جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 503
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل503 - آیا مایلید به روند تکامل ادامه دهید؟
مهارت همه برای یکی بدون شک شایسته کلمه منحصر به فرد بود. اگرچه بای زهمین دقیقاً نمیدانست چه تفاوتهای قابل توجهی بین مهارتهای عادی و مهارتهای منحصر به فرد وجود داشت، اما دو مهارت منحصر به فردی که بای زهمین تاکنون دریافت کرده بود، بدون شک بسیار قدرتمند بودند.
به عنوان مثال، در طول جنگ علیه نژاد گابلینها، زمانی که رهبر نژاد گابلینها در شمال چین شناسایی شده بود، بای زهمین موفق شد مهارت جنون دیوانهخون را باز کند. مهارتی که در نظر بای زهمین به سادگی میتوان آن را یک مهارت آسمانی توصیف کرد. از این گذشته، با توجه به میزان خشم بیدار شده، حتی یک انسان عادی هم میتوانست بیش از اندازه کافی قدرت برای مبارزه با موجودیت مرتبه سوم دریافت کند که دهها سال و حتی قرنها را صرف کسب چنین قدرتی یا حتی بیشتر کرده بود!
مهارتهای منحصر به فرد تا این حد قدرتمند بودند و همه برای یکی که به تازگی به دست آمده بود، با وجود تفاوت آشکاری که با جنون دیوانهخون داشت، قطعاً خیلی از آن عقب نبود.
اگرچه بای زهمین هنوز باید مهارت همه برای یکی را آزمایش میکرد، اما واضح بود که نباید از آن مهارت استفاده کرد مگر اینکه واقعاً چارهای جز استفاده از آن وجود نداشته باشد. زیرا برخلاف چند مرحله اول مهارت جنون دیوانهخون و کنار گذاشتن دو سطح خطرناکتر آخر، بدون شک مهارت همه برای یکی بسیار خطرناکتر از مهارت جنون دیوانهخون بود.
به عنوان مثال، اگر بای زهمین به شدت مجروح میشد یا به دلایل نامعلومی نمیتوانست با صد درصد توانش مبارزه کند، میتوانست تمام قدرت خود را به یکی از زیردستان وفادار خود بسپارد بدون اینکه نگران خیانت شود و آن زیردست وفادار منتخب نه تنها میتوانست از قدرت خودش استفاده کند، بلکه قادر بود به مدت یک ۲۴ ساعت کامل از تمام قدرت بای زهمین برای محافظت از او در برابر خطر استفاده کند.
اما در عوض، بای زهمین یا زیردست وفاداری که نیروی خود را منتقل میکرد، به طور خودکار به برههای بیضرر تبدیل میشدند. با وجود اینکه نیازی به نگرانی در مورد خیانت احتمالی هیچ یک از زیردستان وفادارش نداشت، بیدفاع شدن و افتادن به دست یک انسان معمولی برای یک روز کامل قطعا چیزی نبود که میخواست تجربه کند، مگر اینکه واقعاً چارهای جز این نداشته باشد.
علاوه بر این، هنوز چیزهای زیادی مانده بود که باید در مورد مهارت همه برای یکی بررسی میشد. برای مثال، بای زهمین نمیدانست که منظور از قدرت کامل، فقط به معنای قدرت روح بود یا مهارتهای او نیز به پیرو وفادار منتقل میشد یا مهارتهای آن پیرو به او منتقل میشد.
اگر بای زهمین میخواست قدرت خود را به یک پیرو وفادار منتقل کند، ممکن بود مهارتها منتقل نشنوند، مگر اینکه آن پیرو وفادار تجربه فوقالعادهای در جنگ داشته باشد یا مهارتی مشابه مهارت سرباز نیروهای ویژه بای زهمین داشته باشد. با این حال قدرت نبرد واقعی پیرو وفادار همچنان کمتر از قدرت نبردی میشد که به دلیل تفاوت آشکار در تجربه رزمی، بای زهمین میتوانست از خود بروز دهد.
بای زهمین با زمزمهای که فقط خودش شنید نتیجه گرفت: «مهارتی ارزشمند که نیاز به مطالعه داره.»
درست در همان لحظه، شانگوان بینگشو از بالای شانهاش به او نگاه کرد و بای زهمین نتوانست به او لبخند نزند و کمی سرش را تکان داد.
شانگوان بینگشو در حالی که با سردرگمی به او نگاه میکرد سرش را به طرز بسیار زیبایی خم کرد، اما بای زهمین بدون اینکه چیزی در آن مورد بگوید، فقط خندید و به آرامی سرش را تکان داد.
او واقعاً برای هر کاری که شانگوان بینگشو انجام داده بود سپاسگزار بود. به هر حال، نه تنها قدرت کلی بای زهمین اندکی افزایش یافته بود، بلکه او یک برگ برنده قدرتمند دیگر دریافت کرده بود که میتوانست در لحظات حساس جانش را نجات دهد. اگر بای زهمین قبل از حمله به دنیای اوبلون مهارت همه برای یکی را داشت، دیگر نیازی نبود به آن اندازه که رنج کشیده بود رنج بکشد.
بای زهم...
کتابهای تصادفی
