فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 671

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۶۷۱: سنگ روح مرتبه چهارم قلعه یخی که شوانگوان بینگ شو قبلاً ساخته بود و حاوی ۶۰ درصد از مانای او بود، حداقل مقاومت لازم برای ایستادگی در برابر پس لرزه‌های یک حمله قابل مقایسه با پس لرزه‌های انفجار بمب هسته‌ای را داشت و در داخل آن همه کسانی که قبلاً به‌دلیل برخورد با موج صوتی انفجاری از اولین درگیری بین بای زه‌مین و کانگ گیوئینگ بیهوش شده بودند، هنوز چشمان خود را باز نکرده بودند. اگرچه هیچ یک از آنها نمرده بودند، اما واضح بود که حداقل تا پایان شب بعید بود که از خواب بیدار شوند، زیرا برخلاف هیولاهای با سلامتی بالا، همه آنها به سختی موجودات مرتبه اول شده بودند یا در حال انجام تلاش‌های موفقیت آمیز خود بودند. اما آنهایی که ایستاده بودند مانند چن‌هه، نانگونگ‌لینگ‌شین، سای جینگ‌یی، ژونگده، شوانگوان بینگ شو، سان‌لینگ، فنگ‌هونگ، تنگ‌هوا، هوانگ‌تیان، لیانگ‌جینگ، فنگ تیان‌وو، و البته تنها جانور جهش‌یافته در گروه یعنی لیتل اسنو و ده‌ها تکامل دهنده روح دیگر، منتظر لحظه‌ای بودند که هرج‌ومرج بیرون از قلعه یخی به پایان برسد تا بالاخره بیرون بیایند و ببینند چه کسی پیروز شده است. اگر بای زه‌مین پیروز میشد، می‌توانستند با هم زندگی کنند و به خلق تاریخ ادامه دهند و به‌اندازه کافی پیشرفت کنند تا در آینده نزدیک بخشی از تیم پدران بنیانگذار میهن جدید شوند. اگر بای زه‌مین شکست می‌خورد، عمرشان تمام میشد و این پایان نابهنگام راهشان بود. مسیرهایی که می‌توانستند روشن باشند. گزینه سومی در دسترس نبود. چون برای این کار خیلی ضعیف بودند. چن‌هه تا حدودی نامطمئن زمزمه کرد: «... تموم شد...؟» سای جینگ‌یی نیز از پاسخ خودش خیلی مطمئن نبود: «... به‌نظر می‌رسه... اینطور به‌نظر می‌رسه...؟» حدود دو دقیقه از انفجارهای هولناکی که از بلندای آسمان و همچنین نور درخشان ناشی از حملات شدید دو قدرت خارج از درک اکثر حاضران، کاملاً متوقف شده بود، می‌گذشت. شوانگوان بینگ شو، با چهره‌ای رنگ پریده، به آرامی دست‌هایش را که به سمت سقف قلعه یخی اشاره می‌کرد، پایین آورد. مانا در داخل بدن او از چرخش متوقف شد و مانا او دیگر کاهش نیافت زیرا او دیگر انرژی لازم برای سخت شدن بیشتر ساختار دفاعی را نداشت. همه یک دقیقه دیگر سکوت کردند تا اینکه شوانگوان بینگ شو دستش را تکان داد و با توجه به حجم عظیمی از یخ که برای ساختن آن استفاده شده بود، پناهگاه یخی با سرعت شگفت انگیزی شروع به ذوب شدن کرد. نانگونگ ‌لینگ‌شین با کمی نگرانی اخم کرد: «ما داریم میریم بیرون؟» سان لینگ تلاش کرد که آرام رفتار کند: «مدتیه که دیگه هیچ انفجاری در کار نبوده و حتی صدای غرش هیولایی شنیده نشده. احتمالا... جنگ تموم شده.» تنگ‌هوا پس از لحظه‌ای تردید، سؤالی را مطرح کرد که همه به‌نوعی در دل خود می‌پرسیدند: «اما... اگه بیرون بیایم و بفهمیم که بای زه‌مین شکست خورده...؟» همه آنها شنیده بودند که کانگ گیوئینگ می‌گوید که یک ابرقدرت مرتبه چهارم است و با چشمان خود دیده بودند که چگونه بای زه‌مین به‌ظاهر شکست ناپذیر مانند کیسه شن مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد و با جراحات شدید به پرواز در می‌آید تا ثابت کند مردی که از ساختمان چهارم بیرون آمده دروغ نمی‌گوید. اگر دشمنان از دشمنان مرتبه دوم بودند، گروه فعلی از جنگیدن نمی‌ترسیدند، زیرا آنها اکنون نه تنها تجهیزات بهتری داشتند، بلکه سطوح بسیاری را نیز ارتقا داده، مهارت‌های خود را تکامل‌ داده و حتی اسلحه‌ها‌ی الکترومغناطیسی‌ قدرتمندی را نیز دراختیار داشتند. آنها علیرغم اینکه نمی‌دانستند فرد...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی