فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 496

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل۴۹۶: دستکاری جاذبه: مهارتی که هيچگاه نباید ظاهر می‌شد

امپراتور نژاد آشورا درحالی که خودش را در خاطراتش غرق می‌کرد، ابرو‌هایش را کمی درهم کشید. اما طولی نکشید که متوجه شد مشکلی وجود داشت.

درگیری بین امپراتور تاناث و بای زه‌مین خیلی کوتاه بود. چون در حالی که تاناث سعی داشت حریفش را ارزیابی کند تا ببیند چه چیزی موجود مرتبه اول را به این اندازه خاص کرده بود که می‌توانست جان موجودات دو مرتبه بالاتر از خودش را بگیرد، بای زه‌مین سعی در وقت کُشی داشت تا دروازه کیهان کمی بیشتر بسته شود در همان زمان، تا آنجا که ممکن بود مانا جمع آوری کرد تا اثر متصل به گوشواره عرفانی خود را فعال کند. بنابراین، امپراتور نژاد آشورا موفق به کسب اطلاعات زیادی در مورد مهارت‌های دشمن جوان خود نشد.

ثانیه‌ها گذشت و به زودی به دقیقه تبدیل شد. با این حال امپراتور تاناث هنوز نتوانست اطلاعات زیادی را که در حافظه‌اش ثبت شده بود پیدا کند.

موجودات بالاتر طبیعتاً متوجه رفتار عجیب و غریب موجود پایین‌تری که روبرویشان بود شدند، بنابراین، بسیاری از آن‌ها با نارضایتی خیره به او چشم دوختند. حتی اگر تمام وقت دنیا را داشتند، آن‌ها مایل نبودند حتی یک ثانیه برای صحبت کردن با یک موجود پایین‌تر که حتی توسط ثبت روح رها شده بود، هدر دهند، و این اجتماع فقط به دلیل شرایط استثنایی بود؛ اما صبرشان درحال لبریز شدن بود.

اوریل ابروهای خود را کمی خم کرد اما هنوز هم آن لبخند زیبا و ضعیف را بر روی صورتش نگه داشت و تماشا کرد که چهره مردی که نژاد آشورا را رهبری می‌کرد کم ‌کم شروع به پر شدن از دانه‌های عرق کرد.

فشاری که امپراتور تاناث با آن روبرو بود اصلا چیز کوچکی نبود. در مقابل او صدها هزار موجود بودند که توانایی کشیده زدن به او و پراکنده کردن روحش را داشتند تا حتی اثری از مردی به نام تاناث باقی نماند!

«درباره مهارت‌هاش... این... یه نیزه سه شاخه غول پیکر که چند هزار متر طول داشت.... و شعله‌ی قدرتمند مرتبه‌ی سوم هم داشت...» تاناث در حالی که به جزئیات فکر می‌کرد اخم کرد و به آرامی به چیزهایی که از خاطراتش کشف کرده بود را مرور کرد.

نیزه سه شاخه غول پیکر به طول چند هزار متر؟ اگرچه شگفت آور بود که یک موجود مرتبه اول تا اندازه‌ای مانا داشته باشد که طلسم جادویی با چنین مقیاس بزرگی را به وجود آورد، اما موجودات بالاتر اصلاً شگفت زده نشدند.

آن موجود پایین‌تر، بای زه‌مین حداقل باید توانایی همچین کاری را داشته باشد یا در غیر این صورت، همه حاضران برای اینکه توجهشان را به آینده یک مرتبه اول دوخته بودند، احساس حماقت می‌کردند.

اما وقتی کلمات "شعله مرتبه سوم" گفته شد، چهره‌ی همه شروع به تغییر کرد.

لوسیفر به رهبران دیگر حزب‌ها نگاه کرد و هر یک از آن‌ها درخشش تعجب را در چشمان یکدیگر دیدند. آن‌ها بهتر از هر کس دیگری می‌دانستند که شعله مرتبه سوم چه کاری می‌توانست انجام دهد؛ این عملا یک کارت برتر در میان موجودات پایین‌تر و یک گنجینه طبیعی بود که آب دهان همه جادوگران برای آن به راه می‌افتاد و برای به دست آوردنش مایل به کشتن هر کسی بودند.

در میان موجودات بالاتر، بدون شک شگفت‌زده‌ترین‌ها جادوگران آتش بودند. چون آن‌ها در حال حاضر فقط شعله‌ی مرتبه‌ی چهارم را داشتند.

با توجه به اینکه از نظر تخریب، آتش بدون شک یکی از قدرتمندترین عناصر بود، شعله مرتبه سوم در دستان موجود مرتبه اول چیزی بود که به طور طبیعی نباید اتفاق می‌افتاد. از این گذشته، این نوع شعله آنقدر قدرتمند بود که به آرامی روح هر کسی را زیر قدرت طبیعی خود می‌بلعید.

ارباب آسمان اخم کرد و از هوای روبرویش پرسید: «ممکنه يه قرارداد روحي باشه؟»

«چی؟ قرارداد روح؟ چنین چیزی قطعاً غیرممکنه.» سالازار با صدای بلند گفت: «فقط جونورای وحشی مرتبه سوم که موفق بشن هوش سطح بالایی رو بیدار کنن، می‌تونن با موجودات دیگه قرارداد روح ببندن. حالا یه شعله...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی