فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 665

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۶۵: کینگ کانگ و تغییر قوانین

فردی که در مقابل گروه سه نفره به رهبری بای زه‌مین ظاهر شد، در واقع مردی بود که کمی پیر به‌نظر می‌رسید؛ با اینکه موهایش کاملاً سفید نبود، در بیشتر قسمت‌ها موهای خاکستری نمایان بود و در لبه چشم‌هایش چندین چین و چروک در حال جمع شدن دیده میشد.

با زرهی سبز تیره که کاملاً با بالشتک‌های نقره‌ای و شنل همرنگ زره مطابقت داشت، هاله‌ی اطراف فردی که به تازگی خود را کانگ گیوئینگ معرفی کرده بود می‌توانست خارق‌العاده و ستودنی باشد اگر به‌خاطر وحشتی که حضورش به تنهایی تراوش می‌کرد نبود.

جو اطراف کانگ گیوئینگ کمی ارتعاش داشت و با هر قدمی که بر می‌داشت زمین برای یک لحظه اندکی می‌لرزید و برای یک ثانیه به حالت عادی بر می‌گشت تا با قدم بعدی دوباره می‌لرزید.

شانگوان و شیایا با نگاه کردن به چشمان سیاه عمیق روی صورت کانگ گیویینگ خشکشان زد. با هر قدمی که موجود پیش روی آن دو زن بر می‌داشت ترس به سرعت بدن‌شان را فرا می‌گرفت، انگار قرار بود توسط دو سیاهچاله بلعیده شوند.

«مرتبه چهارم؟»

بای زه‌مین به تندی اخم کرد و در حالی که به کانگ گیو‌یینگ نگاه کرد نمی‌توانست هاله مرد مقابلش را با هاله امپراتور تانات از نژاد آشورا و امپراتور جک از نژاد ارواح مقایسه نکند؛ هردو موجود مرتبه چهارم و فرمانروایان جهان اوبلون بودند.

کانگ گیویینگ در فاصله بیش از ۳۰۰ متری سه‌گانه حرکاتش را متوقف کرد و گویی در پاسخ به سخنان بای زه‌مین سر تکان داد: «در واقع میشه گفت در گذشته موجود مرتبه چهارم بودم.»

در گذشته؟ گوش‌های بای زه‌مین با شنیدن آن کلمات تیز شد و به نوعی حالا می‌توانست چیزهایی را که از قدرت روح مرد مقابلش احساس می‌کرد، درک کند.

«اینو می‌بینی؟» کانگ گیویینگ اشاره کرد در حالی که بازوی راست خود را به‌طوری بالا برد که خورشید در حال فرود را تا حدودی بپوشاند... یا باید می‌پوشاند.

بای زه‌مین، شانگوان و شیایا از دیدن اینکه چگونه خورشیدی که باید تا حدی با بازوی کانگ گیوئینگ پوشانده میشد، از زاویه‌ای که آنها نگاه می‌کردند، واقعاً به‌نظر نمی‌رسید که با مانعی روبرو شود، شگفت‌زده شدند.

در واقع، حالا که آن سه نفر بهتر نگاه می‌کردند، متوجه شدند که پرتوهای نور خورشید انگار از بدن کانگ گیو‌یینگ عبور می‌کردند، مانند اینکه چیزی در مسیرشان نباید؛ مرد حتی سایه هم نداشت.

بای زه‌مین با تعجب پرسید: «تو یه روحی؟» در حالی که همزمان با یک دست سعی می‌کرد به دو زن پشت سرش اشاره کند و به آنها برساند که عقب نشینی کنند.

شانگوان و شیا‌یا بلافاصله بی‌صدا سری تکان دادند و کم کم شروع به دور شدن کردند، اما چشمانشان همچنان به مرد مرموزی دوخته شده بود که به تازگی از ساختمان چهارم بیرون آمده بود. به هر حال، حتی اگر هنوز مورد حمله قرار نگرفته بودند، کانگ گیویینگ قبلاً بهشان گفته بود که او آخرین آزمونی است که باید پشت سر بگذارند، بنابراین حتی اگر اکنون داشتند دوستانه صحبت می‌کردند، دیر یا زود شعله‌های مبارزه فوران می‌کرد.

و متأسفانه، حتی بای زه‌مین هم در اینجا کار زیادی نمی‌توانست انجام دهد.

او نه تنها ۲۰ درصد افزایش قدرت کلی خود را نسبت به عنوان «نابودگر بزرگ» نداشت، بلکه بای زه‌مین فعلی حتی ۶۵٪ افزایش قدرتی را که مهارت اراده‌ی خدای جنگ می‌توانست پس از کشتن دشمنانش به او بدهد را نداشت. به هر حال گولم‌ها ذاتاً زاده نشده‌ بودند؛ آنها قدرت روح و در نتیجه روح و اطلاعات ثبت شده نداشتند. گولم‌ها فقط پوسته‌های خالی بودند که چیزی جز سردرد برای حریف نداشتند.

حتی اگر کانگ گیوئینگ در مقایسه با دو موجود مرتبه چهارمی که بای زه‌مین در گذشته با آنها ملاقات کرده بود ضعیف‌تر به‌نظر می‌رسید، موجودی که حداقل ۳۵۰ سطح از او پیشی گرفته بود چیزی نبود که بای زه‌مین به هیچ وجه بتواند با آن روبرو شود.

کانگ گیویینگ در حالی که دو زن را نگاه می‌کرد قهقهه زد، اما کاری نکرد که جلویشان را بگیرد زیرا توجهش به بای زه‌مین متمرکز شده بود.

«جنگجوی جوان، بی‌زحمت می‌تونی بهم بگی توی چه سالی از تقویم حکیم هستیم؟»

«این...» بای زه‌مین لحظه‌ای درنگ کرد و با صدایی صادقانه و محترمانه پاسخ داد: «بزرگ، این جوان امسال فقط کمی بیش از ۲۰ سال سن داره... اما در واقع، توی بیش از ۲۰۰۰ سال تاریخ ثبت شده یا شناخته شده نژاد بشر ما، هیچ اطلاعاتی از چیزی به اسم تقویم حکیم وجود نداره.»

بای زه‌مین متوجه شد که حالت صورت کانگ گیوئینگ پس از شنیدن حرف‌هایش برای یک ثانیه یخ زد و بعد به حالت عادی برگشت.

«… که اینطور...» کانگ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی