فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 493

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۴۹۳: زنی که در جهان به عنوان زیباترین شناخته می‌شود.

همه موجوداتی که در دنیاهایی زندگی می‌کنند که قبلاً قدرت ثبت روح به آن‌ها رسیده بود، به خوبی می‌دانستند که این وجود ناشناخته که به همه موجودات زنده فرصت تکامل و قدرتمندتر شدن را می‌دهد، از طریق پیام‌های سبز با هر یک از آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

با این حال، درست نبود که آنچه را که ثبت روح انجام می‌داد، را نوعی ارتباط در نظر بگیریم، زیرا از ابتدای زمان تا کنون، هر چیزی که وجودهای مختلف در شبکیه چشم‌های خود می‌دیدند، فقط پیام‌هایی بودند که حاوی اطلاعات از سوابق مختلف بودند.

به عنوان مثال خواص یک سلاح، ویژگی‌های یک ماده، قدرت دفاعی یک ساختار، قدرت حمله یک توپ، عملکرد یک مهارت، مقدار قدرت روح جذب شده پس از غالب شدن در یک نبرد مرگبار، نقاط به دست آمده پس از ارتقا سطح و غیره.

حالا، پيامي که در آن ثبت روح تلاش مي‌کرد با وجود ديگري ارتباط برقرار کند چيزي بود که هيچکس تا به حال نشنيده بود چه برسد به دیدن آن.

بااین حال، وقتی اژدها رعد و برق غول پیکر فایرسارو را در داخل خود فرو برد، پیامی که حاوی یک سوال ساده بود، در شبکیه چشم جادوگر زیبای مرتبه هفتم ظاهر شد.

[چرا؟]

هیچ لحن صدایی وجود نداشت، فقط یک پیام بود. اما این پیام به ظاهر ناچیز به تنهایی در واقع توانایی این را داشت که حتی قدرتمندترین موجودات در کیهان را در شوک رها کند.

پس از همه، این ممکن است اولین بار در تاریخ جهان باشد که ثبت‌روح آشکارا به دنبال پاسخ از موجود دیگری است! پس این یعنی چی؟ به این معنی که ثبت روح در واقع یک وجود با خود‌آگاهی است!

اگر همه از این امر آگاه شوند، الگوی حرکت اکثر اگر نه همه جناح‌های وجود بالاتر به طور کامل تغییر خواهد کرد!

این واقعیت که ثبت روح یک موجود با هوش بود، صرف نظر از اینکه جنسیت داشته باشد یا نه، همچنین به این معنی بود که به احتمال زیاد دلیل این که این موجود همه را مجبور به تکامل می‌کند دیگر به همان سادگی که به نظر می‌رسد نیست! در نهایت، این واقعیت که ثبت روح به اندازه کافی خودآگاهی و هوش داشت که یک سوال بپرسد به این واقعیت اشاره کرد که احتمالا هدفی هم دارد که آن را هدف خود قرار داده است!

قوانین جهان به لرزه می‌افتاد و پایه‌های هر حزب قدرت متزلزل می‌شد اگر آنچه که تازه اتفاق افتاده بود شناخته می‌شد. این اهمیت یک کلمه ساده را نشان می‌داد!

«متأسفم.»

فایرسارو با اشاره‌ای به سرزنش خودش به آرامی زمزمه کرد. او به نظر می‌رسید که از آنچه که برای او اتفاق می‌افتد، شگفت زده نشده است، زیرا او با تلخی گفت: «من می‌دونم که نباید این کار رو انجام بدم، اما لازمه زمان که برای مدت طولانی متوقف شده، دوباره جریان پیدا کنه.... تو هم اينو درک مي‌کني، مگه نه؟»

فایرسارو وجودی بود که در کنار چند نفر دیگر آغاز یک دوره و پایان آن را دیده بودند و سپس شروع به زندگی در دوره دیگری کردند که کاملا جدید و در عین حال با دوره‌ای که در آن متولد شده بودند، متفاوت بود. او از دانشی بسیاری برخوردار بود که موجودات دیگر درباره آن نمی‌دانستند و او هیچ برنامه‌ای برای به اشتراک گذاشتن با آن‌ها را نداشت.

این حال، اگر آنچه لوسیفر دیده بود واقعی بود و نه نوعی توهم، پس برای فایرسارو روشن بود که، جهانی که برای مدت طولانی منجمد شده بود به زودی شروع به تغییر خواهد کرد.

«ما به چیزهایی نیاز داریم که تغییر کنند. با این سرعت، موجودات در طرف دیگه شکاف سرخ ما رو به طور کامل نابود می‌کنند.» فایرسارو آهی کشید و در رعد و برق پر از مانا غسل کرد. او لبخند زد و از نیستی پرسید: «اگرچه من نمی‌دونم شما ک...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی