فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 573

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 573 - زنان زیبا در لباس شنا: سیاه جذاب و سفید بی‌گناه

اگر بای زه‌مین زامبی‌ها را دوباره به انسان تبدیل می‌کرد، می‌توانست ارتشی از تکامل دهندگان روح بسازد، اما حقیقت این بود که هنوز نیاز به مطالعه چیزهای زیادی در مورد قدرت معبد بی‌حد و مرز خود داشت.

به عنوان مثال، کسانی که توانایی تفکر و استدلال خود را از دست داده بودند، با دوباره انسان شدن، دوباره آن توانایی‌ها را به دست می‌آوردند و بنابراین، احتمال پیروی و اطاعت مجدد از دستورات بای زه‌مین ۱۰۰٪ نبود. از این گذشته، در توضیحات قدرت معبدش چیزی درمورد این گفته نشده بود که افراد، تحت تأثیر قدرت معبد بی‌حد و مرز، صادقانه از صاحب معبد اطاعت خواهند کرد.

بنابراین، او باید با احتیاط پیش می‌رفت، چون تعداد سنگ‌های روح طبقه‌بندی نشده‌ای که داشت، اگرچه زیاد بود، اما نامحدود نبود. علاوه بر این، هم لیلیث و هم بای زه‌مین از این واقعیت بی‌رحمانه آگاه بودند که برای اینکه بتکده بتواند زامبی‌ها را به انسان بازگرداند، حداقل به دو برابر تعداد سنگ‌های روح نیاز داشت: بنابراین، برای تبدیل ۱ نفر به انسان، ۲ زامبی باید می‌مردند. که بی‌شباهت به کشتن ۲ انسان دیگر نبود.

آگاهی از این عامل طبیعتاً اندکی عذاب وجدان را بر وجدان بای زه‌مین افزود، اما او یزدانی مطلق نبود. وسعت قدرتش فقط تا این حد می‌رسید و چاره‌ای نداشت جز اینکه سعی کند تا حد امکان سنگ‌های روح را از موجودات زنده دیگر به دست آورد. با این حال، غیرممکن بود که زامبی‌ها را فقط به این دلیل که در آینده انسان یا متحدان احتمالی خواهند بود، نکشد.

عامل مهم دیگری که بای زه‌مین باید آن را با دقت مطالعه می‌کرد، نوع شرایطی بود که در آن تبدیل شدگان دوباره بیدار می‌شدند. آیا آن‌ها خاطرات هر کاری را که به عنوان زامبی انجام داده بودند حفظ خواهند کرد؟ اگر اینطور بود، پس احتمال زیادی وجود داشت که ۱۰۰% آن‌ها با توجه به کارهایی که زامبی‌ها انجام می‌دادند، دیوانه شوند.

از آنجایی که قدرت معبد بی‌حد و مرز بسیار گسترده‌تر از آن چیزی بود که در نگاه اول قابل دیدن بود، چیزهای زیادی وجود داشت که قبل از اینکه بتواند آزادانه‌تر از قدرت معبد استفاده کند، ابتدا باید آزمایش و مطالعه می‌شد. تنها با دانستن دامنه‌ای که این گنجیه می‌توانست به آن برسد، بای زه‌مین می‌توانست بدون انجام اشتباهاتی که فردا پشیمانش خواهند کرد، بیشترین بهره را از معبد ببرد.

لیلیث در حالی که در کنار او که به سمت پایگاهی که همه سربازان و زیردستانش در آن بودند، می‌دوید، با صدایی جدی هشدار داد: «بای زه‌مین، یادت باشه که اجازه نده کسی معدبت رو ازت بگیره.»

بای زه‌مین اندکی اخم کرد و با صدای آهسته‌ای گفت: «منم یه نوع ارتباط با معبدم احساس می‌کنم، پس قطعا یه جورایی به روحم پیوند خورده. اما درسته که این ارتباط در مقایسه با ارتباطم با آتش بی‌پایان آبی خیلی ضعیفه. حتی ارتباطم با نابودی آسمان در حال سقوط قوی‌تره، هرچند سلاح واقعی و قانونی روحم نیست.»

در مورد این، لیلیث فقط می‌توانست با صداقت عذرخواهی کند: «متاسفم، اما من چیز زیادی در مورد معبد نمی‌دونم. هر چیزی که می‌دونستم رو بهت گفتم یا الان بهت می‌گم، پس بقیه چیزا رو باید توی مسیر پیدا کنیم.»

وقتی لیلیث گفت: «باید توی مسیر بفهمیم» و نه «توی مسیر بفهمی» بای زه‌مین به آرامی لبخند زد. نیازی به توضیح یا گفتن با صدای بلند نبود تا بفهمد منظور او از آن چه بود.

«برگردیم به موضوع از دست دادن معبد.» لیلیث باری دیگر با جدیت گفت: «واقعا نباید اجازه بدی که دزدیده بشه، چون اگه این اتفاق بیفته طرف مقابل می‌تونه ارتباط بین تو و معبد رو طوری قطع کنه که پیدا کردن اون مکان برات غیرممکن می‌شه.»

«... با اینکه قصد ندارم اجازه بدم چیزی ازم دزدیده شه، چه برسه به همچین گنجه‌ی مهم...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی