فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 507

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل507 – احیاء مشترک + درمان رتبه بالا = جهنم   چیزهای زیادی وجود داشت که باید با مهارت احیاء مشترک آزمایش می‌شدند. اما بای زه‌مین مطمئن بود که اولین استفاده‌ای که از آن خواهد کرد چه خواهد بود. او که سعی می‌کرد خود را آرام کند گفت: «من خوبم.» اما واضح بود که هیجان در صدایش به او خیانت کرد، زیرا شانگوان بینگ‌شو که با تردید به او نگاه می‌کرد، با صدای آهسته پرسید: «موفق شد؟» حتی اگر توضیح نمی‌داد که منظورش دقیقا چه بود، بای زه‌‌مین طبیعتاً می‌فهمید که منظورش این بود که آیا مهارت تکامل یافته ارزش بهایی را که برایش پرداخته شده را داشته یا نه. با چشمانی درخشان به او نگاه کرد و با صدایی عمیق گفت: «الان حتی اگه برای بار دوم با اون امپراتور ارواح ملاقات کنم، مطمئنم در همچین وضعیت رقت انگیزی که توشم قرار نمی‌گیرم. حتی اگه نتونم بکشمش، احتمالاً می‌تونم یه هدیه خداحافظی خوب بهش بدم.» قلب شانگوان بینگ‌شو به تپش افتاد و با بهت به بای زه‌مین نگاه کرد. اما طولی نکشید که آن احساس جای خود را به به شادی داد. در حالی که چشمان آبی رنگش به شدت می‌درخشید فریاد زد: «عالیه!» هیجان در چهره شانگوان بینگ‌شو به اندازه‌ی پرتوهای نور خورشید روشن بود، که به آرامی محو می‌شدند تا تاریکی بر جهان فرود آید. اگر تمام چیزهای دیوانه کننده‌ای که در این مدت کوتاه اتفاق افتادند نبودند، دیدن این حالت در چهره معمولا سرد او به طور طبیعی افراد بسیاری را مات و مبهوت ‌می‌کرد. در واقع، بای زه‌مین فکر کرد اگر این حقیقت که افراد زیادی در اینجا حضور داشتند نبود، شانگوان بینگ‌شو ممکن بود روی او بپرد تا او را در آغو*ش بگیرد... یا شاید بای‌ زه‌مین به خاطر به دست آوردن چنین مهارت قدرتمندی بیش از حد هیجان زده بود و اکنون به چیزهای بیهوده زیادی فکر می‌کرد‌. بای زه‌مین با فشردن تمام افکار به اعماق ذهنش و مصمم برای پایان دادن به همه این‌ها در سریع‌ترین زمان ممکن، به کانگ لان نگاه کرد و با صدایی عمیق پرسید: «تکامل مهارتت‌ رو تموم کردی؟» کانگ لان از حیرت زدگی‌اش بیرون آمد و با عجله سرش را تکان داد: «بله! البته می‌تونم تا یه سطح دیگه ادامه بدم، اما در اون صورت به سنگ روح مرتبه دوم زیادی نیاز دارم. فکر کنم توی این وضعیت با بالا بودن آمار سلامتی رهبر به علاوه‌ی مهارت من، بازوت بعد از یه هفته دوباره به هم وصل شه.» بای زه‌مین با حالتی عجیب در صورتش، آخرین کلمات کانگ لان را تکرار کرد: «یه هفته.» آیا آمار سلامتش دست کم گرفته می‌شد؟ ناگفته نماند که بای زه‌مین چنین مهارت باور نکردنی را دریافت کرده بود.... اما کانگ لان فکر کرد که او از نتیجه راضی نیست، بنابراین سریع اضافه کرد: «رهبر، نگران نباش. حتی اگه توی این مدت موفق نشم بازوت رو به خوبی به هم وصل کنم، قطعاً نمی‌پوسه، پس نیازی نیست به راهی برای جلوگیری از پوسیدگیش فکر کنی.» شانگوان بینگ‌شو قدمی به جلو برداشت و به بای زه‌مین نگاه کرد تا نظرش را بگوید: «بای زه‌مین، حتی اگه تا چند روز نتونی دست چپت رو تکون بدی، جای نگرانی نیست.» با یک لبخند آگاهانه و کوچک گفت: «با وجود اینکه فقط یه بازو داری، فکر نمی‌کنم توی زمین فعلی هیچ دشمنی وجود داشته باشه که بتونه بیش از چند دقیقه با تو مبارزه کنه. وقتی چند روز زیر نظر کانگ لان بگذرونی، قوی‌تر از همیشه برمی‌گردی!» بای زه‌‌مین سرش را تکان داد و در دلش به زور لبخندی زد. اگرچه افکار دو زن مقابلش را درک می‌کرد، اما توضیح دادن افکار خودش دشوار بود. بنابراین تصمیم گرفت به جای گفتار، آن را با عمل ثابت کن...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی