فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 706

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل ۷۰۶: بازگشت پیروزمندانه! (قسمت ۳) غیرممکن بود که ببرهای شعله خروشان کوچک برای ده‌ها هزار، صدها هزار، یا شاید حتی میلیون‌ها سال زنده بمانند... نه، شاید حتی بیشتر، چه کسی می‌داند. اگر پادشاهی کانگ واقعاً یک تکامل‌دهنده روح داشت که می‌توانست چنین رون‌های پیشرفته‌ای مانند رون‌هایی را ترسیم کند که می‌تواند گذر زمان را در یک منطقه خاص متوقف کند، کانگ گویی‌ینگ نیازی به وارد کردن بخشی از روح خود به سنگ روح مرتبه چهارمی نداشت. آن هم فقط برای اینکه ریسمانی از آگاهی خود را پشت سر بگذارد تا اراده نهایی خود را انجام دهد. پادشاه می‌توانست به سادگی خود را در اتاقی حبس کند که در آن جریان زمان به لطف رون‌ها متوقف شده بود و منتظر می‌ماند تا زیردستان مورد اعتمادش داروی الهی پیدا کنند که بتواند جراحات بد او را درمان کند. قبل از این، وقتی بای زه‌مین اتاقی را که ببرهای شعله خروشان در آن بودند پیدا کرد، چنان خوشحال بود که در آن لحظه تقریباً از صندلی ناخدای کشتی بیرون پرید. چگونه می‌توانست پس از فهمیدن اینکه آن ۵۰-۶۰ توله ببر چه معنایی دارند، خوشحال نشده باشد؟ با این حال، پس از اینکه بای زه‌مین گزارشی از ببرهای شعله خروشان پیدا کرد، هیجانش فروکش کرد و پس از چند دقیقه سکوت آهی کشید و احساسات پیچیده‌ای در چشمانش چشمک زد. در واقع، دلیل وجود سد انرژی حصار انرژی این نبود که از فرار ببرهای شعله خروشان جلوگیری کند. جانورهای جهش یافته کاملا مطیع بودند و مگر اینکه موجود دیگری به‌ آن‌ها حمله کند، به ندرت تهاجمی می‌شدند یا ابتکار عمل را برای حمله به دست می‌گرفتند. پس چرا آن حصارهای انرژی آنجا بودند، حتی با وجود اینکه اتاق توسط یک درب آلیاژی رتبه دوم با طول ۲ متر بسته شده بود که می‌توانست حتی در برابر حملات حداکثر وجودی در مرتبه اول یا حتی مرتبه دوم مقاومت کند. کانگ گویی‌ینگ می‌دانست که با رفتن او پادشاهی کانگ به زودی سقوط خواهد کرد، هر پادشاهی بزرگ با سقوط رهبرش مقدر شده که سقوط کند. نه تنها زیردستان مورد اعتماد او شروع به جنگیدن بین خود برای قدرت می‌کردند، بلکه پادشاهی دوردست فرصت حمله را در زمانی که قوی‌ترین تکامل دهنده روح پادشاهی سقوط کرده بود و زمانی که قلمرو درونی در آن قرار داشت، استفاده می‌کرد. آشوب. دقیقاً به این دلیل بود که می‌دانست آینده قلمروش در سنگ مهر شده است، کانگ گویی‌ینگ تصمیم گرفت با استفاده از پنج بتکده نقره‌ای ‌به‌عنوان هسته، پنج ویرانه را پشت سر بگذارد. بدون انسان‌هایی که به‌ آن‌ها غذا می‌دادند و حیواناتی برای شکار و خوردن، ببرهای شعله خروشان در نقطه‌ای از گرسنگی می‌مردند. بنابراین، اگرچه ببرهای شعله خروشانی که کانگ گویی‌ینگ در این اتاق ویژه ناوشکن آسمان حبس کرده بود، همگی جانورهای جهش یافته درجه سوم و دوم و اول بودند، اما در غیاب غذا سرنوشت‌ آن‌ها تاریک بود. با این حال، ببرهای شعله خروشان ‌به‌عنوان وجود مرتبه سوم، می‌توانستند حتی پس از یک سال تمام چیزی نخوردن و ننوشیدن، زنده بمانند. در آن سال، ببرهای شعله خروشان به طور طبیعی با یکدیگر جفت شدند و تعداد زیادی توله ببر به دنیا آمدند. سرانجام، هنگامی که نسل اول ببرهای شعله خروشان به طور کامل مردند، نسل دوم که حداکثر یک یا دو ماه زودتر به دنیا آمده بودند، سرنوشتشان این بود که خیلی زودتر بمیرند، زیرا‌ آن‌ها فقط ۱۰ توله بودند. با این حال، درست زمانی که نسل دوم در شرف مرگ بود، حصار انرژی روشن شد و اجساد منفجر شدند. حتی استخوان‌ها به حدی منفجر شدند که چیزی باقی نماند. خون، گوشت، تاندون‌ها، ماهیچه‌ها، استخوان‌ها، قلب‌ها... هر تکه از بدن ببرهای شعله خروشان نسل اول توسط رون‌های مختلف رانده می‌شد تا ببرهای شعله خروشان نسل دوم که از ...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی