فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 542

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 542 - شریک زندگی بامزه شانگوان بینگ‌شو (قسمت ۲/۲)

بای زه‌مین پس از بریدن سر رهبر جانور و تحویل آن به مرد کوسه‌ای، آن موجود را تماشا کرد که لبه‌ی پل زانو میزد و با احترام آن را به پرنسس پری دریایی تحویل می‌داد.

بای زه‌مین زیر لب زمزمه کرد: «لعنتی، این مدل صحنه‌ها واقعا باید ضبط بشن تا نسل‌های بعد ببینن.»

گوشه دهان شانگوان بینگ‌شو چند بار تکان خورد و بدون اینکه به صورتش نگاه کند، گفت: «می‌ترسم نسل‌های بعد چیزهای شگفت انگیزتری از یه کوسه دوپا که روی پل راه میره تا با چشمایی پر از ستایش سر میمون رو به پری دریایی بده، ببینن.»

به نظر می‌رسید شیان میر از مکالمه بای زه‌مین و شانگوان بینگ‌شو غافل بود. عصای جادویی‌اش را تکان داد و چند کلمه به زبانی گفت که هیچ انسانی قادر به درک آن نبود.

سوووووش!

تحت کنترل شاهزاده پری دریایی، یک موج غول پیکر جدید از دریا بلند شد و به آرامی به موجی که او از آن به عنوان تخته‌ی موج سواری استفاده می‌کرد نزدیک شد.

شیان میر در زیر نگاه مات و مبهوت بای زه‌مین و شانگوان بینگ‌شو، حیوان کوچکی به طول تقریباً ۴۰ سانتی متر که بالای موج شناور بود را برداشت و در حالی که آن را نوازش می‌کرد، با چشمانی پر از عشق به آن نگاه کرد.

«لعنتی، این نوع صحنه‌ها واقعا-»

«آره، حالا هر چی.»

شانگوان بینگ‌شو در حالی که به حیوان کوچک در آغو*ش شاهزاده پری دریایی خیره شده بود، حرف بای زه‌مین را قطع کرد.

حیوان کوچک در واقع یک دلفین زیبا بود. با این حال، برخلاف دلفین‌های معمولی که همه قبل از تغییر جهان می‌شناختند، این دلفین به رنگ صورتی روشن گرم بود و چشم‌هایش به رنگ بدنش، اما کمی تیره‌تر بود.

هر بار که شاهزاده خانم پری دریایی سر کوچکش را نوا*زش می‌کرد، موجود کوچک صداهای بامزه‌ای از خود بیرون می‌داد و دهانش طوری حرکت می‌کرد که انگار داشت با مهربانی لبخند میزد.

شیان میر در حالی که به نوازش دلفین کوچک ادامه می‌داد گفت: «اسم این کوچولو شیائو شیائوعه و اون یه دلفین روح مرتبه دومه.»

بای زه‌مین که به آن جانور کوچک بی‌آزار خیره بود، با شنیدن سخنان او تقریباً خفه شد.

آن دلفین کوچک با طول کمتر از نیم متر یک جانور مرتبه دوم بود؟ اما آنقدر ضعیف به نظر می‌رسید که یک سگ معمولی می‌توانست آن را گاز بگیرد!

«ظاهر واقعا می‌تونه فریب دهنده باشه.» بای زه‌مین که انگار دنیای جدیدی در مقابل چشمانش گشوده شده بود، آهی کشید و سرش را تکان داد.

شانگوان بینگ‌شو به او نگاه کرد و با صدایی خالی از احساس گفت: «ببین کی داره اینو میگه.»

شیان میر به طور پیوسته نگاهش را میان بای زه‌مین و شانگوان بینگ‌شو چرخاند و برای لحظه‌ای دست از نوا*زش دلفین کوچک برداشت. سپس کمی متعجب گفت: «من می‌فهمم که شما دو نفر شریک زندگی همدیگه هستین، اما میشه با دقت به چیزی که میگم گوش بدین؟»

«...»

«...»

این بار نوبت شانگوان بینگ‌شو و بای زه‌مین بود که به شیان میر خیره شوند. آن دو در سکوت ایستاده بودند و چشمانشان به شاهزاده پری دریایی دوخته شده بود، گویی توسط نوعی جادوی سیاه هیپنوتیزم شده بودند.

سپس، گویی از قبل توافق کرده بودند، چند لحظه در چشمان یکدیگر خیره شدند و سپس چهره‌هایشان را گرداندند و طوری که انگار چندین هزار بار تمرین کرده بودند همزمان گفتند:

«شریک زندگی؟»

«اینطور نیست؟» شیان میر سرش را کج کرد و حتی دلفین کوچکی که در آغو*شش بود، سرش را به سمت او متمایل کرد و درحالی که واقعا گیج به نظر می‌رسید، با چشمان بامزه‌اش به دو انسان...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی