فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 438

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 438 – ملحق شدن رسمی

شن می در حالی که لبخند ضعیفی بر لب داشت، با صدای واضحی گفت: «کنجکاوی من رو برانگیختی، بای زه‌مین ... بذار ببینم همه این مردم توی تو چی می بینن، چون توی این لحظه و توی چشمای من، تو هیچ تفاوتی با دیوونه ای که آرزوی دستیابی به غیرممکن ها رو داره نداری.»

بای زه مین با شنیدن کلمات شن می، خندید. او یک حرکت کوچک با دست انجام داد تا به زیردستان و تکامل‌دهنده‌های روح قابل اعتماد خود نشان دهد که نیازی به نگرانی در مورد نزدیکی شن می نیست.

اگرچه در این فاصله، عملاً غیرممکن بود که یک موجود مرتبه اول در صورت غافلگیر شدن توسط یک موجود مرتبه اول دیگر پاسخ دهد، که منجر به مرگ یا وارد شدن جراحت جدی به موجود کمین شده می شود. این فقط برای موجودات عادی جواب میدهد.

اما بای زه مین چه‌کسی بود؟ ناهنجاری‌ای در میان ناهنجاری ها. موجودی که به او عنوانی داده شده بود که به او اجازه می‌داد فضا را طی کند و بین جهان‌ها سفر کند تا دنیای خودش راحت رشد کند، زیرا قدرتش به دلیل سرعت سریع تکامل و خلوص قدرت روحش از جهانش پیشی گرفته.

در آن صورت، اگر شخصی مانند شن می می‌خواست یا باور می‌کرد که ممکن است به او صدمه بزند فقط به این دلیل که به اندازه کافی به او نزدیک شده و او را غافلگیر می‌کرد، در آن صورت یک بیداری بزرگ و خشن، ‌انتظارش را میکشید! بیداری ای که به طور کنایه‌آمیزی دیگر هرگز از آن بیدار نمی شود!

علاوه بر این، بای زه مین معتقد بود که فردی باهوش مانند شن می با دانستن این که زندگی او مدتی بعد به پایان می رسد، کاری به این احمقانگی انجام نمی دهد زیرا حتی اگر واقعاً بتواند به شکلی معجزه‌وار، بای زه مین را مجروح کند، تکامل‌دهنده های روح بیشتری هستند که میتوانند او را زود بکشند.

بای زه مین در رابطه با حرف های شن می نه تنها نیشخندی زد بلکه با خونسردی گفت: «احتمالا از تصمیمت پشیمون نمی‌شی، اگرچه با عنوان اشرافی سطح 5 شروع می کنی، اما با زور، و قدرت نبردت، به راحتی میتونی وارد جمع پنج تکامل‌دهنده روح برتر حزب ما بشی. صعود توی رتبه ها با مشارکت قابل توجه برای تو، چیز سختی نخواهد بود.»

این بار، نوبت شن می بود که بخندد. او مستقیم در چشمان بای زه‌مین نگاه کرد و با صدای عجیبی گفت: «اشرافی سطح 5؟ نه نه نه، من از اونقدر پایین شروع نمی کنم.»

حالت چهره بسیاری از مردم با شنیدن سخنان متکبرانه شن می تغییر کرد. او حتی دو ثانیه را به عنوان عضوی از حزب متعالیان سپری نکرده بود، اما از قبل، درخواست یک مقام بالاتر را داشت؟ آیا او زیادی حریص و طمعکار نبود؟ باید بدانیم که یک اشرافی سطح 5 می تواند از مزایای زیادی برخوردار شود که از جمله آن حقوق ماهیانه برای خرید 100 کیلوگرم غذا است!

دقیقاً به این دلیل که این عناوین اشرافی برای هر کسی که آنها را دریافت می کرد بسیار سودمند بود، بای زه مین آنها را فقط به کسانی اعطا میکرد که مناصب واقعاً مهمی در حزبی که او تأسیس کرده داشتند. فقط حدود 20 تا 30 اشرافی سطح 5 در کل تشکیلات وجود داشت و سطح 4، 3، 2 و 1 بسیار کمتر بود.

در واقع، تنها حدود 50 نفر بودند که تا به امروز عنوان اشرافی را دریافت کرده بودند. بقیه اعضای حزب متعالیان شهروند عادی محسوب می شدند و بسته به ارزش کاری که انجام می دادند یا چند ساعت در روز کار میکردند حقوق می گرفتند.

بنابراین، این واقعیت که یک عضو جدید، طمع به چنین جایگاه بلندی داشت، طبیعتاً نارضایتی بسیاری را که امیدوار به صعود به مراتب قدرت و امتیاز بودند، برانگیخت.

چشمان تیره بای زه مین...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی