فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 624

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۲۴- اتصال روحی شانگوان و بای‌زه‌مینبای زه‌مین

تزئینات داخل خانه‌ ای که دولت به شانگوان در منطقه مسکونی ممتاز هدیه داده بود، بسیار مجلل بود. خانه نه تنها به اندازه‌ای بزرگ بود که خانواده‌ای تا شش نفر را در خود جای دهد، بلکه حتی ارزان‌ترین رنگی که دیوارها را تزئین کرده بود، در گذشته می‌توانست به قیمت بیش از ۴۰۰۰۰ یوان فروخته شود. ناگفته نماند مبلمان و خود ساختمان در سطحی دیگر بودند.

با این حال، هم منگ چي و هم بای‌زه‌مینبای زه‌مین از مدت‌ها پیش از متعجب شدن و تحت تاثیر قرار گرفتن با چیزهایی مانند تجملات تزئینی دست کشیده بودند. در عوض، هردوی آن‌ها بلافاصله پس از نشستن، بر زنی که در مقابل آن‌ها قرار داشت، تمرکز کردند.

«خب... دقیقا کی تونستی مرز بین مرحله اول و دوم رو پشت سر بزاری؟» ؟» بای‌زه‌مینبای زه‌مین در حالی که شوکه بود، با نگاهی پر از تعجب به شانگوان بینگ‌ شو خیره شد.

او نه تنها با اختلاف قابل توجهی زیباتر از قبل شده بود، بلکه هاله‌ ای که در این لحظه بدن او را احاطه کرده بود آمیزه‌ ای بین یخ و آتش بود، او به خصوص برای هر مردی با قدرت و میل به چیره شدن بر یک زن چالش برانگیز، وسوسه انگیز بود. با این حال، آنچه بسیار قابل توجه بود، این بود که بای‌زه‌مینبای زه‌مین می‌توانست احساس کند که قدرت روح شانگوان بینگ‌ شو در این مرحله به اندازه کافی خالص و قوی بود تا تهدیدی جزئی برای زندگی او ایجاد کند.

با توجه به قدرت فعلی بای‌زه‌مینبای زه‌مین ، قضاوت این برایش سخت نبود که شانگوان بینگ‌ شو در حال حاضر باید می‌توانست با یک موجود در ابتدای مرحله سوم بدون مشکل روبرو شود و در واقع شانس پیروزی او قطعاً کم نخواهد بود.

شانگوان بینگ‌ شو با کمی سردی به منگ چي نگاه کرد و آرام پرسید، «قبل از پاسخ به سوالت، فکر نمی‌کنی لازم باشه من و این بانوی جوان رو به هم معرفی کنی ؟»

منگ چي قبلاً انتظار دریافت این نوع نگاه از شانگوان بینگ‌ شو را داشت، در واقع از لحظه‌ ای که برادر بزرگش به او هشدار داده بود که او نسبت به غریبه‌ها چه نوع شخصی است انتظارش را داشت ، بنابراین منگ چي احساس ناخوشایندی نداشت. در واقع، او به شیوه‌ ای دوستانه لبخند زد و قبل از اینکه بای‌زه‌مینبای زه‌مین بتواند چیزی بگوید، خود را معرفی کرد:

««از دیدنت خوشبختم از دیدنت. اسم من منگ چيه هست و خواهر خوانده بای‌زه‌مینبای زه‌مین هستم.»

«اوه؟» شانگوان بینگ‌ شو هر دو ابرو را بالا برد و سردی ناشی از او به میزان قابل توجهی پس از شنیدن پس‌زمینه پیش‌زمینه منگ چی فروکش کرد، با اینکه به طور کامل از بین نرفت. او با دقت منگ چی را از از سر تا پا بررسی کرد، انگار که قبل از تکان دادن سرش داشت از چیزی مطمئن می‌شد و به آرامی گفت، «تو واقعاً زیبا هستی... برادر بزرگت درباره تو چیزای زیادی به من گفته ، حتی ازت به عنوان فردی برجسته کلی تمجید می‌کنه، بنابراین من هم کنجکاو بودم تا ملاقاتت کنم... باعث خوشحالیه که بالاخره افتخار دیدنت رو دارم. با وجود اینکه این اولین دیدارمون هست می‌تونم حدس بزنم که تو واقعاً یه زن جوان و تأثیرگذار هستی ، منگ چي.».»

منگ چي لبخندی خفیف زد و با فروتنی گفت، «با اینکه فکر نمی‌کنم یه قدری برجسته باشم که توجه شخصی مثل شما رو جلب کنم، تعریفتون رو می‌پذیرم. برادر بزرگم تو هفته گذشته زیاد درباره شما صحبت کرده ، بنابراین من هم کنجکاو بودم که با شما ملاقات کنم.»

شانگوان بینگ‌ شو هر دو ابرویش را بالا انداخت و به بای‌زه‌مینبای زه‌مین نگاهی کرد و تا حدودی با شک گفت، «برادرت از من زیاد گفته؟ منو باش که داشتم فکر می‌کردم دوست‌های قدیمی‌اش رو فراموش کرده و برای یه مدت طولانی ناپدید شده و حتی به زندگی یا مرگ بعضی‌ها دیگه اهمیت نمی‌ده.»

گوشه لبان بای‌زه‌مینبای زه‌مین چند بار تکان خورد اما با دانستن اینکه شانگوان بینگ‌ شو تا حدی درست می‌گفت هیچی نگفت. در پایان روز، دنیای کنونی روز به روز خطرناک‌تر می‌شد، بنابراین حتی یک نفر به قدرتمندی شانگوان...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی