش چندان دور از واقعیت به نظر نمی‌رسید.

به هر حال، حتی اگر آن‌ها مهارت تقلب مانند مهارت سربازان نیروهای ویژه بای زه‌مین را نداشتند، می‌توانستند به طور طبیعی و بدون نیاز به تکیه بر یک رون غیرفعال، مهارت رزمی را آموزش دهند.

البته باید در نظر داشت که دلیلی که او قبلا تنها از اوانجلین، شانگوان بینگ‌شو و چن‌هه نام برد اما نام با زه‌مین را نبرد، این نبود که بای زه‌مین در مبارزات نزدیک مهارت کمتری داشت... در واقع به این دلیل بود که در نگاه فو شوفنگ بای زه‌مین در دسته بندی دیگری قرار داشت و قرار دادن او و سایر تکامل‌گران روح در یک سطح توهین آمیز بود.

«می‌دونم. نگران نباش. وقتی کارمون با طرف مقابل تموم شد، من خودم به کشتنش رسیدگی می‌کنم.» بای زه‌مین آرام بیان کرد. به نظر می‌رسید که او دارد در مورد زیر پا گذاشتن یک مورچه در کنار مسیر صحبت می‌کند و نه گرفتن جان یک زن.

«چی؟» فو شوفنگ قبل از اینکه سرش را مکررا تکان دهد با چشمان درشت به او نگاه کرد: «نه نه نه نه نه نه!»

«مشکلت چیه؟» بای زه‌مین قبل از اینکه اخم کند مات و مبهوت به او خیره شد.

فو شوفنگ نسبتاً ساکت بود و برای جلوگیری از دردسر خیلی چیزها را در سکوت تحمل می‌کرد. بنابراین، بسیار نادر بود که او کنترل خود را به این شکل از دست بدهد.

«برادر بزرگ بای، این زنی که ازش نام می‌برم به من اجازه داد فرار کنم!»

«.... چی؟» بای زه‌مین با شنیدن افشای فو شوفنگ نزدیک بود به زمین بیفتد.

فو شوفنگ آهی سنگین کشید و با چهره‌ای جدی سخن قبلیش را تایید کرد: «اون واقعاً به من اجازه داد فرار کنم. اون روح زن تکامل‌یافته این شانس رو داشت که اگه می‌خواست واقعاً منو بکشه. احساس می‌کردم درست قبل از اینکه آخرین ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی