جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 619
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۱۹ - هفت روز بعد: منگ چی میخواهد با شاهزاده خانم یخی ملاقات کند
-هفت روز بعد
در طول هفت روز گذشته اتفاق خاصی در زندگی بای زهمین رخ نداد. در واقع، بیشتر وقت خود را عاقلانه با خانوادهاش سپری میکرد، زیرا به شدت از شروع هر نوع مأموریتی که او را از آنها دور میکرد، امتناع میکرد تا بتواند حداقل بخشی از زمانی را که سرنوشت از آنها ربوده بود، پس بگیرد.
اما هفت روز پس از اینکه بای زهمین دوباره به خانوادهاش پیوست، منگ چی او را به گوشهای از خانه برد و با بازوهای درهم قلاب شده گفت:
«برادر بزرگ، فکر کنم وقتش رسیده که بری سر کار، البته در مورد من هم همینطوره.»
در آن زمان، بای زهمین واقعاً حیرت زده شده بود زیرا متوجه نشد که خواهر کوچکش از جمله آخرش چه معنایی منظوری داشت. اما در طول بعدازظهر سرانجام فهمید که در کمال تعجب منگ چی در ساختمان انجمن لاک پشت سیاه به عنوان عضوی از تیم پانزدهم به رهبری او ظاهر شد. تیمی که هنوز حتی ۱۰۰ عضو نداشت، بنابراین در واقع توسط اکثریت یک تیم غیر رسمی به حساب میآمد.
بای زهمین در هفت روز گذشته، به غیر از گذراندن ۸۰ درصد از وقت خود با خانواده، بقیه زمانش را صرف آشنا شدن با اعضای انجمن لاک پشت سیاه کرد. به هر حال، بای زهمین به عنوان رهبر یکی از پانزده تیمی که کل انجمن لاک پشت سیاه را تشکیل میدادند، موظف بود چهره خود را به اعضای پایگاه بشناساند و همچنین نیاز داشت که زیردستان خود را بشناسد و توسط آنها شناخته شود.
در ابتدا عدهای نسبت به اینکه بای زهمین به جای بای دلان رهبری کند، شک داشتند. اما بای زهمین به راحتی همه کسانی را که شکایت داشتند در مبارزات منصفانه شکست داد و به لطف آن پیروزیهای قاطع، همه متقاعد شدند که حداقل لیاقت قدرتی که به آن میرسید را داشت. اگرچه جنبه رهبری همچنان دیده میشد، با وجود بای دلان به عنوان معاون رهبر، هیچ یک از آنها خیلی نگران نبودند.
از آنجایی که بای زهمین در طول این هفت روز به هیچ وجه از خانهاش بیرون نرفته بود، چون از وو ککیان اجازه گرفته بود تا با عزیزانش وقت بگذراند و همه چیز مربوط به کار را نادیده بگیرد، نمیدانست وضعیت پایگاه چگونه بود. این موضوع به این دلیل بود که به جز نانگونگ لینگشین و ژونگ ده که بخشی از تیم رسمی او بودند، شوانگوان بینگ شو و بقیه دو مأموریت پیشاهنگی با انجمنهای مختلفی داشتند که عملاً تمام وقت آنها را پر میکرد. بنابراین، هیچ یک از آنها وقت نداشتند به داخل پایگاه بچرخند و وضعیت آنجا را مطالعه کنند.
به معنای سادهتر، بای زهمین علیرغم اینکه مجموعاً هشت روز در آنجا بود، از ساختار و تقسیم بندی پایگاه اطلاع چندانی نداشت. با این حال، به هیچ وجه پشیمان نبود، هر ثانیه از زمانش بیش از همیشه خوب سپری میشد.
بای زهمین که سخت جنگیده بود تا بتواند به خانوادهاش برسد، تمام حسرتی که او را عقب نگه میداشت و پایین میکشید، از بین میبرد. او در حال حاضر مطمئن بود که میتوانست با انگیزهای بسیار قویتر از قبل، قدرت بسیار بیشتری را در میدان جنگ نشان دهد.
بای زهمین قبلی به دنبال عزیزانش میگشت، بای زهمین فعلی از آنها محافظت میکرد!
...
از آنجایی که زمین اخیراً گستردهتر شده بود، رنسانس چین باید در آن مناطق کاوش میکرد تا درک بهتری از نوع موقعیتی که در آن قرار داشتند به دست آورد. بیش از دو روز طول نکشید تا بفهمند که زمین تقریباً چند برابر منبسط شده بود؛ سه و نیم برابر عدد واقعی.
تایید شد که در طول انبساط جهان، هیچ جسم زیر زمینی آسیبی ندیده بود، ...
کتابهای تصادفی

