فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 679

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۷۹: انسان‌ها در برابر مورچه‌های بافنده: نبرد شدید و مرگبار (قسمت ۱)

بای زه‌مین اگرچه نگران بقیه اعضای تیم بود، اما بلافاصله از مسیر میانی که با چهار تکامل دهنده روح و یک جهش یافته ازآن‌ وارد شده بود، خارج نشد.

برای شروع، هیچ یک از تیم‌ها سیگنالی برای درخواست کمک ارسال نکرده بودند، و گویی این‌ کافی نبود، یک عامل مهم‌تر نیز وجود داشت که بای زه‌مین نمی‌توانست آن‌ را کنار بگذارد، وآن‌ این‌ بود که اگر او به خطرناک‌ترین گذرگاه آمده و حالاآن‌ را ترک می‌کرد تا به یکی از تیم‌ها کمک کند، سپس کاری که او انجام می‌دهد این‌ است که به قوی‌ترین مورچه‌های بافنده اجازه می‌دهد تا هر کاری که می‌خواهند انجام دهند.

مهم نیست چگونه آن‌ را در نظر بگیرید، بای زه‌مین صرف نظر از این‌که چقدر قوی باشد، تنها یک نفر بود. بای زه‌مین راهی نداشت که بدن خود را به دو نیم کند تا به دو تیم کمک کند، زیرا در چنین شرایطی حتی ارسال یک کلون از او با استفاده از حرکت مهارت حرکت صاعقه، با توجه به این‌که در مقابل مورچه‌های بافنده قرمز یک کلون در عرض چند ثانیه خرد می‌شود کاملاً بی‌فایده خواهد بود.

بنابراین‌، پس از خروج از اتاق قبلی که درآن‌ حداقل چندین میلیون لارو محاصره شده توسط شعله‌ی آتش بی‌پایان آبی بای زه‌مین کشته شدند، کاری که او انجام داد این‌ بود که تیم پنج نفره‌اش را به عمق راهروی میانی هدایت کرد.

منگ‌چی به جلو اشاره کرد که درآن‌ تعداد زیادی از نقاط سبز رنگ با سرعت تمام نزدیک می‌شدند و ابری از گرد و غبار را پشت سر خود بلند می‌کردند:«برادر بزرگ، مورچه‌های بافنده بیشتر!»

بای زه‌مین در حالی که به جلو اشاره می‌کرد با خونسردی پاسخ داد:«بسوز!»

انفجار!

گردبادی از شعله‌های آبی از وسط کف دستش به جلو پرتاب شد و در یک لحظه عرض ۱۰۰+ متری راهرو را پوشاند. اما در کمال تعجب به نظر نمی‌رسید که دمای محل افزایش یافته باشد.

طوفان آتش آبی با قدرت زیادی منفجر شد و هنگامی که شعله‌های آتش در چشمان درشت ارتش مورچه‌های بافنده منعکس شد، آن‌ها حتی وقت نداشتند بفهمند چه اتفاقی می‌افتد زیرا بدن آن‌ها در شعله‌های آبی فرو رفته بود.

سیلاب آتش آبی تیره در تمام طول و عرض راهرو پخش شد و بیش از پنج کیلومتر امتداد یافت و هر چیزی را که از مسیرآن‌ عبور می‌کرد سوزاند.

جسد مورچه‌های سبز رنگ به محض برخورد با شعله‌های آتش بای زه‌مین منفجر شد و به تلی از بقایای مرده تبدیل شد، حتی مورچه‌های بافنده مرتبه اول نیز در امان نبودند.

تقریباً پنج ثانیه بعد، تنها چیزی که روی زمین باقی مانده بود، چند توده سنگ‌ روح بود که در میان فضای تاریک غار می‌درخشیدند.

زنگ‌یونگ در حالی که به قتل عام بای زه‌مین با حمله‌ای به ظاهر ساده نگاه می‌کرد، آهی از روی تحسین کشید.

فنگ تیان‌وو از شوکی که احساس می‌کرد چاره‌ای جز پرسیدن نداشت:«اون چه مهارتیه؟»

چیزی که بای زه‌مین به تازگی ذبح کرده بود، چند ده مورچه بافنده نبود. حداقل ۲۰ هزار تا ازآن‌ها بود!

بیست هزار دشمن در کم‌تر از ده ثانیه!

بای زه‌مین بدون این‌که چیز دیگری بگوید پاسخ داد:«اسمش آتش بی‌پایان آبی هست.»

او به کسی که کاملاً اعتماد ندارد نمی‌گوید که شعله‌های آبی او ناشی از یک مهارت نیست، بلکه محصول گنج طبیعی است که در گذشته یکی از معدود شعله‌های الهی در جهان بوده است.

اگرچه بای زه‌مین به تازگی تعداد زیادی از مورچه‌های بافنده را نابود کرده بود، اما به تیم خود دستور داد که جمع‌آوری سنگ‌های روح را متوقف کنند، زیرا زمان در این‌ لحظه بسیار مهم بود. ضمناً وقتی این‌ نبرد با مورچه‌های بافنده تمام می‌شد، همه‌چیز درون این‌ غار عظیم مالآن‌‌ها می‌شد و سن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی