جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 475
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 475 - چشمان سیریوس دوباره جهان را روشن کرد
در حالی که بای زهمین و شانگوان بینگشو پس از رسیدن به جهان اوبلون مسیری از خون و اجساد را طی میکردند، جهان به طور کلی در آشفتگی بزرگی قرار داشت که قبلاً به ندرت دیده بود.
دلیلش این بود که صورت فلکی گرگ آسمانی سیریوس بعد از تقریباً 15 سال سکوت بالاخره یک حرکت عجیب دیگر داشت!
پانزده سال پیش، بعد از حدود 10،000،000 سال، صورت فلکی سیریوس برای اولین نشانه خود را ظاهر کرد که نشان میداد علیرغم اینکه همیشه ساکت بود، هنوز اراده خود را داشت! 15 سال پیش بود که همه موجودات کیهان به یاد آوردند که در گوشهای دور از کیهان پهناور، یک صورت فلکی وجود دارد که در درون خود یکی از دلخواهترین و آرزومندترین قطعههای آسمانی را برای هر موجود زندهای نگه داشته بود.
پانزده سال پیش، گروههای موجودات برتر در تلاشی برای وارد شدن به صورت فلکی حرکت کردند تا برای آنچه در درون آن بود بجنگند، گویی خطرات موجود در درونش را فراموش کرده بودند، فقط بهخاطر به دست آوردن قطعهای از گرگ آسمانی سیریوس.
متأسفانه، پس از حملات بیشماری در تلاشی ناموفق برای باز کردن شکاف فضایی کوچک در صورت فلکی، همه آنها چارهای جز عقبنشینی نداشتند.
امید به زندگی موجودات برتر نامحدود بود. تا زمانی که به دلایل خارجی نمیمردند، طبیعت و گذر زمان هرگز نمیتوانست زندگی آنها را خراب کند. بنابراین 15 سال برای آنها زمان زیادی نبود.
درست زمانی که همه کم کم داشتند به کار خود باز میگشتند و آنچه را که یک دهه و نیم پیش رخ داده بود فراموش میکردند، صورت فلکی که سکوت کرده بود دوباره فعال شد.
چشمان سیریوس دوباره جهان را روشن کرد.
هنگامی که این کلمات توسط وجود برتری بیان شد که به منطقهای که صورت فلکی گرگ آسمانی سیریوس در آن قرار داشت، نزدیک بود، بیش از یکی دو ساعت طول نکشید تا این خبر، مانند گرد و غباری که طوفانهای قوی با خود حمل میکردند، با نهایت سرعت به هر گوشه قابل سکونت کیهان پخش شود.
* * *
دنیای کرام
این جهانی بود که قبلاً از مرحله ششم تکامل خود عبور کرده بود، بنابراین جدا از داشتن قوانین قدرتمند، اراده جهان کرام آنقدر قدرتمند بود که از دید دیگری با داشتن نوعی دفاع هوش مصنوعی که از قلعهای غول پیکر محافظت میکرد، تفاوتی نداشت و در لحظهای که احساس خطر بکند از تمام قوانین جهان برای حمله به موجود تهدید کننده استفاده خواهد کرد.
دنیای کرام دنیایی پنهان در قلمروی فضایی بود که توسط یکی از قدرتمندترین و باستانیترین موجودات در تاریخ آفرینش ایجاد شده بود. از طاق آسمان گرفته تا خشکی و دریاها که هر ستاره درخشان را تشکیل میدادند.
اینجا جایی بود که گروهی از موجودات برتر به نام ارتش شیطانی توسط لوسیفر توانا رهبری میشد.
در مرکز جهان، احاطه شده توسط کوههای عظیمی که بر فراز ابرهای سایه برافراشته بودند، یک قلعه باشکوه در مرکز آن قرار داشت.
این قلعه خانه لوسیفر، ارباب ارتش شیاطین بود.
در داخل اتاق مخصوصی که با جادوی فضایی و مواد بسیار مستحکم با بالاترین کیفیت ساخته شده بود، دو زن مشغول نبرد بودند.
هر دو زن فوقالعاده زیبا با بدنی خداگونه بودند که میتوانستند نفس انسان نماها و جانوران را بگیرند (بهخاطر زیبایی بیمانندشون).
یکی از آنها ردای جادویی بلند و روشن بنفش، کلاه ارغوانی با جزئیات طلایی مشابه آنچه جادوگران در افسانههای بشری استفاده میکردند به تن داشت، با دستکشهای ابریشمی تا آرنجهایش، و محکم به عصای جادویی که تقریباً به بلندی خ...
کتابهای تصادفی

