فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 451

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 451 - ضد تهاجم: حمله به جهان دیگری (قسمت 1)

بای زه‌مین درست پس از مبارزه برای مقاومت در برابر نیروی مکش شکاف فضایی که پس از تخریب سد دفاعی زمین ایجاد شد به اضافه زمان استراحت بیش از 30 دقیقه در حال نبرد بود و از آنجایی که در طول نبرد او از هیچ مهارت فعالی استفاده نکرده بود و فقط به مهارت‌های خودکار و آمار فوق‌العاده بالای خود متکی بود بنابراین مانا او دوباره به 80% حالت اولیه برگشته بود.

پس از ارسال موجی با مصرف 200 نقطه مانا و استفاده از آمار قدرتمند جادویی خود برای پخش آن در همه جا، غبار خونی که منطقه را احاطه کرده بود شروع به حرکت با ریتم عجیبی کرد.

درست در آن زمان، چهره‌ای از شکاف فضایی پدیدار شد.

این مرد هم مثل بقیه فوق‌العاده خوش تیپ بود. با این حال تفاوت این بود که هاله‌ای که از بدن او تراوش می‌شد به طرز محسوسی قوی‌تر بود.

او یک وجود مرتبه دوم بود.

«آقا المیس!»

«بالاخره ژنرال‌هامون شروع به رسیدن کردن!»

...

در آن لحظه بیش از 400000 دشمن خارج از شکاف متوقف شده بودند، زیرا هیچکدام نمی‌توانستند پیشروی کنند، با بیرون آمدن این شخص از شکاف، سر و صدای‌شان بلند شد. همه به گونه‌ای شروع به فریاد زدن و تشویق کردند که انگار ایزدشان به دنیا نازل شده است. اما در واقع، برای این موجودات فرازمینی، ورود اولین وجود مرتبه دوم خود تفاوت چندانی با ورود ایزدشان نداشت، بنابراین همه کسانی که برای حمله به جلو حرکت می‌کردند، در واقع در اواسط حمله متوقف شدند تا راه را برای تازه وارد باز کنند.

قبلاً برای آن‌ها واضح بود که شکست دادن بای زه‌مین عملاً غیرممکن است. بنابراین، آن‌ها فقط می‌توانستند به فردی قدرتمندتر تکیه کنند.

«لعنتی اینجا چه خبره؟ چرا این احمقا جلو نمی‌رن؟ به‌خاطر شما، هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونه حمله کنه!» وجود مرتبه دوم به نام المیس اخم کرد و با درخششی شیطانی در چشمانش گردن یکی از متحدانش را گرفت.

«آقای... المیس...»

آن متحد هیچ فرقی با مرغی نداشت که از گردن گرفته می‌شد و در شرف ذبح شدن به دست المیس بود. تنفس او به طور فزاینده‌ای سخت می‌شد و اگرچه او برای رها شدن تلاش می‌کرد، اما یک موجود مرتبه اول توانایی مقابله با المیس سطح 63 را نداشت، بنابراین تمام تلاش‌های او ناموفق بود.

اِلمیس همچنان که شخص قدرتمند‌تری نسبت به همه حاضران بود، از همه آن‌ها مغرورتر و بی‌رحم‌تر هم بود، اگرچه از نظر ظاهری به نظر می‌رسید که می‌شود با او به همراه یک لیوان چای صحبت خوبی کرد.

بنابراین، فوراً، گردن آن وجود درجه اول شکست و المیس سر او را له کرد.

«بی‌فایده.» المیس که متوجه شد هیچ سنگ روحی در سرش وجود ندارد، به طور اتفاقی جسد را به کناری انداخت.

سپس بدون توجه به هیچ چیزی، به سرعت به سمت جلو هجوم برد و به جلوی میدان نبرد رسید. چشمانش در حالی که صحنه پیش رویش را می‌دید پر از حیرت شد، اما وقتی مردی را دید که بالای کوهی از اجساد ایستاده و با تکبر و تحقیر به او نگاه می‌کرد، غریزه‌اش فوراً وارد عمل شد.

«مردک خر، به چه جرئتی جلوی حمله نژاد آشورا رو گرفتی!» المیس فریاد زد و بدون اینکه منتظر پاسخی بماند به فلشی خونین تبدیل شد.

»بای زه‌مین! مراقب باش!» شانگوان بینگ‌شو با نگرانی فریاد زد زیرا به سختی توانست حرکات المیس را پیگیری کند.

بای زه‌مین فعلی به نظر نمی‌رسید خود همیشگی‌اش باشد. به جای شخصیت همیشه مراقب خود، نسبتاً حواس پرت بود. انگار باور داشت که هیچ چیز و هیچکس نمی‌تواند جلوی او را بگیرد. شانگوان بینگ‌شو می‌ترسید که او، وجود مرتبه دوم را دست کم بگیرد و عواقبی را متحمل شود که او حتی نمی‌خواست تصور...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی