جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 424
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 424 - ذبح: سطوح معنی ندارد!
«این یارو...» ژونگ دی در حالی که به آشفتگیهایی که نانگونگ یی ایجاد کرده بود نگاه میکرد، سرش را به چپ و راست تکان داد. او در جواب فریاد زد: «هی، پیرمردی به نام نانگونگ. فکر نمیکنی برای بازی توی این نوع مسابقات یکم پیر شدی؟»
«هاهاهاها!» نانگونگ یی با صدای بلندی خندید، صدایش به دلیل وضعیت فعلی کمی تغییر کرده بود. «برو بابا، اینو نگو! من و تو، دو نفر برتر تکامل روح در زمینهی قدرت توی کل گروه هستیم، چه اشکالی داره که یکم رقابت کنیم؟ علاوه بر این، با امسال فقط یکم سنم از ۴۰ بیشتر میشه! با توجه به اینکه میتونم بیش از ۱۲۰ سال زندگی کنم، از نظر تئوری، هنوز حتی به یک سوم عمرم هم نرسیدم!»
پس از اینکه با ژونگ دی حرف زد، چند چیز که بای زهمین میخواست به او بدهد اما به دلیل شرایط، فرصت این کار را نداشت به او داد. ژونگ دی مهارت فعال تغییر شکل سوسمار فلسدار را با وجود اینکه فهمید چقدر قدرتمند بود رد کرد. چون هرچند آن مهارت در مراحل اولیه، تکامل را به کاربر اعطا میکرد، در نهایت کاملاً بی فایده میشد، زیرا با گذشت زمان، بدن طبیعی به اندازه کافی قوی میشد که در برابر گلولهها مقاومت کند، به اندازه کافی چابک میشد تا سریع تر حرکت کند، و در نهایت آنقدر قوی میشد که هر ضربهای را مرگبار کند.
تفکر ژونگ دی نیز مانند بای زهمین بود، او فکر نمیکرد که این کار هوشمندانهای باشد که به خاطر به دست آوردن مقداری قدرت فوری، یک رون مهارت فعال با ارزش مانند آن را به دست بیاورد. علاوه بر این، ژونگ دی از قبل به اندازه کافی قدرتمند بود و به بهای آینده خود نیازی به افزایش قدرت نداشت. اگر شرایط سخت بود، در آن صورت قضیه فرق میکرد. اما از آنجایی که زندگی او به آن وابسته نبود، پس نیازی به تکیه بر چنین مهارتی نداشت.
با این حال، وقتی بای زهمین از نانگونگ یی پرسید که آیا او این مهارت را میخواهد، مرد حتی لحظهای درنگ نکرد و بلافاصله موافقت کرد. این موضوع کمی بای زهمین را شگفت زده کرد زیرا او معتقد بود که نانگونگ یی فردی منطقی است و او هم از این مهارت امتناع میکند. اما در پاسخ به این موضوع، نانگونگ یی به سادگی لبخندی مرموز زد و به او گفت که در آینده، دلیل چنین تصمیمی را خواهد فهمید.
در نهایت، نانگونگ یی با مهارت تغییر شکل سوسمار فلس دار باقی ماند و با وجود اینکه هنوز به مرحله تبدیل اژدها نرسیده بود، دیر یا زود به آن میرسید.
ژونگ دی چشمانش را گرد کرد و به سخنان نانگونگ یی پاسخی نداد. نانگونگ یی در حال حاضر در سطح ۲۵ بود و قبلاً وارد مرتبه اول شده بود، سه تکامل دهندگان روحی که او با آنها روبرو بود همگی سطح ۲۵ بودند اما هنوز به نقطهی نهایی آن نرسیده بودند، بنابراین از ابتدا برای آنها هیچ امیدی برای پیروزی در مبارزه وجود نداشت.
ژونگ دی به جای اینکه از نانگونگ یی عصبانی شود، به دو دشمن روبروی خود نگاه کرد و برای بار دوم پیشنهاد داد: «قبل از شروع نبرد، اینو گفتم و دوباره تکرار میکنم، اما این آخرین باره... مطیعانه تسلیم بشید و زیردست رهبر لژیون ما بشید. تمام مزایایی که الان دارین احتمالاً در آینده بهبود پیدا میکنن... حتی تویی که عضوی از بدنت رو از دست دادی، وقتی شفا دهنده اصلی گروه ما به اندازه کافی قدرتمند بشه امید به بازیابیش خواهی داشت.»
ژونگ دی فردی بود که به طور پیش فرض ترجیح می داد بجز در موارد ضروری زیاد صحبت نکند. خلق و خوی او نیز زیاد خوب نبود و وقتی ناراحت میشد بلافاصله سر دشمنانش را از بین میبرد. با این حال، در این مورد، او کاملا منطقی بود.
موجودات مرتبه اول، بدون توجه...
کتابهای تصادفی


