فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 481

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 481 - ظاهر: شبح سیریوس! (قسمت 2/2)

فایر سارو به آرامی شناور شد و در کنار لیلیث ایستاد.

جادوگر زیبای موی بنفش پرسید: «سردرگمی؟»

لیلیث شانه‌هایش را بالا انداخت و با بی‌ حوصلگی گفت: «متاسفانه یا نه، جادویی ندارم که بهم اجازه بده افکار دیگران رو بخوانم.»

فایر سارو قهقهه‌ای زد و سر تکان داد: «رهبر ما گاهی اوقات کمی فراموشکار می‌شه... باید اعتراف کنم که حزب ما به هیچ وجه سازماندهی شده‌ترین حزب نیست.»

لیلیث بدون اظهار نظر در این مورد سرش را تکان داد. اگرچه ارتش شیطانی واقعاً کاملاً درهم و برهم بود، اما این بی‌ نظمی باعث می‌شد لیلیث راحت‌تر بتواند به اطراف حرکت کند و کارهای زیادی را با آزادی بیشتر انجام دهد که در سایر حزب‌ها غیرممکن بود.

فایرز سارو با لبخند کوچکی اشاره کرد: «نگران نباش. فقط هر چه قدر مانا که می‌تونی به من منتقل کن و همه چی درست می‌شه.»

لیلیث فکر کرد که در چشمان او نشانه‌ای از درد دید، اما همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌افتاد که به نظر یک توهم از طرف خودش بود. در پایان، به سادگی سری تکان داد و در حالی که منتظر بود ببیند همه قصد انجام چه کاری را دارند، ساکت ماند.

طولی نکشید که لتار ارتش ماه آسمانی، سالازار ارتش تکامل، لانگ تیان از قلمرو خدای اژدها، نیکولای خونخواهی جاودانه، مادز ارتش آسمان، رهبر ستاره بلعنده و تنها عضو حاضر جناح تحت نام بلعنده و ویرانگران و ققنوس جاودانه آتش سرخ بی‌ پایان. هفت نفر از هشت رهبر هشت حزب موجودات برتر در سکوت به سمت صورت فلکی سیریوس رفتند.

لوسیفر و فایر سارو از قبل نگاهی با یکدیگر رد و بدل کردند، سپس فایر سارو با هفت رهبر به سمت مرکز حرکت کرد.

او تنها کسی بود که یک جناح را رهبری نمی‌کرد و تنها مرتبه هفتم آنجا بود.

وقتی لیلیث دوباره گیج شد، لوسیا قبل از اینکه نگاهش را به جلو برگرداند و به آرامی گفت:

«با اینکه فایر سارو از لوسیفر ضعیف‌تره، اما طلسم‌های جادویی مانا-محورش از هر یک از ما در اینجا قوی‌تره و با دو حمله‌ی همزمان از یه مرتبه هشتم قابل مقایسه‌ست.»

فایر سارو واقعاً استعداد درخشانی برای جادو داشت. توانایی‌های فیزیکی‌اش ممکن بود چیزی خارج از این دنیا نباشد، اما اگر موضوع درمورد جادو بود، بدون شک او قدرتمندترین جادوگر در میان موجودات مرتبه هفتم بود!

چشمان لیلیث از درک جیزی چیزی درخشید. به لوسیا نگاه کرد و با اخم پرسید:

«ما به صورت فلکی حمله می‌کنیم؟»

«درسته.» این بار والیانت کسی بود که پاسخ داد: «هر وقت یه صورت فلکی نشونه‌هایی از بیدار شدن نشون بده، می‌شه با تضعیف انرژی با حملات قدرتمند، به این روند سرعت بخشید. پونزده سال پیش، هشت گروه اصلی سعی کردن همین کارو با صورت فلکی گرگ آسمانی سیریوس انجام بدن، اما در نهایت، چندین هزار موجود مرتبه پنجم و حتی سه موجودات برتر مرتبه ششم بعد از اصابت یک ضد حمله غیرمنتظره از بین رفتن.»

آیا کاری که آن زمان می‌خواستند انجام دهند خودکشی نبود؟ لیلیث مات و مبهوت شد.

اما که انگار می‌توانست بفهمد به چه چیزی فکر می‌کند، لوسیا توضیح داد: «پس همه به یه توافق تاکتیکی رسیدن. از اونجایی که سیریوس یکی از قدرتمندترین موجودات در کیهان بود، صورت فلکی اون هم نیز نمی‌تونه مثل بقیه موجودات ساده گرفته شه. در نتیجه فقط یه حمله همزمان انجام می‌شه. بعد از اون، صرف نظر از نتایج، هیچکس دوباره حمله نمی‌کنه تا از تلفات غیر ضروری جلوگیری کنه.»

حالا همه چیز برای لیلیث روشن بود.

اگر انرژی موجود در قطعه آسمانی که انرژی کل صورت فلکی را تامین می‌کرد برای یک لحظه تمام شود، آنگاه همه از این فرصت برای ورود به فضای جداگانه استفاده می‌کردند. از طرفی اگر شکست می‌خوردند به سادگی از راهی که آمده بودند برمی‌گشتند.

اگر موفق می‌شدند، شجاع‌ترین افراد از هشت حزب می‌توانستند شانس خود را امتحان کنند و شاید یکی از قدرتمندترین قطعات آسمانی ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی