فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 623

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۲۳- شانگوان مرتبه دوم و دیگر تغییرات

درست همانطور که بای‌زه‌مینبای زه‌مین و وو یی‌ جون در دل‌شان آهی آسوده کشیدند، انگار بالاخره راهی برای خروج از بن بستی که اخیراً با آن روبرو شده بودند پیدا کرده بودند، وو کچيان ادامه داد:

«البته، فقط چون که من حاضرم مقام رهبری رو به چنین شخصی بسپارم به این معنی نیست که اگه همین فردا یکی قوی‌ تر از من پیداش شه، همه چیز رو دودستی تحویلش بدم.» صدای او آرام و جدی بود، «در آخر، حتی اگه کسی قوی‌ تر از من یه جایی اون بیرون وجود داشته باشه، شک دارم که اگه من از نیروهام( سربازهام) استفاده کنم، واقعاً بتونه منو شکست بده. همونطور که قبلاً هم گفتم، رهبری فقط به قدرت نیست.»»

بای‌زه‌مینبای زه‌مین کمی اخم کرد قبل از اینکه چشمانش دوباره شروع به درخشیدن کنند. انگار چیزی را فهمیده بود. او با لبخند به وو کچيان نگاه کرد و گفت،«، «که اینطور... بر... با اینکه واقعاً خطرناکه، اما اگه من تو موقعیت عمو وو بودم احتمالاً همین تصمیم رو می‌گرفتم.».»

«هاهاها!»

وو یی‌ جون، منگ چي، و سان لینگ همانطور که حرف‌ های آن دو را می‌شنیدند به یکدیگر نگاه کردند . هیچ‌کدام از این سه زن نمی‌دانستند که این دو مرد درباره چه چیزی صحبت می‌کنند، انگار که نوعی پیام رمزگذاری شده میان حرف‌ هایشان وجود دارد.

«اوه! نزدیک بود یادم بره،» پدر وو یی‌ جون ناگهان یکبار دستانش را به هم زد، انگار که بخواهد توجه همه را جلب می‌کند و همانطور که به بای‌زه‌مینبای زه‌مین نگاه می‌کرد، و با لبخندی بر لب گفت: «امشب کاری برای انجام دادن داری؟»

«ببخشید؟» بای‌زه‌مینبای زه‌مین همانطور که با با گیجی به او نگاه می‌کرد با خودش فکر می‌کرد با گیجی به او نگاه کرد:، '- ببخشید، عمو وو. این بنده حقیر به مردا علاقه‌ ای نداره.'

سپس وو کچيان دلیل پشت کلامش را توضیح داد.

...

«خوب به نظر میاد، اینطور فکر نمی‌کنی برادر بزرگ؟» منگ چي با لبخندی زیبا در حالی که در کنار برادر بزرگش راه می‌رفت، پرسید.

«منظورت چیه؟»

«دارم در مورد حرف‌های شهردار وو صحبت می‌کنم، ممکنه بشه از جنگ جلوگیری کرد و حتی می‌تونه بدون قطع روابط به خواسته هر دو طرف رسیدگی کنه. هر چند حرف‌ های آخرش رو متوجه نشدم...»

««حقیقتا، احساس می‌کنم که این مکالمه یکم نگرانی‌هامو کمتر کرد.» بای‌زه‌مینبای زه‌مین سری تکان داد. «با این وجود همونطور که عمو وو گفتش، فقط به خاطر اینکه یکی قوی‌ تر ظاهر شده همه چیز رو تسلیمش نمی‌کنه.»

«ام؟»

««منگ چي, تصور کن مثل مادرمون یه معلم انگلیسی هستی اما یه روز ناگهان معلمی ظاهر می‌شه که از هر نظر از تو بهتره و حتی حاضره با پول کمتری کار کنه. حاضر می‌شی فقط برای اینکه دانش آموزات تحصیلات بهتری دریافت کنن از شغلت کنار بکشی؟»

«... البته که نه. در این صورت، رسما بیکار می‌شدم. علاوه بر این، این فقط در مورد تدریس یا حقوق نیست، بلکه درباره نگرش هم هست. کی می‌دونه که این معلم جدید اصلا می‌تونه نگرش( دیدگاه) خودش رو بعد از گذشت یه دوره معین حفظ کنه یا نه.»

««دقیقا........ ... زندگی صدها هزار نفر و حتی امکان حکومت بر چین اینجا در میونه. باید این موضوع رو در نظر گرفت که برخلاف گذشته، انسان‌ها الان می‌تونن صدها سال زندگی کنن. اگه ما به اندازه کافی تکامل پیدا کنیم، برخلاف قبل که حاکم‌ها نسل به نسل عوض می‌شدن، یک نفر ممکنه برای چندین نسل به کل کشور حکومت کنه. بنابراین، نگرش خیلی مهمه.»

«ممم... که اینطور...» منگ چي سرش را تکان داد اما به زودی اخمی کرد و گفت، «با این حال، برادر بزرگ... این مسئعله می‌تونه خیلی زمان گیر باشه مگه نه؟»

تا آنجا که منگ چي می‌دانست، برادر بزرگش نیاز داشت که در کمتر از یک سال بر تمام چین حکومت کند، بنابراین او مطمئناً وق...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی