جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 538
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 538 - پایان نخستین جنگ نبرد چهار نژاد
اگرچه شاهزادهی دریا، شیان میر، با تمام توانش تلاش کرد تا از فرار رهبر زامبیها جلوگیری کند، انجام این کار به تنهایی برای او ساده نبود.
شیان میر قبلاً در رویارویی با رهبر زامبیها زمان سختی را گذرانده بود، چون فاصله خود را حفظ میکرد و حملات جادویی را از بالای امواج خود انجام میداد و رهبر زامبیها را دور نگه میداشت تا از نزدیک شدن بیش از حدش جلوگیری کند. بنابراین، تمایل به توقف کردن وجودی که از قبل قدرتمندتر از او بود، برایش بسیار چالش برانگیز شده بود.
پس از اینکه شیان میر احضار آب را انجام داد و با استفاده از کنترل خود بر آبزیان مناطق اطراف، و همچنین به کار انداختن تک تک مهارتهای جادویی که در اختیار داشت، رهبر زامبیها کند شد. اما این واقعیت که رهبر زامبیها کمی مهار شده بود به این معنی نبود که شیان میر موفق میشود که او را برای همیشه نگه دارد.
رهبر زامبیها به آرامی از دفاعهای تحمیلشده توسط شاهزاده پری دریایی عبور کرد تا اینکه سرانجام توانست از میان محاصره ده اژدهای آبی که در اطراف پل حلقه زده بودند و یک تصویر آخرالزمانی را که شایسته بود نامزد اسکار شود را بشکند.
«لعنتی!» شیان میر نتوانست جلوی زبانش را بگیرد و فحش ندهد، زیرا آخرین اژدهای آبیاش توسط مشتهای رهبر زامبیها به دریا کوبیده شد: «میخوای فرار کنی، رهبر زامبیها؟! داری نژادت رو به دست سرنوشت میسپاری و رهاشون میکنی؟!»
تنها کاری که دستش بر میآمد این بود که با استفاده از کلمات توهین آمیز، قدمهای وجود مرتبه سوم فراری را متوقف کند. با این وجود، تلاشهای شاهزاده خانم پری دریایی بی ثمر بود، زیرا رهبر زامبیها نه تنها متوقف نشد، بلکه نشان داد چقدر نسبت به نژاد خود بیاهمیت بود، چون تمام زامبیهایی را که سر راهش میآمدند بی رحمانه میکشت و یک دنباله خونین پشت سرش باقی میگذاشت.
اگرچه شاهزاده پری دریایی میتوانست رهبر زامبیها را برای مدت طولانیتری نگه دارد، اما برای انجام چنین کاری، ابتدا باید به پل نزدیک میشد و مهارتهای جادویی خود را از فاصله نزدیک فعال میکرد تا رهبر زامبیها را مجبور به توقف کند وگرنه با سیل حملات جادویی روبرو میشد. مشکل این بود که شیان میر قصد انجام چنین کاری را نداشت، هر چه باشد، احتمالاً یک مشت از رهبر زامبیها کافی بود تا شیان میر با زخمهایی که نخواهد توانست در طی یک روز یا دو روز درمان کند، به قعر دریا بازگردانده شود.
در لحظهای که رهبر زامبیها مشغول قسم خوردن بود که یک روز انتقام میگیرد و درست مانند هر شرور درجه دوم درون رمان های اینترنتی بی شمار، پس از شکست خوردن از یکی از شخصیتهای اصلی در حال فرار بود، ناگهان یک شبح در خط دیدش ظاهر شد.
لبخندی شرورانه در گوشه دهان رهبر زامبیها ظاهر شد و او زن انسانی را شناخت که به نظر میرسید به طور خاص به آن انسان مرد نفرت انگیز نزدیک بود.
- قبل از رفتن، بهتره یه هدیه خداحافظی بدم وگرنه انسانها فکر میکنن ما، زامبیها، نژادی بی شرفی هستیم.
هنگامی که رهبر زامبیها به همچین چیزی فکر میکرد، بدنش برق زد، از موقعیت خود ناپدید شد و تا لحظهای بعد در مقابل زن زیبای انسان با موهای نقرهای ظاهر شد.
درحالی که رهبر زامبی با شاخک راستش ضربهای وحشیانه به سمت او میزد، به نظر نمیرسید که چشمان آبی رنگ زن حتی تصویر او را منعکس کرده باشد.
زمانی که شاخکش به چیزی برخورد کرد، لبخند رهبر زامبیها پهنتر شد.
انفجار!
اما حالت جنون در چهره رهبر زامبیها ناگهان تغییر کرد زیرا پس از دریافت ضربه شدیدش، بدن این زن زیبای مو نقرهای منفجر شد، به جرغههای آبی رنگ بی شماری تبدیل شد و بدون هیچ ردی در هوا ناپدید شد.
رهبر زامبیها به سرعت متوجه شد که فریب خورده و با وجود اینکه به هیچ وجه باور نداشت که این زن انسان میتواند به او آسیب برساند، جرأت نکرد خطر را بپذیرد، بنابراین با عجله کنار رفت. این بار، رهبر زامبیها واقعاً بدون هیچ بازیگوشی دیگری، این مکان را ترک خواهد کرد!
اما ۲۰ متر جلوتر، نگاه متعجب رهبر زامبیها با دو چشم آبی زیبا روبرو شد که حالا با...
کتابهای تصادفی


