فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 454

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 454 - جهان‌‌های رها شده: اوبلون و نابودگر نابودگرها

زمانی که بای زه‌‌مین و شانگوان بینگ‌شو از شکاف فضایی عبور کردند، هر دوی آن‌ها فوراً حواس خود را به حداکثر ممکن رساندند و مانند قبل گارد خود را بالا نگه داشتند. توصیف فشاری که هر دو در آن لحظه احساس می‌کردند غیرممکن بود؛ زیرا چیزی شبیه به فضا یا سفر بین سیاره‌ای چیزی بود که بسیار دور از نوع بشر بود، چه رسد به اینکه توسط افرادی مانند آن‌ها که تقریباً 60 روز پیش دانشجوی کالج بودند، تحقق یافته بود.

صحنه پیش روی آن‌ها کاملا با صحنه‌ای که از روی زمین دیده بودند متفاوت بود. واقعاً صحنه‌ای بود که شایسته کلمات "جهان دیگر" بود.

آسمان روی زمین شایسته لقب بهشت بود، اما آسمان این جهان احتمالاً به دلیل ویژگی‌های منحصر به فردش با کلمه جهنم سازگارتر بود.

پتویی که جهان را احاطه کرده بود به رنگ قرمز تیره بود و ابرهایی وجود داشتند که به نظر می‌رسید به جای آب، ماگما در درونشان بود، چرا که بخار آزاد شده به وضوح آنقدر دمای بالایی داشت که می‌توانست در عرض چند ثانیه پوسته هواپیما را به توده‌‌ای از آهن قراضه تبدیل کند.

خورشید با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نبود، اما یک چیز عجیب و غریب به رنگ نارنجی بود که می‌‌درخشید و نور ساطع می‌کرد. فقط بای زه‌‌مین و شانگوان بینگ‌شو نمی‌‌دانستند که آیا باید آن شی نارنجی را "خورشید" بنامند یا نه؛ زیرا به وضوح چیزی طبیعی نبود و هر دوی آن‌ها می‌توانستند مقدار زیادی مانا را در هسته آن شی ناشناخته احساس کنند.

به نظر می‌رسید شکاف در اعماق نوعی جنگل مصنوعی قرار دارد، زیرا علی‌رغم ظاهر تیره و تار آن، به وضوح توسط یک موجود باهوش به درستی از آن مراقبت می‌شد. رنگ چمن قهوه‌ای مایل به سیاه بود، درختان خشک و بدون برگ بودند، گل‌ها موجودات بسیار خطرناکی به نظر می‌رسیدند زیرا به جای برگ‌ها دندان‌های تیز داشتند.

«... ما واقعا تو یه دنیای دیگه هستیم؟» شانگوان بینگ‌شو در حالی که به اطرافش نگاه می‌کرد با ناباوری زمزمه کرد و شمشیرش را محکم در دست گرفت.

باور آنچه در مقابل چشمانش می‌گذشت برایش دشوار بود. با اینکه می‌دانست وقتی از آن شکاف عبور کند به دنیای دیگری خواهد رسید، درک چیزی و پذیرش آن دو چیز کاملاً متفاوت است.

بای زه‌مین به خوبی احساس او را درک می‌کرد. به هر حال، تغییر ذهنیت و محدودیت‌های ذهنی افراد کار آسانی نبود. محدودیت‌هایی که در تمام زندگی‌شان وجود داشت و به نوعی هویت امروزی آن‌ها را شکل داده بود.

او در حالی که به عقب نگاه می‌کرد تا مطمئن شود شکاف هنوز آنجاست گفت: «اگه چیزی که می‌بینی تو رو متقاعد نمی‌کنه، پس واقعا نمی‌دونم دیگه چی می‌تونه متقاعدت کنه.»

او فقط یک دستش را محض احتیاط دراز کرد و وقتی تغییر دما را حس کرد دوباره دستش را جمع کرد و متوجه شد که بخشی از بدنش به زمین سفر کرده است.

بای زه‌مین لبخند تلخی زد و سرش را تکان داد: «من واقعا نمی‌تونم بهش عادت کنم.»

این جهانی بود که هیچکس نمی‌دانست چند سال نوری از سیاره زمین فاصله دارد و با این حال، تنها با دراز کردن دست خود در شکاف پشت سرش، می‌توانست بخشی از بدن خود را در فضا-زمان سفر دهد تا به جهانی دیگر برسد.

شانگوان بینگ‌شو قبل از اشاره به موضوع دیگری پیشنهاد کرد: «بهتره به این چیزا فکر نکنیم وگرنه ممکنه دیوونه بشیم. جاذبه تو اینجا حداقل دو یا سه برابر بیشتر از زمینه. فقط اینجا وایسادن چالش برانگیزتر از چیزیه که طبیعتاً باید باشه.»

بای زه‌مین با جدیت سری تکان داد: «در واقع من می‌تونم احساس کنم که اگه بخوام با سرعت کامل بدوم، چجوری سرعت حرکتم به شدت پایین میاد. فکر می‌کنم بهتره قبل از اینکه دنبال دردسر باشیم، یکم به جاذبه این جهان عادت کنیم... به علاوه، دمای اینجا واقعاً زیاده.»

شانگوان بینگ‌شو اخم کرد و چهره زیبایش به آرامی شروع به قرمز شدن کرد و شکایت کرد: «من حداکثر یه دقیقه اینجا بودم اما همین الانم از اینجا متنفرم. واقعاً دنیاییه که هرگز دوست ندارم دوباره ببینمش!»

بای زه‌مین لبخند تلخی زد و می‌خواست پاسخ دهد، اما درست در همان لحظه او و شانگوان بینگ‌شو یک سری پیام‌های سبز روشن دریافت کردند که در شبکیه چشمشان چشمک می‌زد.

-------------------------------------

[شما به یک دنیای متروک رسیدید.]

[شما دنیای اوبلون را کشف کردید.]

[شما یک ماموریت ویژه بدون محدودیت زمانی دریافت کردید. شما ماموریت "نابودگر نابودگرها" را دریافت کردید.]

[نابودگر نابودگرها: یک دنیا زمانی رها می‌شود که موجوداتی که در آن زندگی می‌کنند، بزرگ‌ترین تابوی همه دوران‌ها را می‌شکنند. هنگا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی