فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 486

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 486 - به آرامی اما قطعا، دو مسیر متفاوت با هم یکی می‌شوند

حرکت جهنده و پیشران، در هر قسمت از جایی که شبح گرگ آسمانی سیریوس به تازگی گرفته است منعکس می‌شود.

با توجه به اینکه شبح، نیزه‌ ای را در دست راست خود گرفته و همزمان که کل بازویش طوری می‌چرخد که انگار نوعی شلاق است، برای اینکه قرار است چه اتفاقی بیوفتد، نیازی به تفکر نبوغ آمیز نیست.

بوووووووووووووووووووم!!!!!

نیزه از دست شبح گرگ آسمانی خارج می‌شود چرا که بازوی گرگ، به حداکثر امتداد ممکن می‌رسد و انفجار رعد و برق مانند قابل توجهی که تفاوت قابل ملاحظه‌ ای با حرکت قبلی او دارد، در همه جا طنین انداز می‌شود.

با این وجود، بر خلاف آخرین انفجار که در آن عملا همه‌ ی موجودات برتر مجروح شدند، این بار، هیچ یک از آان‌ ها کوچیک‌ ترین آسیب واقعی، به جز احساس سرگیجه‌ ی خفیفی که به سراغشان آمد را تجربه نکردند.

این موضوع بر می‌گردد به اینکه بر خلاف انفجار فضایی بسیار عظیم‌ تر قبل، این یکی صرفا روی یک نقطه متمرکز شده است چرا که زمانی که نیزه از چنگ شبح سیریوس خارج می‌شود، به نظر می‌رسد که نوعی درگاه فضایی ایجاد می‌شود که از طریق آن وارد شده و سپس بدون هیچ ردی، ناپدید می‌شود. پورتال، بسته می‌شود.

پس از پرتاب آن ضربه‌ ی هولناک که حتی پس از مدت‌ ها، درخشش نور طلایی آمیخته با نور زرشکی در فضای بیرونی را از خود به جا می‌گذارد، به نظر می‌رسد که شبح گرگ آسمانی سیریوس، علاقه‌ ی خود را به هر چیز دیگری از دست داده است، چرا که به سادگی در فضای خالی ایستاده و در حال انجام دادن کاری جز خیره شدن به دور دست‌ ها نیست.

«این یه شبحه... پس آیا می‌خواد به آرومی ناپدید بشه؟» لیلیث چشمانش را ریز می‌کند و متوجه می‌شود که به آرامش، شکل شبح گرگ آسمانی، نه تنها تار تر نمی‌ شود بلکه متراکم‌ تر و شفاف‌ تر می‌شود.

پیش از این، دیدن چیزی فراتر از جسم انرژیکی‌ ای که شبح سیریوس را تشکیل می‌دهد، امکان پذیر نبود. با این وجود، اکنون لیلیث می‌ تواند صورت فلکی آن سوی بدنش را بیشتر و واضح‌ تر ببیند.

همه‌ ی گروه‌ های موجودات برتر، به جز قلمرو خدای اژدها که در اولین ثانیه از قفل فضایی که توسط شبح سیریوس برپا شده بود فرار کردند، همچنان در پهنه حضور دارند. به این ترتیب، آنچه لیلیثق متوجه می‌شود، مورد توجه دیگران نیز قرار می‌گیرد.

با این وجود، هر چند واضح است که روح گرگ بهشتی فعلی، هر ثانیه ضعیف‌ تر می‌شود، هیچ یک از حاضران جرات نمی‌ کنند قدمی به جلو بردارند، چه برسد به اینکه نشانی از حمله نشان دهند. تجربه‌ ی رقت باری که لانگ تیان قدرتمند پشت سر گذاشت، همه به یاد دارند و هیچ کس نمی‌ خواهد که دومین لانگ تیان ماجرا شود.

لانگ تیان شانس آورد چرا که آیتم قدرتمندی داشت که به او فرصت زندگی دوباره داد، با این وجود، دیگران چنین آیتم منحصر به فردی ندارند! مرگ برای آن‌ ها مرگ ابدی تلقی می‌شود!

«این چی بود؟» سالازار، زامبی قدرتمند مرتبه هشتم، با اخم می‌ پرسد.

نیکولای با خونسردی پاسخ می‌دهد: «فکر می‌کنم این سوال همه‌ مون باشه.»

رهبر خونخواه ابدی، پس از اطلاع پیدا کردن از دلیل واقعی و مقصر مرگ یکی از با ارزش‌ ترین ژنرال‌ های خود، بیش از آنچه که قابل توصیف باشد، خشمگین است. با این وجود، نیکولای اصلا حریف آسانی برای مقابله با این وضعیت نیست. قلمرو خدای اژدها به زودی شروع به تجربه‌ ی دردسر هایی می‌ کند که از زمان ایجادش تا امروز، تجربه نکرده است!

«بهتون گفتم که هتک حرکت به میراثی که توسط گرگ آسمانی سیریوس به جا مونده، ایده‌ ی خوبی نیست، اما هیچ کدومتون گوش نکردین. حتی منم توی بلبشوی به وجود اومده عقب رونده شدم.» لتار، در حالی که کلمات حاکی از پشیمانی را بیان می‌کند، به طرف صورت فلکی سیریوس، تعظیم می‌‌کند.

همانطور که رهبر ارتش ماه آسمانی، به احترام، تعظیم می‌کند، صرف نظر از اینکه آن‌ها موجودات...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی