جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 458
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 458 - خشم دیوانه خون
شمشیرهای یخی شانگوان بینگشو همانطور که به آنها دستور داده میشد در آسمان اوج میگرفتند و در جهت عقاب غولپیکری پرواز میکردند که به نظر میرسید برای حفظ مالکیت خود در آسمان تلاش میکند.
عقاب غولپیکر ارباب آسمان آن منطقه حتی تا هزاران مایل دورتر به حساب میآمد و به احترام گذاشتن دیگران عادت کرده بود. قبلاً متعلق به دنیای دیگری بود، اما توسط جنان رام و به دنیای ابلون آورده شد، بنابراین بر خلاف نژاد آشورا، این عقاب غولپیکر تنها میتوانست با جذب نیروی روح موجودات دیگر رشد کند زیرا جنان هرگز اجازه نداده بود که او باعث کشتار جمعی فقط برای مصرف سنگ روح شود.
سپس، تا زمانی که به جهان دیگری همراه با نژاد آشورا حمله میکرد، قدرت عقاب غولپیکر بسیار سریعتر از بقیه آشوراها افزایش مییابد زیرا بومی جهان ابلون نبود. عبور از سطح 99 به سطح 100 حداکثر 2 سال دیگر طول میکشید و حداکثر ظرف یک دهه به مرتبه سوم میرسید. با توجه به اینکه عقاب فقط کمی بیش از 150 سال سن داشت، او در نوع خود نابغهای به حساب میآمد.
این عقاب غولپیکر قبلاً دارای هوش یک انسان معمولی بود، بنابراین غرور او به طور طبیعی زیاد بود. پس، هنگامی که توسط یک انسان کوچک که حتی به سطح دوم هم نرسیده بود، صدمه دید، عقاب چنان خشمگین شد که دفاع کردن را رها کرد و تصمیم گرفت تمام تمرکز خود را بر روی حمله، برای له کردن انسانی که او را زخمی کرده بود، بگذارد. زخمی که بیوقفه خونریزی میکرد!
عقاب غولپیکر با تمام سرعت به سمت شمشیرهای یخی حرکت کرد و به جای استفاده از مهارت خود برای کنترل جریانهای باد اطراف برای تشکیل یک سد دفاعی، از آن برای ایجاد صدها تیغه باد استفاده کرد.
تیغههای باد با شمشیرهای یخی برخورد کردند و در کمال تعجب عقاب غولپیکر، با هم خنثی شدند.
بر خلاف عقاب غولپیکر که عمدتاً به بدن و سرعت وحشتناک خود برای شکست دادن دشمنان خود متکی بود، شانگوان بینگشو یک جادوگر فوقالعاده با استعداد بود، بنابراین حتی با وجود اختلاف سطح فعلی، آمار جادویی او با عقاب غولپیکر قابل مقایسه بود.
عقاب غولپیکر جرأت نداشت برای حمله از آسمان پایین برود و شانگوان بینگشو محدود به حمله از روی زمین بود. برای 5 دقیقه یا بیشتر، هر دو موجود در تلاش برای از بین بردن دیگری حملات دامنهای را علیه یکدیگر انجام دادند.
بدن شانگوان بینگشو مملو از جراحات بود و زره چرمی رنک یک او در این مرحله تقریبا خورد شده بود. بازوهای سفیدش چندین زخم خونی داشت، رانهای صاف سفیدش دو پارگی وحشتناک داشت که زیبایی آنها را به کلی از بین میبرد و حتی در یک طرف گونهاش، بریدگی کوچکی وجود داشت که خون از آن به پایین میچکید.
البته، زخم روی قفسه سینه او همچنان از همه بدتر بود، زیرا حتی با وجود وضعیت سلامت او که به صورت غیر طبیعیای برای یک مرحله اول بالا بود، به نظر میرسید که غلبه بر خواص خورنده موجود در خون عقاب غولپیکر در کوتاه مدت غیرممکن باشد.
اما عقاب غولپیکر نیز در شرایط مطلوبی نبود.
نه تنها زخمهای ایجاد شده توسط شانگوان بینگشو در اول مبارزه همچنان خونریزی میکردند، بلکه بالهای فلزیش تقریبا یخ زده بود و پروازش را تحت تاثیر قرار میداد. سرعت حرکتش به شدت کاهش پیدا کرده بود و اطراف سرش چندین زخم خون آلود بود که اصلا خوب نشده بود.
ناگهان عقاب متوجه چیزی...
کتابهای تصادفی
