جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 504
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل504 –نقشههای لیلیث در شرف شکست خوردناند
الزامات تکامل مهارت احیاء، از حداکثر سطح مرتبه دوم تا سطح اولیه مرتبه سوم آنقدر هولناک بود که رنگ از رخسار بای زهمین پرید.
تعداد سنگهای روح مرتبه اول برای تکامل یک مهارت بسیار زیاد بودند، در حالی که تعداد سنگهای روح مرتبه دوم به اندازهای وحشتناک بودند که هر کسی را میترساند.
حتی با کنار گذاشتن این واقعیت که به چند صد امتیاز آمار طبیعی نیاز بود که در هر یک از شش آمار قابل ردیابی وجود داشتند، به سنگهای روح کافی احتیاج داشت تا مهارت احیاء در همان سطحی بماند که در حال حاضر برای دهها سال مانده بود.
اما زمان مورد نیاز برای تکامل، و همچنین دشواری آن، با آخرین الزامات به حجم بسیار زیادی رسیده بود.
سنگ روح مرتبه سوم.
برای به دست آوردن یک سنگ روح مرتبه سوم، باید قدرت درگیر شدن و کشتن موجودات مرتبه سوم را در اختیار داشت. این چه معنی میداد؟ این بدان معنا بود که حتی جهانهایی به قدرتمندی جهان اوبلون نیز افراد قدرتمند کافی برای به سادگی کشتن موجودات مرتبه سوم نداشت تا سنگهای روحی با چنین رتبه بالایی به دست بیاورند!
در سرتاسر دنیای اوبلون که توسط سه فرد قدرتمند مرتبه چهارم اداره میشد و از آن سه نفر، دو نفرشان برای مدت کوتاهی با بای زهمین جنگیدند، به ندرت موجودات مرتبه سوم وجود داشت. با توجه به اینکه هر چه مرتبه یک موجود بالاتر باشد، پیدا کردن سنگ روحی در سر آن سختتر میشد، دشواری تکامل احیاء به مرتبه سوم قابل تصور بود.
در واقع، اگر بای زهمین هیولایی نبود که پیشبینی کردنش با با عقل سلیم ناممکن بود، میتوانست به سادگی تکامل مهارت احیاء را برای حداقل دهها سال و حتی چند قرن فراموش کند.
واضح بود که مهارت احیاء مرتبه سوم، مهارتی نبود که در اختیار یک وجود مرتبه اول قرار بگیرد. طبیعتاً به دلیل نیازهای بسیار زیاد اینطوری بود.
بهجز بای زهمین، کدام فرد مرتبه اولی قادر به تکمیل چنین الزاماتی بود که به شکلی احمقانهای بالا بودند؟ بای زهمین صادقانه شک داشت که در آغو*ش ثبت روح وجود دیگری وجود داشته باشد که بتواند چنین کاری را انجام دهد.
این باور به این دلیل نبود که او مغرور بود، بلکه به این خاطر بود که حتی فردی مانند او، که تمام آمارهای خود را نزدیک به چهار رقم رسانده بود و قدرتش به او اجازه میداد با موجودات دو مرحله بالاتر از خود روبرو شود، از آماری که برای تکامل مهارت احیاء نیاز داشت، میترسید.
بای زهمین به پنجره سبزی که در شبکیه چشمش میدرخشید خیره شد و چشمانش پر از تردید بود.
بالاخره، او فقط یک سنگ روح مرتبه سوم داشت، در سرتاسر حزب فقط یکی.
چه میشد اگر مهارت احیاء در مسیری بای زهمین امیدوار بود تکامل یابد، پیش نمیرفت؟ آیا این بدان معنا نبود که او تعداد زیادی از سنگهای روح ارزشمند را هدر داده بود، در حالی در میان آنها حتی یک مرتبه سوم وجود داشت؟
بای زهمین به عنوان رهبر یک حزب در حال رشد، میدانست که انجام چنین ریسک بزرگی برایش درست نیست.
به هر حال، تا زمانی که میتوانست مواد اولیه بیشتری پیدا کند، قدرت موجود در یک سنگ روح مرتبه سوم برایش کافی بود تا یک توپ جادویی گابلین بسازد.
توپ جادوی یک گابلین نشان دهنده چه چیزی بود؟ اساساً به این معنی بود که حتی در مرحله دوم تکاملی سیاره زمین، از یک پایگاه که به خوبی مستقر شده بود، محافظت میکرد. این نشان دهنده قدرت آتش و دفاعی بود که تنها گروهی از دشمنان بسیار قوی قادر به شکستن آن بودند، اما ارتشهای معمولی نمیتوانستند حتی خوابش را ببینند.
اما بای زهمین فقط یک رهبر حزب نبود... در آخر و اول روز، بای زهمین یک جنگجو و جادوگر بود که باید هر چه زودتر قدرتمندتر میشد.
بنابراین، بای زهمین، با وجود همه تردیدها و برخلاف آنچه که هر موجود منطقی دیگری انجام میداد، به شا...
کتابهای تصادفی


