جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 448
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 448 - تهاجم: 1 در مقابل 20،000،000! (قسمت 2)
«و الان من دقیقا چطور باید این فرد با نام خانوادگی جین رو پیدا کنم؟» بای زهمین در حالی که بالای یک ساختمان 7 طبقه که بلندترین ساختمان منطقه هم بود ایستاده و با اخم زمزمه کرد.
منطقه مرکزی کمپ بدون شک مجللترین منطقه در کل کمپ بود. بای زهمین میتوانست ویلاهای مجلل در این منطقه و همچنین محافظان پلیسی را که برای محافظت از بستگان فرماندهان عالیرتبه، تکاملدهندههای روحی، یا به طور کلی افراد صاحب قدرت در کمپ بایکوان به جا مانده بود، مرتبط کند.
اگر حتی در زمان جنگ، چند ده سرباز مسلح پشت سر میماندند، نیازی به پیشگویی نداشت تا متوجه شود مردمی که در آنجا زندگی میکردند بسیار مهماند و از میزان خاصی از قدرت برخوردار هستند.
با این حال، بای زهمین به هیچ یک از آنها اهمیت نمیداد زیرا به زودی اکثریت قریب به اتفاق افرادی که از امتیازات نالایق برخوردار بودند، ویلاهای خود را از دست میدادند و در بهترین حالت یک خانه معمولی و در بدترین حالت یک کلبه تا حدی شکسته به آنها داده میشد. فقط با کار کردن به شیوهای آبرومندانه میتوانند مکان بهتری برای زندگی پیدا کنند.
بای زهمین پس از لحظهای تفکر، حرکت صاعقه را فعال کرد و سپس دومین فعال سازی مهارت را به اجرا گذاشت.
سووش! سووش! سووش!
خطوط زیادی از صاعقه از بدن بای زهمین جدا شد و بلافاصله سه کلون که دقیقاً شبیه او بودند در مقابل بای زهمین ظاهر شدند. همه آنها حتی آن حالت بیتفاوتی که مشخصه او بود داشتند و همینطور خطوطی از صاعقه که روی بدنشان چشمک میزد.
«پخش بشین.»
بای زهمین دستش را تکان داد و کلونها قبل از اینکه با سرعت کامل در جهات مختلف پخش شوند، سری تکان دادند.
هر کلون دارای 10 درصد از کل آمار طبیعی بای زهمین بود. به زبان ساده، هر یک از آن سه کلونی که او با فعال سازی دوم مهارت حرکت صاعقه ایجاد کرده بود، یک دهم کل چابکی بای زهمین را داشتند.
بای زهمین بدون در نظر گرفتن آمار جایزه تجهیزات در حال حاضر دارای 970 امتیاز چابکی بود. این به این معنی بود که هر کلون 97 امتیاز چابکی داشت. در حالی که 97 امتیاز در مقایسه با قدرت واقعی بای زهمین عددی ناچیز بود، ولی با توجه به اینکه انسان مرتبه اول تازه تکامل یافته در بالاترین آمار خود کمی بیش از 100 امتیاز داشت، پس آن 97 امتیاز چابکی را دیگر نمیتوان ناچیز در نظر گرفت.
«من دارم عملاً سه موجود مرتبه اول رو احضار میکنم. حتی فکر کردن بهش عجیبه.» بای زهمین با این فکر که در حال تبدیل به چه چیزی است به زور لبخند زد.
باید به خاطر داشت که موجود مرتبه اول میتواند یک کمپ کوچک را نابود کند و فقط کمپهایی با تعداد زیادی تکاملدهنده روح عادی یا سلاحهای سنگین میتوانند با آن مقابله کنند!
حتی اگر کلونهای بای زهمین فقط با مشت میتوانستند بجنگند و توانایی استفاده از مهارتهای فعال او را نداشتند، تواناییهای خودکار او را داشتند!
اما این ترسناکترین چیز نبود... ترسناکترین چیز این بود که تا زمانی که بای زهمین مایل بود چندین امتیاز استقامت را مصرف کند، اگر از حد تعیین شده توسط مهارت تجاوز نمیکرد، میتوانست یک کلون را بینهایت بار احضار کند!
در حالی که بای زهمین به همه جا سرک میکشید، در واقع حواسش به کلونهایش هم بود. هر چند در حال حاضر دیدن آنچه که کلونهای او میبینند غیرممکن بود، در واقع اهمیت چندانی نداشت زیرا او میتوانست آنچه را که کلونهایش حس میکنند را حس کند. به هر حال، حرکت صاعقه مهارت او بود و به روح خود او متصل بود، به این معنی که کلونها نیز نوعی ارتباط با روح او داشتند. بنابراین، اگر...