فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 556

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 556 - دل خوار

شن می در حالی که با سردرگمی به کانگ لان نگاه می کرد آرام زمزمه کرد: «اون می خواد چی کار کنه؟»

نانگونگ لینگشین با چشمانی درخشان لبخند ضعیفی زد و گفت: «صبر کن و خیلی زود می فهمی. اگرچه وظیفه اصلی کانگ لان شفا دادنه و این چیزیه که بای زه مین در مورد اون بیشتر قدردانی می کنه، اما واقعیت اینه که اگه شوانگوان بینگ شو رو کنار بذاریم، کانگ لان احتمالاً با استعدادترین جادوگر بین زیردستان بای زه مین هست. شاید، فقط شاید، وو یی جین به سختی بتونه با کانگ لان از نظر مانا و جادو مقایسه بشه.»

«اوه؟» شن می با تعجب واضح هر دو ابرویش را بالا انداخت. حالا، وقتی دوباره به کانگ لان نگاه کرد، چشمانش متفاوت بود. از این گذشته، او دیده بود که وو یی جین از مهارت خود برای توانمندسازی و فرماندهی گیاهان استفاده می کند، بنابراین می دانست که چقدر قدرتمند است.

از آنجایی که شن می در گروه جدید بود، طبیعتاً چیزهای زیادی وجود داشت که او نمی دانست، و از آنجایی که کانگ لان عمدتاً یک فرد ساکت بود که زیاد به چشم نمی آمد، سخت بود که او را با یک نابغه جادویی مرتبط کنیم. در واقع، حتی کسانی که کانگ لان را می‌شناختند، گاهی فراموش می‌کردند که کانگ لان به غیر از مهارت شفادهنده، مهارت‌های جادویی دیگری نیز دارد. جادوی او به اندازه کافی قدرتمند و وحشتناک بود که دشمنان او ترجیح می دادند با هر کس دیگری غیر از او روبرو شوند.

کار کانگ لان بیهوده [شفا دهنده سمی] نامیده می شد. نام اصلی مسیری که او برای ادامه زندگی خود انتخاب کرده بود، همان نمایشی بود که در عین حال که می‌توانست به او کمک کند، می‌توانست در مواقع بحرانی نیز مرگبار باشد.

کانگ لان قدمی به جلو برداشت و برای لحظه ای چشمانش را بست. پس از چند ثانیه، چشمان تیره او به آرامی باز شد، و همزمان با یک طلسم خاص که در اعماق روحش حک شده بود و درخشش بنفش کم رنگی منتشر می کرد، دایره ای جادویی به قطر تقریباً سه متر بالای سرش ظاهر شد.

سنگ روح روی عصای جادویی کانگ لان با باز شدن دهانش روشن شد و با صدایی آهسته شعار داد: «قلب خوار.»

انفجار!

وقتی که کلمات کانگ لان از دهانش خارج شد دایره جادویی بلافاصله منفجر شد و ابر بزرگ بنفش پررنگی درست بالای سرش شناور شد. اگرچه ابر بنفش پررنگ برای تماشا بسیار زیبا بود و بوی شیرین و ملایمی داشت که قلب موجودات زنده را برای احساس کردن آن فریفته می کرد، اما در واقع قوی ترین مهارت کنترل جرمی بود که کانگ لان در حال حاضر داشت.

قلب خوار مهارتی شبیه سم بود که می توانست حداکثر تا ۲۰۰۰ متر تحت کنترل کاربر گسترش یابد، اما در صورت دریافت کمک از بیرون می توانست از آن فراتر رود. این مهارت را می‌توان از فاصله دور توسط پرتابگر کنترل کرد، به طوری که کسانی که به عنوان متحد در نظر گرفته می‌شدند، حتی اگر سم وارد بدن آنها میشد، آسیبی نمی دیدند. سمی که همانطور که از نامش پیداست، قلب را با سرعتی که به تفاوت بین آمار جادوی پرتابگر و دشمن بستگی داشت میخورد.

کانگ لان عصای جادویی خود را تکان داد و سنگ روح روی سطح دوباره برای لحظه ای درخشید: «برو.»

کانگ لان با استفاده از مانا به عنوان راننده و موتور اصلی، ابر بنفش پررنگ را هل داد و آن را به همه جهات پرواز داد. شمال، جنوب، شرق، غرب و بین آنها.

ابر بنفش پررنگ هر چه دورتر و دورتر پراکنده می شد نازک تر و نازک تر می شد تا اینکه به نقطه ای رسید که کل ابر بنفش با هوای صاف مخلوط شده بود و به جز ذرات درخشان کوچکی که به راحتی با چشم غیرمسلح قابل تشخیص نبودند، هیچ اثری از این سم جادویی خطرناک وجود نداشت.

پس از چند ثانیه، مهارت قلب خوار به حد طبیعی تحمل خود رسید، بنابراین کانگ لان با عجله فریاد زد: «من به حد خودم رسیدم.»

«پس من اول میرم.» فو شوفنگ سری تکان داد و به سرعت یک رادیو نظامی را از کیفش بیرون آورد. او دکمه ای را فشار داد و با نفوذ خود به عنوان فرمانده تیپ دوم هنگ نیزه خونین دستور داد: «ت...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی