فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 452

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 452 - ضد تهاجم: حمله به جهان دیگری (قسمت 2)

بای زه‌مین سرش را بلند کرد و به آسمان نگاه کرد... یا حداقل تلاش کرد.

پس از منفجر شدن بدن بیش از 400000 دشمن و تبدیل شدن آن‌ها به مه خونین، ابر قرمز رنگی که اطراف را احاطه کرده بود، حتی قوی‌تر از قبل بازگشته بود.

«پس اینجوریه...» او در حالی که سکوت سنگینی در منطقه حاکم شده بود زیر لب زمزمه کرد «بالاخره اصول اولیه برای انجام حملات در مقیاس بزرگ رو با مهارت دستکاری خون درک کردم... بالاخره راهی برای استفاده از خون تو حالت گازی پیدا کردم تا از اون به سود خودم استفاده کنم.»

بای زه‌مین قبل از این اتفاق و با وجود نام مهارت که دستکاری بود، توانایی دستکاری مه خونین برای حمله به دشمنان خود را نداشت. این همیشه درد بزرگی در قلب بای زه‌مین بود، زیرا اگر او می‌توانست از حملات خون در حالت گازی استفاده کند، پایان دادن به زندگی تعداد زیادی از دشمنان با هم بسیار آسان‌تر می‌شد.

برای مثال اتفاقی که در این لحظه رخ داد.

دلیل اینکه دشمنان بای زه‌مین در مه خونین منفجر شدند دقیقاً به این دلیل بود که هوایی که در تمام این مدت تنفس می‌کردند پر از خون بود. حتی اگر نمی‌خواستند، این موجودات فرا زمینی خونی را جذب می‌کردند که قبلاً توسط مانای بای زه‌مین تغییر یافته و مخفیانه کنترل شده بود. بنابراین، هنگامی که او شروع به استفاده از قدرت جادویی خود برای حمله از درون به بیرون کرد، نتیجه به سادگی ترسناک بود.

«بدیش اینه که این جور حملات محدودیت‌های زیادی دارن.» بای زه‌مین سرش را پایین انداخت و آهی کشید. در این حین حجم زیادی از اطلاعات از رونی که نشان دهنده مهارت دستکاری خون بود که اخیراً به مرتبه سوم سطح 3 تکامل یافته بود، به مغزش ‌وارد می‌شد.

اگرچه این مهارت به مرتبه بعد تکامل نیافته بود و همچنین افزایش دو سطحی، قدرت جادویی حملات خون را افزایش نداد، اما مقدار اطلاعات دریافتی بای زه‌مین به قدری زیاد بود که اغراق نیست اگر بگوییم قدرت او از نظر حملات خون به مقیاس جدیدی افزایش یافته بود.

علاوه بر این، جریان مداوم اطلاعات در نهایت به او کمک کرد تا کمی آرامش پیدا کند و او در نهایت به خود قبلی‌اش بازگشت.

شاید هر دو زن متوجه تغییر هاله او شدند و آن آرامشی را که از او تابیده می‌شد، درک کردند تا بالاخره پس از نگاه کردن به یکدیگر به سمت بای زه‌مین رفتند.

وو یی‌جون در حالی که با تعجب، ترس و تحسین به قتل عام بای زه‌مین نگاه کرد، بی‌صدا آب دهانش را قورت داد. دشمنان چند نفر بودند؟ وو یی‌جون عدد دقیق را نمی‌دانست، اما قطعاً بیش از چند صد هزار تن بودند. در غیر این صورت، امکان نداشت که ابری از خون به قطر بیش از 2 کیلومتر بالای سر آن‌ها تشکیل شود و این همه اجساد درهم ریخته روی هم جمع شوند تا جایی که کوه‌هایی با ارتفاع چند متر تشکیل شود.

«آهای.»

بای زه‌مین با لبخندی ناخوشایند به دو زن نگاه کرد... یه جورایی، حتی کسی مثل او که چیز خاصی در این مورد نمی‌دانست احساس درستی نداشت که اجازه بدهد این دو زیبارو او را غرق در خون کثیف و احاطه شده توسط اجساد از هم پاشیده ببینند.

«خوبی...» شانگوان بینگ‌شو سر تکان داد و با چشمان بسیار پیچیده به او نگاه کرد. بعد از چند ثانیه سکوت که هیچکس حرفی نزد، خودش را مجبور کرد لبخند بزند و با صدای آهسته‌ای گفت: «مبارکت باشه انگار هدفت داره بهت نزدیک و نزدیک‌تر می‌شه.»

«هدفش؟» وو یی‌جون پلک زد و گوش‌های نازش به طور نامحسوسی مثل گوش‌های توله سگ کوچکی که می‌خواست چیزی بشنود تکان می‌خورد.

بای زه‌مین آهی کشید و در مورد سخنان شانگوان بینگ‌شو اظهار نظر نکرد.

در واقع، حتی با وجود اینکه هر کاری که تا به حال انجام داده بود به‌خاطر قدرتش آسان به نظر می‌رسید، حقیقت این بود که فقط بای زه‌مین می‌دانست که در ازای...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی