جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 680
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۸۰: انسانها در برابر مورچههای بافنده: نبرد شدید و مرگبار (قسمت ۲)
- لعنتی!
با دیدن سایهی سرخی که از ته دریای مورچههای سبز رنگ بالا میآمد، زنگ خطر در سر چن هه به صدا درآمد و بلافاصله با صدای بلند فریاد زد:
«شیایا مواظب باش!!!»
به محض آنکه هشدار چن هه در داخل گذرگاه پیچید، تمام موهای بدن شیایا درست مثل گربهای که بهطور غریزی خطر را حس کرده بود، سیخ شد. بیآنکه درنگ کند، بلافاصله یکی از مهارتهایش را که به او اجازه میداد به سیستمش بهبود بخشد، به زبان آورد:
«اشتراک چابکی!»
سان لینگ که همزمان با دهها مورچه بافنده روبرو بود، بلافاصله نوعی ارتباط میان سیستم آمار خود و شخص دیگری را احساس کرد. علاوه بر این، هرچند بهطور غریزی سعی کرد این ارتباط را مسدود کند، از اینکه متوجه شد نمیتواند این کار را انجام دهد، شگفت زده شد. آن موقع بود که به یاد شیایا افتاد و آرام شد.
شیایا، بلافاصله احساس کرد که بدنش سبکتر شده و همه چیز در اطرافش کندتر حرکت میکرد؛ این حاصل از افزایش نجومی سرعتش بود. اما شیایا وقت قدردانی از تغییرات را نداشت و فوراً مجبور به حرکت شد، زیرا احساس کرد نسیمی از هوای سرد پشت گردنش را میسوزاند.
شیایا با بهرهگیری از چابکیاش، به گوشهای پرید و بدین گونه بهطور موقت اما با اختلافی زیاد از مورچه بافنده سرخی که با آن روبرو بود پیشی گرفت و به راحتی از داسهای خطرناک موجود طفره رفت که در صورت موفقیت، بدن او را به دو نیم میکرد. در همان زمان، حرکتش مانع از به پرواز در آمدن سرش در هوا شد و لحظهای بعد، دومین مورچه سرخ رنگ درست بالای نقطهای که شیایا یک ثانیه پیش ایستاده بود ظاهر شد.
«دستهای نفرین شده!»
شیایا عصای جادوییاش را که در واقع گنجینهی جادویی بود درست مثل کمان چن هه تکان داد و همزمان با ورد خواندن، چندین دست سیاه رنگ از زیر سایهی مورچه بافنده بیرون آمد.
دستهای سیاه بیآنکه فرصتی برای تکان خوردن به دو مورچهی سرخ رنگ بدهند، بدن آنها را لمس کردند، اما در کمال تعجب، دستهای سیاه، به محض تماس با بدنشان ناپدید شد، بنابراین مورچههای بافنده مرتبه دوم فکر کردند که حمله دشمن شکست خورده بود. اما درست زمانی که میخواستند به جلو حرکت کنند، هر دو احساس کردند که تمام آمارهایشان به حدی کاهش یافت که در مجموع حداقل ۲۰ درصد ضعیفتر شدند.
کاهش ۲۰ درصدی در استحکام کلی یک موجود مرتبه دوم شاهکار کمی نبود! ناگفته نماند که شیایا تازه ۲۰ درصد از کل قدرت دو موجود مرتبه دوم را گرفته بود!
در نبرد میان دو موجود که قدرتی در مرتبهی یکسان دارند، فقط یک امتیاز آمار میتواند حیاتی باشد، چه برسد به ۲۰ درصد از کل سیستم قدرت!
شیایا دندانهایش را به هم فشرد و پس از لحظهای تردید به جلو هجوم برد و دوباره خود را درگیر نبرد کرد، اما این بار مقابل دو دشمن مرتبه دوم. هرچند حالا هم مورچهی بافنده ضعیفتر بود و هم او سریعتر، تعداد دشمنان دو برابر شده بود، بنابراین خطری که شیایا با آن روبرو بود نیز بیشتر شده بود!
مسئله این بود که شیایا نمیتوانست از کسی کمک بخواهد و این بار فقط میتوانست به خودش تکیه کند. به این دلیل که اگر چن هه یا هر تکامل دهندهی روح مهم دیگری وظیفه کنونیاش را برای مبارزه با یکی از مورچههای بافنده سرخ رها میکرد، نتیجه این میشد که صدها مورچه بافنده طبقهبندی شده و حداقل دهها مرتبه اول آزاد خواهند بود تا در میان گروههای انسانی که به سختی میتوانستند زنده بمانند، ویرانی به بار بیاورند.
«لعنتی!» چن هه با فهمیدن افکار شیایا دندانهایش را به هم فشرد. پس از لحظهای تأمل، برقی از عزم در چشمانش درخشید. «چارهی دیگهای ندارم.»
او چند صد متر به هوا پرید و برای لحظهای از جبهههای جنگ دور شد و بلافاصله کمان خود را تا...
کتابهای تصادفی


