فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 568

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 568 - خداحافظی از لیلیث

درست است... بای زه‌مین باید اعتراف می‌کرد که دو نکته‌ای که لیلیث به آن‌ها اشاره کرده بود، نکاتی بودند که او قبلاً به نوعی توانسته بود توسط خودش به آن‌ها پی ببرد کند. با این حال باز هم نتوانست کمی اخم نکند و نپرسد:

«چرا؟»

«منظورت از چرا، چیه؟» لیلیث در حالی که در حال پلک زدن به او نگاه می‌کرد، پرسید.

بای زه‌مین قبل از اینکه دوباره سوالش را بیان کند، لحظه‌ای سکوت کرد و گفت: «الان گفتی که روح من قطعاً متفاوته، حداقل، روحم شبیه به روح هیچ موجود دیگه‎ای نیست و منم باید اعتراف کنم که با این حرف موافقم. با این حال، دوست دارم دلیل اینکه چرا به این نتیجه رسیدی رو بدونم.»

در حالی که بای زه‌مین معتقد بود روحش خاص است یا چیزی در درونش او را خاص کرده است، باید دلیل منطقی پشت این فکر پیدا می‌کرد و این شنیدن این دلیل دقیقا چیزی بود که می‌خواست از زبان لیلیث بشنود. بای زه‌مین، با قضاوت بر اساس بیان پر اعتماد به نفس لیلیث، برآورد کرده بود که او دلایل خود را برای بیان چنین اظهارات جسورانه‌ای دارد.

«اوه! دلیل؟ در واقع دلیلش خیلی هم آسونه.» لیلیث یک بار دستانش را بر هم زد و به نیزه طلایی در دستان بای زه‌مین اشاره کرد و به آرامی گفت: «دلیل اینکه روح تو نمی‌تونه عادی باشه اینه که حتی بدون عقد قرارداد روح با جنگ‌افزار روحی که تو دستته، باز با این حال می‌تونی آمار و رکوردهای حکاکی شده اون رو ببینی. حتی اگر اون‌ها فقط رکوردهای جزئی باشند و کاملا واقعی نباشند، یک موجود عادی قادر به دیدن حتی یک رکورد هم نیست. بنابراین، روح تو احتمالاً دارای ویژگی‌هاییه که بهت این امکان رو می‌ده که سوابق هر چیزی رو بخونی یا درک کنی.»

در مورد اینکه آیا نظریه لیلیث درست بود یا نه، در آینده زمانی که ناهنجاری‌ مشابه با قرارداد روح اتفاق بیافتد، تأیید می‌شود. با این حال، او به خاطر دلفین صورتی کوچک که در حال حاضر از روی صندلی بزرگ کنار تخت همه چیز را تماشا می‌کرد و از زمانی که بای زه‌مین به خواب عمیقی رفته بود، تکان نخورده بود، نود درصد مطمئن بود.

بای زه‌مین سرش را پایین انداخت و همانطور که به زمین نگاه می‌کرد در مورد کلماتی که چند دقیقه پیش لیلیث به او گفته بود فکر کرد... او چند دقیقه پیش به بای زه‌مین گفته بود که نمی‌تواند رکوردهای نابودی آسمان درحال ریزش را بخواند. از آنجا که لیلیث صاحب جنگ‌افزار روح نبود و بای زه‌مین نیز مالک واقعی آن نبود، اما با این حال، می‌توانست سوابق جزئی آن را بخواند. بنابراین، آنچه که لیلیث گفته بود کاملاً ممکن بود.

بای زه‌مین حدس زد که روح او یا چیزی در درونش به او اجازه می‌دهد تا خود را با سوابق دیگران تطبیق دهد یا، دیوانه‌‌وارتر از آن، کمی آن سوابقی را که متعلق به او نیست، تغییر دهد تا برایش مناسب‌تر شوند. به گونه‌ای که حتی قدرت یک جنگ‌افزار روح را نمی‌توان به طور کامل از دید او پنهان کرد.

«درسته. نکته اول ممکنه.» بای زه‌مین در حالی که دوباره به لیلیث نگاه کرد اعتراف کرد. سپس ادامه داد: «اما نکته دوم چی؟ بر اساس چیزی که گفتی، حتی اگر من تناسخ گرگ آسمانی سیریوس نباشم، باید به نوعی به هم مرتبط باشیم. می‌شه کمی بیشتر توضیح بدی؟»

لیلیث چند ثانیه عمیق به او نگاه کرد، چشمانش را ریز کرد و کلمه به کلمه گفت:

«برای شروع، دلیلی که من فکر می‌کنم تو باید با سیریوس و محول اون نسبت داشته باشی اینه که هیچ راهی وجود نداره که "شبح قدرت" باقیمونده که میلیون‌ها و میلیون‌ها سال در اعماق محول گرگ آسمانی پنهان مونده بود درست زمانی که یک جنگ مرگبار در دنیایی دور در حال وقوع بود تصمیم به بیرون اومدن بگیره.... علاوه بر این، اگر با گرگ بهشتی مرتبط نبودی پس اینکه روح به‌جا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی