فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 480

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 480 - ظاهر: روح سیریوس! (1/2)

مایکل.

مایکل چه کسی بود؟

طبق کتاب مقدس و بسیاری از افسانه‌های بشر، مایکل قدرتمندترین فرشته آسمان بود و نه تنها از نظر اعتبار بلکه از نظر قدرت نیز پس از یزدان در رتبه دوم قرار داشت.

واقعیت تفاوت چندانی با افسانه‌ها نداشت و یکی از تفاوت‌های عمده این بود که بر خلاف باورهای رایج در زمین، مایکل به هیچ وجه از لوسیفر قدرتمندتر نبود.

اما این‌ها به این معنی نبودند که این فرشته قدرتمند مرتبه هفتم روش‌های خود را برای عذاب دادن شیاطین نداشت. چون 80 درصد از کسانی که به ارتش شیطانی می‌پیوستند از قدرت‌هایی مبتنی بر عناصر تاریک و شعله‌های نیرومند مایکل استفاده می‌کردند، دشمن طبیعی قدرت‌های نوری بودند که فرشتگان پس از پیوستن به ارتش بهشت می‌توانستند به لطف آمارهای اصلاح‌شده‌شان تا حد کمال از آن استفاده کنند.

«فقط با تو؟» مایکل از درون ستون شعله‌های سوزان به کرو نگاه کرد و با تحقیر گفت: «دو هزار سال پیش، بیشترین کاری که می‌تونستی انجام بدی این بود که از اون گنجینه عجیب و غریب سمی برای زخمی کردنم استفاده کنی؛ زخم‌هایی که بعد از چند ماه از دستشون خلاص شدم. از طرف دیگه شعله‌های آتشم پرهای سیاه کثیف تو رو خاکستر کرد. فراموش کردی کی توی شعله‌های من فریاد می‌زد و به خودش می‌پیچید؟ اگر به‌ خاطر اون زن که به موقع نجاتت داد، نبود، تا اون زمان تبدیل به یه مرغ سوخاری شده بودی!»

والیانت در مقابل توهین مایکل؛ هیچ واکنشی نشان نداد. موضع او مثل همیشه محکم بود و با آرامشی فوق‌ العاده به دو دسته شمشیرهای هنوز غلاف شده‌اش چسبیده بود.

اگر سن آن‌ها را مقایسه کنند، در مقایسه با مایکل که میلیون‌ها سال زندگی کرده بود، کرو مانند یک کودک کوچک بود. اگر این مورد در نظر گرفته می‌شد، اصلا عجیب نبود که قدرت مایکل از کرو پیشی می‌گرفت، زیرا با وجود اینکه هر دو موجودات مرتبه هفتم بودند، تفاوت در سطوح بین آن‌ها نه تنها عظیم بود، بلکه خلوص نیروی روح نیز چیزی بود که باید در نظر گرفته می‌شد.

کرو می‌خواست به جلو قدم بگذارد تا به مایکل ثابت کند که اگر معتقد بود کرو هنوز همان کرو از دو هزار سال پیش است چقدر اشتباه می‌کرد، اما در آن لحظه یک نفر جلو رفت.

«مایکل، شعله‌هات رو جمع کن. اینجا جایی نیست که تو یا هیچ یک از ما شرایط دیوونه شدن رو داشته باشیم.»

با دیدن شخصی که از صف ارتش شیطانی جلو آمده بود، قیافه مایکل کمی درهمر رفت. با اخم روی صورتش، از لای دندان‌های چفت شده‌اش زمزمه کرد:

«لوسیا...»

لوسیا زنی زیبا بود و موهایش کاملا سفید بود. او نه تنها بسیار زیبا بود، بلکه قدرتمندترین موجود در ارتش شیطانی درست زیر لوسیفر بود. او معمولاً در بیشتر جلسات شرکت نمی‌کرد، زیرا به نظر می‌رسید بیشتر اوقات خیلی سرش شلوغ بود، با این وجود، هیچ‌کس قدرت او را زیر سوال نمی‌برد.

اگر فایر سارو سپر لوسیفر در نظر گرفته می‌شد، بدون شک لوسیا قوی‌ترین نیزه او بود.

واقعیت عجیب دیگر این بود که لوسیا خواهر خونی لوسیفر بود. تنها تفاوت این بود که بر خلاف لوسیفر، که هم در نبردهای تن به تن و هم در جادو استعداد داشت، لوسیا یک جنگجوی خالص بود که نیزه‌ای به سیاهی شب بی‌ ستاره در دست داشت.

همه از نظر تاکتیکی می‌دانستند که اگر لوسیا خیلی ساکت نمی‌ماند و معمولاً به سرش در کار خودش نبود، فایر سارو لزوماً دست راست لوسیفر نمی‌ماند.

هیچکس از گذشته مشترک بین ارتش شیطانی و ارتش آسمان خبر نداشت، و بنابراین، هیچ‌کس نمی‌دانست که شیاطین و فرشتگان ممکن بود چه نوع رابطه‌ای داشته باشند. با این حال، لوسیفر و ارباب آسمان بدون شک دو تا از قدیمی‌ترین موجودات بودند و تنها تعداد کمی می‌ توانستند این دو را با هم مقایسه کنند.

بنابراین، تعداد موجوداتی که کمی از اوضاع خبر داش...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی