فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 474

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 474 - آرماگدون و انفجار

امپراتور تاناث آشورایی بود که در 5000 سال گذشته به بالاترین سطح قدرت رسیده بود. علاوه بر این، این واقعیت که او یک جادوگر بود و تنها 1٪ از نژاد آشورا می‌توانستند به جادوگر تبدیل شوند، او را در نظر دیگران با استعداد‌تر نشان می‌داد.

آمار او به طرز وحشتناکی بالا و لایق موجودی در مرتبه چهارم بود. با این حال، به عنوان موجودی که عمدتاً برای نابودی ارتش‌ها از جادوهای قدرتمند استفاده می‌کرد، آمار اصلی او مانا و جادو بود. البته، این بدان معنا نبود که سایر آمارهای تاناث کم بودند، بلکه آن‌ها به سادگی قابل مقایسه با سطح فوق‌العاده مانا و جادوی او نبودند.

به طور کلی، جادوگران بدن ضعیفی داشتند، اما این تنها با جنگجویان با سطح یا مقیاس قدرتی مشابه با آن‌ها قابل قیاس بود. اگر یک موجود عادی مرتبه اول سعی می‌کرد امپراتور تاناث را فقط به این دلیل که معتقد بود جادوگران در نبردهای تن به تن ضعیف هستند، سرنگون کند، آن موجود بدون اینکه بداند چطور، خواهد مرد!

اما، آیا بای زه‌مین یک مرتبه اول معمولی بود؟ این سوال کلیدی بود که به رمز و راز آنچه بعدا اتفاق افتاد پاسخ داد.

هنگامی که 100 مشت بای زه‌مین به مرکز سینه امپراتور اصابت کرد، یک انفجار مهیب زمین را لرزاند و اگر قوانین جهان اوبلون برتر از قوانین زمین نبود، لحظه‌ای که عدالت خون سرخ و سپر کشتار به یکدیگر برخورد کردند، شکاف‌های فضایی کوچک بی‌شماری ایجاد می‌شد و به آن‌هایی که در آسمان شناور بودند می‌افزود.

چشمان امپراطور تاناث، حیرت زده از شدت دردی که در قفسه سینه حس می‌کرد گشاد شد و نتوانست کاری کند تا قطره خون کوچکی از گوشه لبش سر نخورد.

«تچ.» بای زه‌مین با زبانش صدایی درآورد و با عجله به عقب جهید و فاصله زیادی بین خود و امپراتور قرار داد.

چشمانش را تنگ کرد و به ردای طلایی که امپراطور نژاد آشورا بر تن داشت چشم دوخت.

به نظر می‌رسید که آن لباس از ابریشم ساخته شده بود و دارای تزئینات مختلفی با اشکالی طلایی و نقره‌ای رنگ بود. اما چشم‌گیرترین چیز این بود که چندین حکاکی عجیب روی سطح آن حک شده بود که ظاهری عجیب اما در عین حال مرموز به لباس می‌بخشید.

«اعلی‌حضرت واقعاً می‌دونن چطور از زندگی لذت ببرن.» بای زه‌مین آهی کشید و سرش را تکان داد. در حالی که در چشمان دشمنش نگاه می‌کرد، لبخند تلخی روی صورتش ظاهر شد و به آرامی گفت: «ممکنه اون یه لباس جادویی رتبه 4 باشه؟»

درست چند لحظه پیش، وقتی بای زه‌مین مشت خالی خود را به سینه امپراتور کوبید، احساس کرد که چهل درصد از قدرت مهارتش تقریباً به طور کامل سرکوب شده. هر مشتی که بای زه‌مین به جلو پرتاب می‌کرد، احساس فرو رفتن در بستر بزرگی از پنبه سفید و مرموز را به او می‌داد.

امپراتور تاناث پاسخی نداد و در عوض مقدار زیادی بزاق مخلوط با مقداری خون زرشکی روی زمین تف کرد.

اگر ردای او گنجی درجه حماسی نبود که پس از تسلط بر جهان دیگری از یک جنگجوی قدرتمند ربوده بود، حمله بای زه‌مین می‌توانست زخم‌هایی بر جای بگذارد که جادوگر مرتبه چهارم قادر به نادیده گرفتن آن نبود.

در این مرحله، هم بای زه‌مین و هم امپراتور تاناث در بن بست قرار گرفته بودند.

امپراتور تاناث نمی‌توانست حرکت کند زیرا تمام تلاش خود را می‌کرد تا حمله جادویی وحشیانه‌ی دشمن را مهار کند. علاوه بر این، این واقعیت که حمله جادویی چهار دایره‌ای او قبلاً به نوعی توسط دشمن دفع شده بود، نشانه‌ای در ناخودآگاه تاناث گذاشت که او را به این فکر انداخت که شاید مرد جوان راهی برای جلوگیری از حملات او داشته باشد. بنابراین، برای جلوگیری از هدر دادن مقدار زیاد مانا که مانع حملاتی که هم اکنون به سویش می‌آمد می‌شد و همه چیز را در معرض نابود قرار داده بود، تاناث اقدام به حمله متقابل نکرد.

از سوی دیگر، بای زه‌مین از جهات خاصی با امپراتور تاناث تفاوت چندانی نداشت.

برخلاف آنچه امپراتور تاناث معتقد بود، بای زه‌مین نه تنها به شدت مجروح شده بود، بلکه تنها راه برای محافظت از خود در برابر حملات جادویی که با اختلاف زیادی بر او چیره شده بودند، استفاده کرده بود. به بیان ساده، بای زه‌مین فعلی هیچ راهی برای زنده ماندن نداشت، اگر تاناث تصمیم می‌گرفت دومین طلسم جادویی را انجام دهد. چهار دایره را فراموش کنید، احتمالاً فقط یک دایره جادویی کافی بود تا او را به نابودی بکشاند!

بای زه‌مین نمی‌توانست اجازه دهد امپراتور تاناث متوجه اضطراب یا ترس او شود، زیرا ممکن بود متوجه آسیب پذیری‌اش شود. بنابراین، بای زه‌مین جرأت نداشت حمله دومی را علیه امپراتور انجام دهد، زیرا اگر آن لباس عجیب تا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی