جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 534
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 534 - احتراق جادویی
انفجار!
میمون کوچک نه فرصتی برای فکر کردن به چیزی داشت و نه فرصتی برای متعجب شدن پیدا کرد زیرا بای زهمین پس از گفتن چنین کلمات نامعقولی پایش را به زمین کوبید و به نور طلایی تبدیل شد که مستقیماً به سمت آسمان اوج میگرفت بیش از 1000 متر را در یک چشم به هم زدن پیمود.
اما درست مثل یک موش صحرایی، ترس میمون کوچک به خشم تبدیل شد و با درخششی شیطانی در چشمش به شدت غرید:
«منو دست کم نگیر انسان!!!»
مانای درون بدن میمون کوچک مانند سیلابی موج زد، به گونهای که حتی بای زهمین برای یک ثانیه احساس کوچکی کرد. واضح بود که مقدار مانایی که میمون کوچک در بدنش داشت بدون شک به میزان قابل توجهی از کل مانای بای زهمین بیشتر بود.
اگر در نظر گرفته شود که میتوان آمار مانای بای زهمین را با موجودی در اول مرتبه سوم مقایسه کرد، آنگاه مانای میمون کوچک با وجودی در نیمه یا اواخر مرتبه سوم قابل مقایسه بود. و این در حالی بود که میمون کوچک به سختی در سطح ۱۰۱ قرار داشت!
بای زهمین به غرش میمون کوچک پاسخی نداد. حداقل، نه به صورت لفظی.
در حالی که سعی میکرد پیش بینی کند که حمله جادویی بعدی کجا خواهد بودُ تنها کاری که انجام داد این بود که با نیزه خود به جلو ضربه بزند. با این حال، وقتی صحبت از مواجهه با موجود مرتبه سوم میشد، هیچ چیز آسان نبود و اگر قرار بود با موجودی به این بزرگی روبرو شود، در حالی که دو مرحله پایینتر بود، سختی این کار چند برابر بیشتر میشد.
«اشتعال جادویی!!!»
وقتی چنین کلماتی به ذهن بای زهمین رسید، ناگهان تمام موهای بدنش سیخ شد و از روی غریزه خالص دستکاری جاذبه را فعال کرد و جاذبه اطراف خود را ۱۵ برابر افزایش داد و باعث شد مسیری که در آن حرکت میکرد در یک چشم برهم زدن تغییر کند.
بوم!
فضای اطراف میمون کوچک به طرز وحشیانهای لرزید، انگار دنیا میکوشید در مورد دشواری تحمل چنین فشاری به آنها هشدار دهد. با این حال، میمون کوچک به چنین چیزهایی اهمیت نمیداد. در این لحظه رهبر جانور چیزی جز این نمیخواست که انسان مقابلش را هزار تکه کند حتی اگر بهای آن جان خودش باشد!
پس از استفاده از دستکاری خون برای کنترل چندین زنجیره خونی که دور بدنش حلقه میزد و او را به سمت پل هدایت میکرد، بای زهمین اخمهایش را در هم کشید و در حالی که به آسمان چشم دوخته بود برقی از نگرانی در نگاهش جرقه زد.
برای لحظهای، نبرد شاهزاده خانم پری دریایی و رهبر زامبیها نیز متوقف شد زیرا هر دو موجود با حیرت در چشمانشان به آسمان نگاه میکردند.
بدن میمون کوچک با نور سرخ ضعیفی احاطه شده بود و در حالی که برای شناور ماندن از جریان هوای طبیعی و جادویی به نفع خود استفاده میکرد، با وجود اینکه شعلهای درکار نبود، رهبر جانور احساس میکرد انرژی سوزانی در شکمش میسوخت.
احتراق جادویی. این یک مهارت مرتبه سوم بود که پس از یافتن گنجینهای در وسط جنگل توسط میمون کوچک تغییر یافته بود. گنجی که به آن کمک میکرد تا دشواری الزامات تکامل خود را از مرتبه دوم به مرتبه سوم کاهش دهد. البته، نتیجه این بود که قبل از رسیدن به سطح ۱۵۰، میمون کوچک تنها میتوانست ۹۰ درصد از قدرت موجودات مرتبه سوم واقعی را استفاده کند و حتی پس از رسیدن به سطح ۱۵۰، خلوص قدرت روحش دیگر مثل قبل نمیشد.
احتراق جادویی یک مهارت پیشرفته برای صیقل دادن خود که پس از رسیدن به مرتبه سوم دیگر تکامل نمیافت و محدودیتش این بود که به عنوان یک مهارت پیشرفته، اثرات طبیعتاً شگفت انگیزی داشت. با این حال، هر افزایش قدرتی که برای روح یا بدن طبیعی نبود، عواقب خاص خود را داشت و همانطور که از نامش پیدا بود، احتراق جادویی مهارتی بود که قدرت جادویی میمون کوچک را میسوزاند.
مانای مورد نیاز برای تمام مهارتهای عنصری میمون کوچک، علاوه بر مصرف ۲ امتیاز مانا در هر ۳ ثانیه، دو برابر شد. مدت زمان آن فقط ۳ دقیقه بود در حالی که زمان بازاستفاده احتراق جادویی ۶ ماه بود. علاوه بر این، احتراق جادویی باعث کاهش ۳۰٪ در آمار سلامت، استقامت، قدرت، مانا و حتی بدتر، ۷۰٪ کاهش جادو برای ۱۸۰ روز میشد!
ب...
کتابهای تصادفی



