جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 466
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 466 - شمشیر بزرگ صاعقه در مقابل نیزه شعلهور
«تو باید احساس افتخار کنی.» بای زهمین لبخندی به زن روبرو خود زد که شبیه لبخند نبود. چشمانش را با خصومت باریک کرد و با صدای آهستهای گفت: «تو اولین قربانی هستی که با شمشیر من کشته میشی... حدس میزنم ریختن خون یک جنگجوی قدرتمند مرتبه سوم که متعلق به دنیای دیگهای هست آیین خوبی برای عبور کردنه. فکر نمیکنی؟»
گلینیرا کمی اخم کرد و چیزی نگفت. اگرچه باورش برایش سخت بود، اما واقعیت این بود که به دلایلی، ناگهان کمی احساس اضطراب کرد. اضطرابی که از دست راست مرد جوان در مقابل او به وجود آمد... نه، بلکه با دقت بیشتری اضطرابی از قبضه شمشیر غولپیکری که به دست راستش چسبیده بود به وجود آمد.
گلینیرا جنگجویی بود که بیش از دو هزار سال زندگی کرده بود و علیرغم اینکه یک مبارز مغرور بود هرگز اجازه نمیداد این غرور باعث بیخیالی او شود. حتی با احتمال کمتری مبارزه پیش رو را آسان بگیرد زیرا مرد جوانی که در مقابل او قرار داشت، چندی پیش یک موجود دیگر از مرتبه سوم را کشته بود و با قضاوت بر اساس آنچه که او میتوانست ببیند، او هنوز در شرایطی عالی بود.
با این حال، درست همانطور که او قصد داشت به جلو حمله کند و بدون اینکه به دشمنش زمان بدهد تا منبع اضطراب خود را از غلاف بیرون بیاورد، نبرد را آغاز کند، دست عظیمی از خون از جایی بیرون آمد که گلینیرا را مجبور کرد با حالت دفاعی پاسخ دهد و تا بعد از آن آماده ضدحمله شود.
اما دور از حمله به او، دست عظیم خونی در مقابل موجود فرازمینی به دسته اسلحه چسبید و با حرکتی سریع نوک آن را محکم به کف سیمانی فرو برد.
بای زهمین دوباره دست راستش را دراز کرد و با کشیدن محکم شمشیر را از سنگ بیرون کشید.
«امیدوارم رقصیدن بلد باشی، خوشگله..... از آخرین باری که همچین نبرد هیجان انگیزی داشتم، مدتی میگذره!» بای زهمین خندید و مانا در بدنش به سمت دیوانه شدن پیش رفت.
در همان زمان، اطلاعات سلاح روی شبکیه چشم او ظاهر شد.
------------------------------------------
[آخرین کلمات اژدهای تندر زرشکی]
[شمشیر دو دست.]
[مرتبه: 3]
[قدرت حمله فیزیکی: 10000]
[ویژگیها]
[1: در هنگام مواجهه با مقاومت وزن 50 درصد افزایش مییابد و در دست سازنده وزن آن 50 درصد کاهش مییابد.]
[2: با هر ضربه، صاعقههایی را آزاد میکند که توانایی بیحس کردن دشمن را دارند.]
[3: سازنده میتواند از مانا استفاده کند تا آخرین کلمات اژدها تندر زرشکی را به سمت خود بکشاند.]
[دوام: 9000 / 9000]
[توضیحات: اسلحهای که توسط آهنگری که کم کم ارزش آن را پیدا میکند که آهنگر نامیده شود ساخته شده. روحیه و آرزوی خالق این شمشیر بزرگ به نظر میرسد که ارادهای برای از بین بردن همه چیز دارد و آرزوی او زمانی که او از قدرت یک سنگ روح مرتبه دوم متعلق به موجودی که صرفاً بر روی قدرت بدنی متمرکز بود، برآورده شد.]
------------------------------------------
«نگران نباش، رقص خیلی زود تموم میشه.» گلینیرا پوزخندی زد و بدون هیچ حرف دیگری در حالی که شعله آتش زرشکی رنگ نیزه او را احاطه کرده بود به جلو رفت.
بای زهمین نیز دیگر کلماتش را هدر نداد و در عوض، حرکت صاعقه را قبل از دویدن به جلو برای ملاقات با گلینیرا فعال کرد.
بای زهمین وزن شمشیر اژدها تندر زرشکی را 50 درصد کاهش داد، با در نظر گرفتن اینکه قبلاً حدود 6 تن وزن داشت و با توجه به اینکه گرانش جهان اوبلون 2 تا 3 برابر بیشتر از زمین بود، وزن شمشیر بزرگ چیزی بود که بای زهمین نمیتوانست آن را دست کم بگیرد.
با هر قدمی که برمیداشت احساس میکرد زمین میلرزد و شکافها طوری گسترش مییابد که انگار دایناسوری از ماقبل تاریخ در اطراف راه میرود. علاوه بر این، حتی پس از فعال کردن حرکت صاعقه، به نظر میرسید که سرعت حرکت بای زهمین بهخاطر وزن سلاح غولپیکر تنها به نصف آن چیزی که واقعاً باید افزایش یافته است.
گلینیرا در این لحظه بدون شک سریعتر از او بود و بهخاطر همین سریعتر فاصله را بین آنها طی کرد و در حالی که بدن خود را در مسیر خود متوقف میکرد، از حرکت باقی مانده استفاده کرد و با نیزه خود به جلو حمله کرد.
تکنیک نیزه گلینیرا شدید و مستقیم بود. به نظر میرسید که هیچ تکنیک فانتزی مانند تکنیکهایی که بای زهمین در رمانهای رزمی خوانده بود یا در فیلمهای فانتزی دیده بود، نداشته باشد. فقط شبیه...
کتابهای تصادفی


