فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 551

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 551 - لیلیث خیس شد

پس از ذخیره سازی تمام جسد جانور جهش یافته در حلقه ذخیره سازی خود، بای زه مین قبل از اینکه به همراه لیلیث و شوانگوان بینگ شو به سمت جنوب حرکت کند، به اطراف نگاه کرد تا تأیید کند که چیزی را پشت سر نگذاشته است.

مطمئناً، حتی با وجود اینکه هر سه نفر در حال راه رفتن بودند، به نظر میرسید بدنشان به طور مدام ظاهر و ناپدید می شود؛ انگار که پلک می زدند. یک لحظه آنها اینجا بودند، اما در ثانیه بعد، پنج متر جلوتر بودند و این وضعیت به طور مداوم ادامه یافت تا اینکه در افق دور ناپدید شدند و دیگر پشتشان دیده نمیشد.

لیلیث که با ظرافت یک الهه و جذابیت فریبنده یک شیطان راه می رفت، از پهلو نگاهی به شوانگوان بینگ شو انداخت و متوجه شد که روح شوانگوان بینگ شو کمی ضعیف به نظر می رسد. با این حال، لیلیث علیرغم اینکه دلیل بد خلقی شاهزاده خانم یخی را می دانست، نه تنها به او کمک نکرد، بلکه در عوض با گفتگو با بای زه مین بارها و بارها او را تحت فشار قرار داد.

در یکی از آن مکاملات، کنجکاوی لیلیث با نگاه کردن به دلفین صورتی کوچکی که در آغوش بای زه مین بود، برانگیخته شد.

لیلیث در حالی که به دلفین کوچک خیره شده بود گفت: «هی، شیطون کوچولو. این حیوون کوچولو چه مشکلی داره؟ اونو حیوون خونگی خودت کردی؟»

بای زه مین به لیلیث نگاه کرد و برای لحظه‌ای می‌توانست قسم بخورد که چشمان او چنان می‌درخشند که انگار میلیون‌ها ستاره درون خود دارند و به حیوان کوچکی که در آغوش او بود نگاه می‌کرد. این ظاهر تقریباً شبیه به ظاهری بود که شوانگوان بینگ شو در تمام این مدت به شیائو شیائو می داد.

بای زه مین در حالی که حیوان کوچولوی بی آزار را به آرامی نوازش می کرد مخفیانه نیشخند زد: «من حدس می‌زنم که موجودات بامزه روی خانم ها تاثیر خوبی دارن.»

بای زه مین در حالی که چشمانش را به جلو دوخته بود و دلش میخواست خیلی زود استراحت کند به آرامی گفت: «اسم این کوچولو شیائو شیائو هست و موقتا به عنوان یه متحد با ما میمونه چون این تنها راهیه که می تونم با شاهزاده پری دریایی ارتباط برقرار کنم و از اون بخوام بخشی از پیمان خودشو حفظ کنه.»

لیلیث طوری پلک زد که انگار چیز غافلگیر کننده ای شنیده و با شک و تردید گفت: «آه؟ تو قبلاً با رهبر یه نژاد آشنا شدی و باهاش رابطه برقرار کردی؟»

بای زه مین لبخند تلخی زد و سرش را تکان داد: «متاسفانه من و بینگ شو قبلا با رهبر سه تا نژاد آشنا شدیم.»

ظاهر رهبر جانوران و رهبر زامبی ها شوک بزرگی به بای زه مین وارد کرده بود. به هر حال، این اولین باری بود که او تا آنجایی که به طبقه فرعی مربوط می شد، با موجوداتی در سطح خود روبرو می شد.

بای زه مین هنگام یادآوری نبرد شدید روی پل که چند ساعت پیش روی داده بود، گفت: «قدرت یه موجود از نوع رهبر واقعاً متفاوته. اگرچه قدرت فعلی من باعث می‌شه تا یه موجود شکست‌ناپذیر برای هر موجود مرتبه دومی باشم و احتمالاً فقط موجود مرتبه سوم با سطح ۱۵۰ یا بالاتر می‌تونه با من مقابله کنه، اون زامبی و اون میمون فقط موجودات سطح ۱۰۱ بودن، اما اونا موفق شدن یکم سردرد به من بدن.»

اگرچه در گذشته بای زه مین با رهبر گابلین ها روبرو شده بود، اما قدرت اصلی که گابلین ها داشتند به نوعی به چهار قسمت تقسیم شده بود. بنابراین، حتی با وجود اینکه گیمایندر بالاترین رهبر در بین چهار گابلین بود و گابلین ها او را به عنوان رهبر خود می شناختند، او ۱۰۰٪ چیزی را که یک رهبر طبقه پایین باید به او می‌داد دریافت نمی کرد.

لیلیث به طور معمولی اشاره کرد: «شخصیت های نوع رهبر توسط ثبت روح تشویق می شن. به همین دلیله که اونا برای هر موجود زنده ای که زیر پر و بالشون دارن یه افزایش قدرت کوچیک دریافت می کنن و با افزایش موجودات زنده ای که شخصیت گفته شده هدایت میکنه، افزایش قدرت میتونه به ابعاد وحشتناکی برسه.»

او می‌دانست که به‌عنوان عضوی از ارتش اهریمنی، یکی از قدرتمندترین جناح‌های تاریخ، و همچنین بزرگترین جناح در حال حاضر، قدرتی که لوسیفر به‌عنوان رهبر واحد دریافت می‌کند، احتمالاً به همان اندازه ای عظیم بود که هر کسی می‌توا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی