فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 460

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 460: خشم دیوانه خون

بای زه‌مین مرتبه اول در مقابل جنان مرتبه دوم

دریای ارغوانی که توسط زنجیره‌های بی‌شماری از رعد و برق تشکیل شده بود، برای یک دقیقه کامل به ترقه زدن ادامه داد و سرانجام متوقف شد.

وقتی قدرت دستبند انتهایی بنفش روی مچ دست چپ بای زه‌مین به طور کامل تخلیه شد، درخشندگی اطراف گنج ناپدید شد و رنگ طبیعی آن کمی کدر شد. در حالی که آماری که گنج اعطا کرده بود هنوز وجود داشت، این مهارت قبل از اینکه به طور طبیعی با استفاده از مانای جهان، قدرت خود را دوباره شارژ کند، دوباره قابل استفاده نبود.

بای زه‌مین مدتی پیش کشف کرده بود که هر زمان گنجی قدرت خود را از دست می‌دهد، دلیل اینکه مهارت به حالت سرد می‌رود این است که گنج برای بازیابی قدرت لازم برای فعال کردن و یا حفظ فعال مهارت به زمان نیاز دارد. متأسفانه و علی‌رغم این واقعیت که او سعی کرد گنج را با مانای خود تأمین کند، نتیجه طبیعتاً با شکست مواجه شد.

هنگامی که دریای رعد و برق بنفش ناپدید شد، سرانجام نتیجه حمله مشخص شد.

زمینی که قبلاً کمی مایل به سیاه بود، اکنون در حالت کاملاً سوخته با تکه‌هایی بود که حفره‌های کوچکی را پس از شکسته شدن لایه سنگی بالایی آشکار می‌کرد. انگار این کافی نبود، دود سفید به آرامی از آن تکه‌ها به آسمان بلند می‌شد، گویی آتش سوزی اخیرا خاموش شده است.

برای یک حمله پراکنده، آسیبی که جهان متحمل شده بود قابل توجه بود. حتی بیشتر با توجه به اینکه هدف اصلی انفجارهای رعد و برق هرگز زمین نبوده است زیرا زمین رسانای ضعیف انرژی الکتریکی بود. اما این نیز قابل درک بود، به هر حال، گنجینه درجه جادویی که در دستان شخصی با قدرت جادویی بالا مانند بای زه‌مین در نهایت باعث آسیب بیشتر از حد معمول می‌شود، تا زمانی که مهارت پیوست شده توسط آمار کاربر کنترل شود.

بای زه‌مین به آهستگی پیش رفت و با قدم‌هایی آرام و بی‌شائبه فاصله بین او و عقاب غول‌پیکر را پیمود.

عقاب غول‌پیکر دیگر توانایی ایستادن دوباره را نداشت و گهگاه فریادهای کوچک درد از منقارش به بیرون درز می‌کرد. منقاری که قبلاً ظاهراً خواص فلزی داشت اما اکنون روی سطح آن ترک‌هایی به چشم می‌خورد.

بوی سوختگی که در آن لحظه از بدن عقاب می‌آمد واقعاً بدبو بود. پوست و گوشت این موجود تا حدی سیاه شده بود که به جز پرهای بال که هنوز نسبتا دست نخورده بود، تمام بدن جانور قابل تشخیص نبود.

«بایست و فرار کن.» بای زه‌مین درست روبروی سر هیولا این را گفت.

عقاب به آرامی چشمان طلایی خود را باز کرد تا به او نگاه کند. انرژیش به طور کامل تخلیه شده بود و زخم‌های روی بدنش فقط اوضاع را بدتر می‌کرد، بنابراین حتی اگر می‌خواست، عقاب نمی‌توانست حتی یک عضله از پایش را تکان دهد چه برسد به اینکه بتواند بایستد.

بای زه‌مین چند ثانیه صبر کرد تا در نهایت متوجه شد، موجود مقابلش غیرممکن است که به کوچکترین مقاومتی ادامه دهد، بنابراین در نهایت تصمیم گرفت به زندگیش پایان دهد.

«می‌دونی چرا هنوز نکشتمت؟» بای زه‌مین دستی دراز کرد و یکی از پاهای عقاب غول‌پیکر را گرفت. سپس، او شروع به کشیدن آن در امتداد زمین در جهت شانگوان بینگ‌شو کرد و با نادیده گرفتن گریه‌های درد و ترس موجود، با صدایی بی‌تفاوت توضیح داد: «تو به دوستم آسیب زدی. اون توی شرایطی قرار گرفت که داری می‌بینی. حتی تضمینی هم نیست که زنده بمونه. چون بهش حمله کردی و چون اون داشت از من محافظت می‌کرد. مطمئنم که وقتی هاله‌ات رو حس کرد، به شدت وحشت کرد. اما موجود کثیفی مثل تو قرار نیست این رو بفهمه. من می‌خوام این لطف رو بهت برگردونم و بزارم بفهمی که ناامیدی چه حسی داره.»

بای زه‌مین وقتی به 50 متر جلوتر از جایی که شانگوان بینگ‌شو در حال استراحت بود رسید و به پشت عقاب صعود کرد. سپس، قبل از اینکه به شدت او را به سمت بالا بکشد، با هر دو دستش در محل اتصال بال راست و پشت جانور چنگ زد.

صدای پارگی در میان سکوت وحشتناکی پخش شد و سپس فریادی شبیه به غرشی پر از درد و رنج تا حتی چندین کیلومتر دورتر شنیده شد.

چشمان عقاب غول‌پیکر گشاد شد و به نظر می‌رسید که به دلیل درد وحشتناکی که داشت دوباره شروع به مبارزه کرد، نوعی تزریق جادویی دریافت کرد.

بای زه‌مین وقتی دید که جانور شروع به پیچیدن کرد اخم کرد و پ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی