جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 676
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۷۶: آخرین خرابه از پنج ویرانه باستان
بای زهمین در راه ساختمان مرکزی، پنجمین و آخرین آن پنج تا، نبردی را که سه روز پیش در این محل رخ داد را به یاد اورد.
با وجود اینکه فقط دو حمله بود، با اینکه در کمتر از ده دقیقه تمام شد، رویارویی او در برابر پادشاه کانگ گیوئینگ بدون شک سخت ترین نبرد بای زهمین تا به امروز بود. حتی درگیری او با سوسک فروزان مرتبه اول در دوران حضورش در محوطه دانشگاه، اگرچه به طور قابل توجهی سختتر بود اما بای زهمین را به مرگ نزدیک نکرده بود.
نبرد بین بای زهمین و کانگ گیوئینگ نبردی بود که به معنای واقعی کلمه زمین را تکان داد، آسمان ها را روشن کرد و کوه ها را ویران کرد. با کنار گذاشتن مرحله اول که نزدیک بود بای زهمین را به یک جسد تبدیل کند، درگیری دوم بین این دو مرد مخرب بود، چرا که احتمالاً تعداد کمی از آنها برای سالهای آینده باقی خواهند ماند.
اما از قضا، این نبردی بود که در آن بای زهمین قدرت انتخاب نداشت که آیا میخواهد با آن بجنگد یا نه... و همچنین نبردی که در آن کسی را از دست داد که به طور غیرمنتظرهای برای او مهم شده بود.
«ما اینجاییم.»
صدای شوانگوان بینگ شو بای زهمین را از حیرت بیرون آورد و همانطور که به جلو نگاه می کرد متوجه شد که در لحظه ای قبل، گروه به پنجمین ساختمان نقره ای رسیده است.
بای زهمین نفس عمیقی کشید و سرش را تکان داد و بعد برگشت و با حالتی جدی گفت: «اگرچه از لحاظ تئوری محاکمه تموم شده و تو این لحظه ما باید ادعا کنیم که چه چیزی به ما به عنوان افراد پیروز تعلق داره، اما به نظر میرسه که دشمنان بیشتری در انتظار ما هستن. به گفته پادشاه کانگ گیوئینگ، خالق این خرابه ها و مالک قبلی همه چیز تو این اطراف، تعداد دشمنانی که تو خرابه نهایی در انتظار ما هستن قطعا کم نیست.»
همه در سکوت و با حالات جدی در چهره خود گوش می دادند. اگرچه هیچکدام از آنها باور نداشتند که اکنون که در این راه بر این همه مشقت و سختی غلبه کرده اند، شکست خواهند خورد، اما دقیقاً به این دلیل بود که برای رسیدن به این مرحله با مشکلات زیادی روبرو شده بودند که می دانستند دست کم گرفتن آنچه ممکن است یک قدم جلوتر با آن مواجه شوند، می تواند عامل سقوط آنها باشد.
«در طول نبرد پیش رو، من می خوام که افراد زیر خط مقدم دوم رو تو این حمله تشکیل بدن. نانگونگلينگشين، شيايا، زنگيونگ.....»
بای زهمین نام بیش از چهل تن از تکامل دهندگان روح را که بالاتر از سطح ۴۰ بودند صدا زد. در این میان حتی جادوگرهایی مانند فنگ تیانوو، فنگهونگ، زنگیونگ، شیایا و کماندارانی مثل چن هه و چند نفر دیگر هم بودند.
با این حال، جالب اینجا بود که هیچ یک از جادوگرها یا کماندارانی که به خط مقدم دوم فراخوانده شده بودند، نترسیدند یا هیچ شکی نداشتند، حتی اگر منطقی ترین کار این بود که آنها در پشت گروه، درست پشت سر جنگنده های غوغا با ظرفیت دفاعی بالاتر، مستقر شوند.
دلیلش این بود که تک تک آنها، صرف نظر از اینکه جادوگری مانند فنگ تیانوو یا تیراندازی مانند چنهه باشند، مهارتهایی داشتند که به آنها اجازه میداد با دشمنان از فاصله نزدیک بجنگند یا از نزدیک شدن بیش از حد دشمنانشان جلوگیری کنند. افراد دیگری مانند خود چنهه نیز بودند که علاوه بر مهارت در حملات از راه دور، یک مبارز غوغاگر عالی بودند و آمارشان به اندازهای بالاتر از حد متوسط بود که به آنها اجازه میداد در برابر یک موجود مرتبه دوم بجنگند.
بای زهمین با دیدن اظهارات بی تفاوت و مطمئن همه کسانی که صدا زده بود، با لبخند خفیفی که از روی رضایت بر لب داشت، سری تکان داد.
این افراد در مقابل او، با وجود اینکه در مقایسه با تعداد بسیار زیاد نبردهایی که بای زهمین در کنار دیگر تکامل دهندگان روح و سربازان حزب عالی اش انجام داده بود، نسبتاً اندک در کنار او جنگیده بودند، اما ه...
کتابهای تصادفی


