جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 625
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۲۵- چهره به چهره با گذشته پس از سالها: دوستت دارم در مقابل. دوستت داشتم (قسمت اول)
بایزهمینبای زهمین بلافاصله ذهنش را متمرکز کرد و اصلاً جرأت نکرد بی خیال رفتار کند وقتی احساس کرد بخشی از روحی که حاوی بخشی از سوابق ( آمار، یا همان اطلاعات ) تشکیل دهنده وجودی که به نام شانگوان بینگ شو شناخته میشود دارد سعی میکند با بخشی از روح او پیوند بخورد.
موضوع روح چیزی بود که بایزهمینبای زهمین جرأت نداشت با آن رفتاری بیخیالانه داشته باشد اما میدانست که دیر یا زود باید با آن روبرو شود. فقط این بود که او ترجیح داد آن موضوع را تا بعداً رها کند، و این واقعیت در رفتار او قابل مشاهده بود زیرا با اینکه فرصتش را داشت، او هیچ سؤالی در این مورد از لیلیث نپرسیده بود. در نهایت، او هنوز آنقدر ضعیف بود که نمیتوانست به چیزی در دوردست و دست نیافتنی مثل روح فکر کند.
هنگامی که بخشی از روح شانگوان بینگ شو به بخشی از او پیوند خورد، حالت چهره بایزهمینبای زهمین بلافاصله تغییر کرد زیرا او از هر دو طرف رد شده بود. او قبلاً چیزی مشابه را با وو یی جون تجربه کرده بود، بنابراین او برای دریافت واکنش مورد انتظار یعنی درد آماده شد.
شانگوان همچنین متوجه این واقعیت نه چندان کوچک شد و درست همانطور که بایزهمینبای زهمین اخم کرده بود، اون نیز چهرهای غمزده به خودش گرفت. با این حال، بر خلاف بایزهمینبای زهمین، او تسلیم نشد و همزمان با فشار دادن دندانهایش ، با نهایت توان روح خود را به سوی ارتباط با روح بایزهمینبای زهمین هل میداد. با وجود دردی که او در زمان تلاشش برای اتصال روحش به هن چن ههی تجربه کرده بود، شانگوان بینگ شو اینبار واقعا مصمم بود و نمیخواست تسلیم شود.
روح بایزهمینبای زهمین بسیار قوی و عجیب بود، چنان که در آن پیوند معنوی ناپایدار که شکل گرفته بود، روح شانگوان بینگ شو کوچک و بی اهمیت به نظر میرسید، درست مانند یک قایق چوبی در وسط دریای مواج و در شبی طوفانی که توسط امواج شدید مورد ضرب و شتم واقع میشد.
اما آنچه بعد از پیوند اتفاق افتاد بایزهمینبای زهمین را شگفت زده کرد.
درست زمانی که او آماده میشد تا واکنشی به اندازه کافی قوی دریافت کند تا روح شانگوان بینگ شو آسیب نبیند و روح خود را مهار کند، آن پل ناپایدار که دو طرف را به هم وصل میکرد ناگهان با چنین ترسی لرزید.
شانگوان بینگ شو کمی اخم کرد و ناله ای ضعیف از لبهای محکم بسته اش فرار کرد. با این حال، یک ثانیه بعد و همزمان با لغزش قطرهای عرق از روی صورتش، یک لبخند روشن به طور طبیعی در گوشه لب او شکل گرفت.
«همونطور که میبینی... درنهایت دلیلی برای نگرانه نگرانی وجود نداشت...» او به آرامی گفت، به وضوح خسته شده بود، گویی تازه تجربه یک نبرد بزرگ تا مرگ را به پایان رسانده بود.
بایزهمینبای زهمین خواست در این لحظه چیزهای زیادی بگوید. او میخواست از او بپرسد که آیا حالش خوب است، او همچنین میخواست از او بپرسد که چرا کاری به این اندازه بیاحتیاطانه انجام داده است که میتوانست آمارهای بیشتری را به خطر بیندازد و به شدت به او آسیب برساند، و علاوه بر این، خیلی چیزهای دیگر. با این حال، در این لحظه هیچ کلمه ای از دهان او بیرون نمیآمد زیرا از روی غریزه ذهن او عملاً به طور کامل بر روی آماری که در سراسر شبکیه چشمش چشمک میزدند متمرکز شده بود.
-------------
[منجمد کردن قلبهای ۳۰۰.۰۰۰ دشمن: ۳۰۰.۰۰۰/۳۰۰.۰۰۰]
[مجزوب کردن ۱۰۰ دشمن در مرحله اول به کمک مهارت چشم های دلربا::۱۰۰/۱۰۰.].]
[با استفاده از ترکیب مهارت یخساز و چشمهای دلربا جان ۵۰ موجود مرحله دوم را بدون کمک دیگران بگیرید. : ۵۰ / ۵۰]
[مهارت چشم های دلربا را به مرحله سوم برسانید: تکمیل شد.]
[مهارت یخساز را به نهایت سطح خود در مرحله دوم برساندید: تکمیل شد.]
[لرزیدن روحتان با احساسات را تجربه کنید: تکمیل شد.]
[شما با موفقیت تبدیل به یکی از موجودات مرحله دوم شدید. شما حرفه منحصر به فرد شیطان جذاب روح یخ را دریافت کردید. امکان اینکه شما تحت تاثیر مهارت های خودکار، فعال، یا مهارتهاي منحصر به فرد قرار بگیرید تا بر استدلال، احساسات، یا تواناییهای مبارزه شما تأثیر بگذارد بسیار کاهش میابد. جذابیت طبیعی شما ۳۵٪ افزایش مییابد و زیبایی شما به مرحله جدیدی میرسد و رسما شما را در مسیر یک شیطان جذاب قرار میدهد.]
[شما مهارت منحصر به فرد روح یخ مرحله سوم را دریافت کردید.]
[سطح شما افزایش یافته و به سطح ۸۰ رسیدید. شما ۱۲۰ امتیاز آماری رایگان را به دست آوردید.].]
[همه قدرت روح جذب شده در طول فرآیند تکامل به درستی محاسبه شده است. شما آمارهای اضافی به دست میآورید: قدرت +۵۲۰، چابکي+۵۱۳، استقامت +۴۰۳، سلامتی +۵۹۰، ...
کتابهای تصادفی


