فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 506

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل506 - یکی از قوی‌ترین مهارت‌های موجود

سیاره زمین، چین

در میان جسدهایی که به جراحات مختلفی داشتند و چندین حوضچه بزرگ خون که کم کم جذب زمین می‌شد دورشان جمع شده بود، ناوگان عظیمی متشکل از چندین هزار انسان مسلح و صدها تکامل دهنده روح در امتداد یک خط دفاعی بزرگ قرار گرفتند که اساساً از تانک‌های جنگی و ماشین‌های جنگی پیاده نظام تشکیل شده بود. همچنین چندین وسیله نقلیه اصلاح شده‌ی دیگر که شبیه جانوران فلزی بودند.

اما با کمال تعجب، علی‌رغم اینکه تعداد زیادی از مردم در یک مکان جمع شده بودند و صرف نظر از اینکه صحنه خونین روبرویشان چقدر نمایشی به نظر می‌رسید، در حال حاضر جز وزش باد تنها صدایی که به شنیده می‌شد، غرش گاه و بی‌گاهی از دوردست بود. یک حیوان وحشی در اعماق یکی از جنگل‌های بسیار نزدیک به کمپ بای‌چوان پنهان شده بود.

جریان مانا که ثبت روح قادر به کنترل کامل آن نبود و همچنین نیروی باقی مانده روح در ده‌ها سنگ روح همزمان چند متر بالاتر از سطح زمین می‌رقصیدند. درخشش‌های رنگارنگ نور در اطراف پراکنده می‌شد و منظره‌ای زیبا که لیاقت قرار گرفتن در یک فیلم فانتزی را داشت، ایجاد می‌کرد.

تضاد بین زیبایی فانتزی و نمایشی ترسناک تصویر آنقدر زیاد بود که اگر بی سر و صدا بیشتر و بیشتر نمی‌شد، همه برایشان سوال می‌شد که چگونه ممکن بود دو موضوع که به شکلی افراطی متضاد بودند، به این صورت در یک مکان وجود داشته باشند.

بای زه‌مین برای آنقدر نفس خود را حبس کرده بود که می‌توانست درست قبل از مرگ به راحتی رکورد قبلی جهان را با ریه‌هایش بشکند. چشمانش با شدت روی توپ عظیم نور قفل شده بود که مانند یک خورشید مصنوعی کوچک درست بالای سرش می‌درخشید و مشتاقانه منتظر بود تا روند تکامل مهارت احیاء یک بار برای همیشه به پایان برسد.

در کنار او، شانگوان بینگ‌شو در عصبی بودن دست کمی از او نداشت، زیرا با چهره زیبای خود که به طور قابل توجهی از رنگ و رو افتاده به نظر می‌رسید، پیشرفت قطعی همه چیز را تماشا می‌کرد.

افرادی مانند اوانجلین، نان‌گونگ‌ یی، نان‌گونگ ‌لینگ‌شین، فو شوفنگ، سای جینگ‌یی، و حتی کانگ لان که وقتی متوجه هیاهو شدند، پیشرفت مهارت خود را متوقف کرده بودند، و همچنین بسیاری دیگر از دهندگان روح که بخشی از هسته کوچک حزب بای زه‌مین بودند. رفتار عجیب او و شانگوان بینگ‌شو را با چشمانی پرسشگرانه تماشا می‌کردند.

هیچکدام نمی‌فهمیدند که چرا آن دو نفر که هسته‌ی اصلی بودند تا این حد عجیب رفتار می‌کردند.

گویی زخم‌های بدن بای زه‌مین دیگر چندان مهم نبود، با وجود اینکه همه می‌توانستند دو سوراخ بزرگ را ببینند که از این طرف بدنش تا طرف دیگر می‌گذشت! حتی چند سوختگی هم داشت که با وضعیت سلامتی بالای او کم کم بهبود میافت.

اما در واقع، هیچ یک از آن‌ها از خطر بزرگی که کمی جلوتر در حال وقوع بود آگاه نبودند و هیچ یک از آن‌ها هرگز نمی‌توانستند گنج عظیمی را که دقیقاً بیخ گوش‌هایشان شناور بود را تصور کنند که در شرف ناپدید شدن بود و به چیزی کاملاً ناشناخته تبدیل می‌شد.

ناگهان و بدون اخطار، نور درخشانی که سه یا چهار متر بالاتر از سطح زمین معلق بود، منقبض شد و ترکید. در آخر به شکلی شبیه به یک لیوان کریستالی در آمد. اما بر خلاف کریستال، ذرات جادویی که با مانا پر شده بودند تا همه بتوانند آن‌ها را ببینند، به سرعت توسط نوعی مروارید سرخ درخشان کوچک جذب شدند که به آرامی شروع به پایین آمدن کرد.

«اون...» مردمک چشم‌های بای زه‌مین با تماشای مروارید کوچک زرشکی که به آرامی به سمتش پرواز می‌کرد، کمی منقبض شدند.

«... اون چیه؟» شانگوان بینگ‌شو در حالی که با دقت شئ کوچک را مشاهد...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی