فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 652

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۵۲ - خواسته‌های منگ ‌چی و دومین ساختمان نقره‌ای

شادی بای زه‌مین چندان طول نکشید زیرا پس از رسیدن به داخل گلدان کریستالی به قصد بیرون آوردن یکی از بیش از صد قرص براق داخل آن، ‌‌‌به‌محض تماس یکی از انگشتانش با اولین قرص حالت چهره‌‌اش تغییر کرد.

انگار یک توهم یا حباب صابون بود، قرص سفید شیری بلافاصله با کوچک‌ترین تماسی ترکید. بوی دارو بلافاصله با بوی تند چیزی که مدت‌ها پوسیده شده بود مخلوط شد و مانند یک واکنش زنجیره‌ای تمام قرص‌‌های دیگر که تا یک ثانیه قبل در وضعیت عالی به نظر‌ می‌رسیدند به توده‌ای از خاک سیاه در داخل گلدان تبدیل شدند.

بای زه‌مین با تعجب به گلدانی که در دستانش بود نگاه ‌کرد: «این... این دیگه چیه؟»

منگ ‌چی وقتی متوجه اتفاقی که افتاده بود شد، به طرف او رفت و با دریافت درب از بای زه‌مین مبهوت با دقت به دایره جادویی نگاه کرد: «برادر بزرگ، اجازه بده یه لحظه کاور گلدون رو ببینم.»

بای زه‌مین منتظر حکم منگ ‌چی نبود، زیرا در دلش پاسخ روشنی داشت اما حاضر به پذیرش آن نبود. او ‌به‌سرعت گلدان دیگری را برداشت و پس از برداشتن درب آن سعی کرد یکی از قرص‌‌های داخل آن را بخورد اما برای بار دوم با همان اتفاق قبلی روبرو شود.

بای زه‌مین گلدان را روی زمین پرت کرد و آن را تکه تکه کرد، همانطور که از دندان‌هایش را به هم‌ می‌فشرد گفت: «به من نگو که زمان همه این چیزها تموم شده!»

‌شانگوان بینگ‌شو و بقیه هم ساکت ننشستند و بلافاصله شروع به باز کردن گلدان‌ها کردند و قصد داشتند قرص‌‌های داخل آن را چک کنند. با این حال، چند دقیقه گذشت و بعد از اینکه آن‌ها بیش از ۵۰۰۰ گلدان داخل اتاق بزرگ را باز کردند، تنها چیزی که توانستند نجات دهند، پنج قرص بود. بقیه به انبوهی از پودر سیاه بدبو تبدیل شدند.

منگ ‌چی دوباره به بای زه‌مین نزدیک شد و دایره جادویی کوچکی را به او نشان داد که با جوهر سبز رنگی روی درپوش اولین گلدان کریستالی کشیده شده بود: «برادر بزرگ، با وجود اینکه‌ نمی‌تونم طلسم‌ها رو بِکِشم چون‌ نمی‌فهمم این روند چجوری کار‌ می‌کنه، اما در واقع با دیدن این حکاکی‌ها کمی عملکرد اونا رو درک‌ می‌کنم.»

«این دایره جادویی در واقع یه دایره جادویی حفاظتی به نظر‌ می‌رسه. من معتقدم که از نظر تئوری، قرص‌های داخل گلدون باید حداقل حدود ۵۰ هزار سال دوام می‌آوردن، اما متأسفانه قدرت درون دایره جادویی بعد از اینکه دیگه حمایتی از هیچ سنگ‌ روحی دریافت نکرد، به پایان رسید و در نهایت قرص‌های داخل گلدون اثر خودشونو از دست دادن.... قرص‌‌های قبلی در واقع فقط توهم بودن که به‌سختی حفظ شده بودن، چون هیچ چیز داخل این مکان تغییر نکرده یا جابه‌جا نشده بود.»

سخنان منگ ‌چی آنچه را که بیشتر آن‌ها متوجه شده بودند، روشن کرد.

این قرص‌ها به‌طور طبیعی از انواع گیاهان دارویی تهیه‌‌‌ می‌شدند و مانند همه مواد مصرفی، محدودیت زمانی داشتند که در صورت عدم رعایت مراقبت‌‌های لازم، منقضی‌‌ می‌شدند. پس از سال‌ها دفن شدن در مکانی ناشناخته و بدون نگهداری، این یک واقعیت بود که قرص‌های دارویی به انبوهی از زباله‌های غیرقابل استفاده تبدیل‌‌ می‌شدند.

وو‌ یی‌جون به بای زه‌مین نزدیک شد و با دیدن حالت افسرده‌اش، به آرامی بازویش را نوا*زش کرد: «اشکالی نداره... به نیمه پر لیوان نگاه کن، حداقل تونستیم این پنج تا قرص رو بگیریم و این فقط اولین اتاقه.»

بای زه‌مین سرش را تکان داد و آهی کشید: «... نگران نباش، من فقط کمی ناامید شدم و بس. اگه فقط می‌تونستیم همه این قرص‌ها رو به دست بیاریم، احتمالاً می‌تونستیم سایر نژادهای دشمن رو در زمان کمتری نسبت به زمان معمول از چین خارج کنیم.»

‌شانگوان بینگ‌شو نیز آهی کشید، اما او خوشبین‌‌‌تر به نظر‌ می‌رسید و به آرامی گفت: «نیازی نیست خیلی ناامید بشیم... اگه تو گذشته کسی‌ می‌تونسته این قرص‌ها رو درست کنه، پس ما هم‌ می‌تونیم اونا رو درست کنیم. فقط باید در م...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی