جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 541
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 541 - شریک زندگی بامزه شانگوان بینگشو (قسمت ۱/۲)
پس از رسیدن به توافق با شاهزاده هفتم شیان میر، شانگوان بینگشو و بای زهمین برای از بین بردن کمی بیش از ۳۰۰۰۰۰ زامبی که روی پل باقی مانده بودند، با موجودات دریایی که هنوز زنده بودند همکاری کردند.
با دخالت سه موجود قدرتمند که یکی از آنها دارای قدرت یک موجود مرتبه دوم کامل و دو نفر از آنها توانایی مبارزه و حتی شکست دادن موجودات مرتبه سوم را داشتند، زامبیهای باقی مانده و تعداد کمی از جانوران قادر به هیچ نوع مقاومتی نبودند.
مرگ زامبی آخرالزمانی باعث شده بود که قدرت کلی ارتش زامبیها به شدت کاهش یابد، زیرا آنها اکنون دست جمعی هجوم نمیآوردند، بلکه در گروههای کوچک حمله میکردند. بنابراین، حتی ۳۰ دقیقه طول نکشید تا تمام زامبیها و جانوران به طور کامل نابود شدند.
در حالی که شاهزاده خانم دریا به همراه زیردستانش مسئولیت گرفتن خون زامبیها و همچنین سهمشان از ارتش جانوران را بر عهده داشتند، شانگوان بینگشو و بای زهمین مسئول گرفتن ۷۰٪ از زامبیهایی بودند که با توجه به توافقشان قبل از پیوستن به شیان میر، متعلق به آنها بود.
شاهزاده خانم دریا به اندازه کافی سخاوتمند بود که آبها را کنترل کرد و اجساد بیجان زامبیهایی که به خاطر امواج شوک قدرتمند و حملات جادویی سرگردان در میدان نبرد اصلی به اعماق دریا سقوط کرده بودند را بازگرداند.
اگرچه بای زهمین و شانگوان بینگشو کسی را نداشتند که به آنها کمک کند، سرعتشان به اندازهای بالا بود که دهها جسد را فقط در عرض یک ثانیه بررسی میکردند. اما وقتی این ایده که آنها نباید نگران نابودی سنگ روح باشند به ذهنشان خطور کرد، سرعت آن دو در جستوجوی سر زامبیها به دنبال سنگهای روح به طرز باورنکردنی افزایش یافت.
حالا به ازای هر ثانیهای که میگذشت، حداقل ۱۰۰۰ سر زامبی منفجر میشد. فقط یک سنگ درخشان کوچک و زیبا، موفق شد این آشفتگی خونین را پشت سر بگذارد، در حالی که سرهای دیگر بدون انجام کاری بیشتر از بیرون ریختن خون و استخوانهای شکسته منفجر شدند.
متأسفانه، با وجود اینکه این دو بسیار سریع بودند، تعداد اجساد زامبیهایی که آنها باید بررسی میکردند بسیار زیاد بود. ۷۰ درصد از ۲۰۰۰۰۰۰۰ زامبی، عددی بود که در نهایت هر کسی را میترساند.
بای زهمین و شانگوان بینگشو برای بررسی ۱۴,۰۰۰,۰۰۰ جسد با سرعت تقریبی ۱۰۰۰ زامبی در ثانیه، برای اتمام فرآیند حدود ۴ ساعت زمان نیاز داشتند. اما اینطور نبود که هر دو با توجه به شرایط، انتخاب دیگری داشته باشند، بنابراین پس از تقسیم پل به دو خط، هر دو دست به کار شدند.
با بای زهمین در شمال و شانگوان بینگشو در جنوب پل، بلوکهای خونی و بلوکهای یخ به طور پیوسته از آسمان سقوط میکردند. سر زامبیها یکی پس از دیگری با سرعت برق منفجر میشد و صدای وحشتناک له شدن جمجمهها توسط بادهای شدیدی که در سراسر دریا میوزید پخش میشد.
زمان به سرعت میگذشت و از آنجایی که انسانها و موجودات دریایی بدون مزاحمت یکدیگر کار میکردند، تنها یک ساعت دیگر تا طلوع دوباره خورشید باقی مانده بود.
وقتی ساعت به ۵ صبح رسید، بای زهمین و شانگوان بینگشو دوباره در قسمت مرکزی پل با هم ملاقات کردند.
بای زهمین با دیدن نگاه هیجان زده در چشمان زیبای شانگوان بینگشو با شگفتی لبخندی زد و گفت: «از درخشش چشمات، حدس میزنم نیتجهی اون سمت راضیت کرده.»
«البته که کرده!» شانگوان بینگشو با شدت سری تکان داد. گوشه لبهایش به سمت بالا رفت تا لبخندی آسمانی بر چهره جذابش پدید بیاورد و با صدایی رویایی گفت: «بیش از ۱۰۰۰۰۰۰ سنگ روح طبقهبندی نشده پیدا کردم! الان همه اعضای گروه ما میتونن مهارتهاشونو به راحتی تا حداقل سطح ۵ طبقه بندی نشده تکامل بدن! خیلیا حتی میتونن مهارتهای اصلیشونو به مرتبه اول ارتقا بدن!»
سنگهای روح طبقهبندینشده مدته...
کتابهای تصادفی


