فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 425

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 425 - یأس

با سقوط تکامل دهنده روح سطح ۳۵ که متعلق به کمپ بایکوان بود، دیر یا زود، بقیه تکامل دهندگان نیز سقوط می‌کردند. اگرچه کمپ بایکوان بیش از دشمن دارای تکامل دهندگان روح بود، این موضوع فقط به این خاطر بود که آن دو زنی که از روی درخت یخی همه چیز را با بی تفاوتی تماشا می‌کردند، هنوز حرکت خود را انجام نداده بودند.

بدتر از آن این بود که رهبر دشمن و آن دو فرد ناشناسی که کنارش ایستاده بودند، حتی حضور هم نداشتند.

ایده اصلی، شکست دادن ارتش دشمن با استفاده از اعداد و قدرت سلاح‌ها بود، اما همه چیز همیشه آنطور که فرد می‌خواست پیش نمی‌رفت. شکست دادن دشمن، قبل از رسیدن رهبر وحشتناکش را فراموش کنید، احتمالاً امروز همه در اینجا دفن خواهند شد!

یک تکامل‌دهنده روح مرتبه اول به نام شائو فنگ که سطحش به ۲۷ رسیده بود و در حال حاضر با فو شوفنگ روبرو بود، با استفاده از فرصتی که برای او فراهم شد، زمانی که همه، از جمله دشمنش، برای لحظه‌ای حواس‌شان پرت شد، در حالت نامرئی فرو رفت. اما به جای فرار، کاری که شائو فنگ انجام داد این بود که کمی از میدان جنگ دور شد و با صدایی خشن در داخل دستگاه تلفنی که در دست داشت زمزمه کرد:

«شهردار بای، متاسفانه خبر خوبی ندارم.»

در مرکز فرماندهی، رنگ از رخسار فرمانده جین شون و شهردار بای یونگ که مانیتورهای روبروی خود را تماشا می‌کردند، پریده بود.

پیش از این، بیش از دویست دوربین در نقاط مختلف شهر ویران شده قرار داده شده بود. آنها حتی گروهی از تکامل‌دهندگان روح را فرستاده بودند تا جانوران را در محیط بیرونی جنگل نگه دارند و در همان حال، دوربین‌هایی را در اطراف آن منطقه قرار دادند. با این حال، در این مرحله، بیش از ۶۰ دوربین وجود داشت که گم شده بودند، بنابراین تنها چیزی که روی مانیتورها دیده میشد، یک مشت رگه‌های سیاه، سفید و خاکستری محو بود.

اما حدود ۱۵۰ دوربین باقی مانده، کافی بودند تا جهنم در مقابل چشمان دو رهبر ارشد کمپ بایکوان درهم شکسته شود.

زمانی که شن‌می دید چن هه مانند یک روح، ظاهر و ناپدید شد پرسید: «اون شخص کیه؟»

وقتی ظاهر میشد، به شعله‌های هرج و مرج تبدیل میشد که هر چه سر راهش بود را نابود می‌کرد و وقتی ناپدید میشد آفت دشمنانش بود و نمی‌گذاشت در آرامش بخوابند.

چنین تکامل دهنده روح قدرتمندی نباید کاملاً ناشناخته باشد! شن‌می معتقد بود با قدرتی که تیرانداز طرف دشمن از خود نشان می‌داد، جین شون و بای یونگ باید اطلاعاتی در مورد او به دست می‌آوردند.

در دوربین شماره ۵، یک خودروی جنگی که تلاش می‌کرد به دشمن صدمه بزند، پس از دریافت چندین تیر جادویی و انفجار، به یک گلوله آتش سوزی بزرگ تبدیل شد.

اما تیرانداز دشمن نیز وضعیت خوبی نداشت. حرکات کماندار با استعداد، به طور پیوسته کم میشد، سرعت حرکت او حداقل ۲۰٪ کاهش و قدرت حملاتش و همچنین سرعت حمله‌اش به شدت کاهش یافته بود.

بای یونگ نفس عمیقی کشید تا خودش را آرام کند و با صدایی عمیق گفت: «اسم اون کماندار چن هه هست. طبق گزارشات، اون از ابتدای آخرالزمان با بای زه‌مین بوده و یکی از نزدیک‌ترین زیردستان اونه. حتی عناوین مهمی بهش اعطا شده و فرماندهی ارتش بزرگی از مردان مسلح رو بر عهده داره. در رابطه با قدرتش، قبل از این، اساساً ناشناخته بود چون به ندرت مجبور میشد خودش رو به دشمن نشون بده، بنابراین بیشتر از تیرهای معمولی یا گلوله‌های کالیبر کوچکتر، برای تموم کردن کار دشمن استفاده می‌کرد.»

«...که اینطور...» شن‌می فقط سر تکان داد و نگاهش را به سمت مانیتور برگرداند. «به نظر می‌رسه این فرد به اسم چن هه بیشتر از این دووم نمیاره.»

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی