جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 722
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۲۲: خبر بد پس از خبر بد
حدود دو ساعت از ناپدید شدن بای زهمین گذشته بود، و هیچکس در کل جناح متعالی هیچ اطلاعی از کار او نداشت. فقط کانگ لان و فو شوفنگ احساس کردند که ناپدید شدن رهبر در چنین موقعیتی زمانی که تازه برگشته بود کمی عجیب است.
علاوه بر این، هم کانگ لان و هم فو شوفنگ نسبت به کاری که بای زهمین انجام میداد، شک داشتند. البته اینطور نبود که هیچکدام از آنها بدجوری به او شک کرده باشند، بلکه به دلیل رفتار عجیب او با زامبیهای مرتبه دوم و همچنین آخرین کلماتی که در مورد فرصت دادن به موجود به وجود آورده بود، به سادگی مشکوک بودند.
هر چند که ممکن است، حتی اگر انسانها موفق شده بودند ارتش اصلی را دفع کنند، جانورهای جهش یافتهی بیشتر و بیشتری از راه دور میآمدند. اکثر موجودات در حالی که در سراسر سرزمین متروک بیداد میکردند با یکدیگر میجنگیدند و هر چیزی را که جرأت عبور از مسیر آنها را داشت خرد میکردند.
در مورد زامبیها هم همینطور بود. گروههای کوچکی از زامبیها که اگر در کنار هم قرار میگرفتند، میتوانستند گروهی بزرگ را تشکیل دهند، از هر طرف شروع به نزدیک شدن کردند، گویی توسط چیزی جذب شده بودند.
خوشبختانه، سربازان روی دیوار و همچنین کمانداران، توانستند زامبیها را قبل از اینکه هر نوع مشکلی برای پایگاه ایجاد کنند از بین ببرند و تکامل دهندگان روح نیز مراقب جانوران جهش یافته بودند.
لو شیائویو که در ورودی پایگاه ایستاده بود و توسط دو تکامل دهنده روح محافظت میشد، با اخم به کارگرانی که برای خواستهی او و موقعیتی که در آن بودند خیلی آهسته حرکت میکردند، نگاه کرد.
«عجله کن! ما باید تا جایی که میتونیم اجساد رو جابه جا کنیم!»
گوشت جانور جهش یافته به هیچ وجه نمیتوانست تلف شود، به همین دلیل است که تمام اجسادی که گوشت سمی نداشتند یا توسط مهارت جادویی سمی مورد اصابت قرار نگرفته بودند، بلافاصله به پایگاهی منتقل شدند که بعداً در آنجا قرار میگرفتند.
گوشت منجمد ذخیره میشد، سنگ روح به انبار مخفی جناح برده میشد، پوستهها و چرمها و همچنین لاشههای زره طبیعی برچیده میشد تا بعداً استفاده شود. در هنگام آهنگری تجهیزات دفاعی و یا برای تقویت ساختمانها و حتی دیوارها استفاده شود. از پنجهها حتی میتوان فوراً به عنوان سلاح استفاده کرد در حالی که تاندونها را میتوان برای بند کمان یا کمان کراس استفاده کرد.
عملا هیچ چیز هدر نمیرفت. در این نوع از جهان، حتی آشغالها میتوانند در برخی موارد کاربرد داشته باشند. یافتن این کاربرد بر عهده همه بود.
دوقلوهای ون که در نزدیکی خندق ایستاده بودند، تحت سرپرستی لو نینگ کوچک ایستاده بودند که در حالی که شمشیر غول پیکر خود را در دست داشت با احتیاط به اطراف نگاه میکرد.
«لو نینگ، چرا شمشیر بزرگ رو به عنوان سلاح اصلی خودت انتخاب کردی؟» ون یان، دوقلویی که دم اسبی پوشیده بود، پرسید.
او شیائو شیائو کوچک را در آغوش گرفته بود، دلفین صورتی زیبا که در حال حاضر سخت در حال کار بود و از مهارتهای آبی خود برای پاکسازی خندق استفاده میکرد، به طوری که اگر تهاجم گستردهای مانند حمله قبلی رخ دهد، دشمنان جدید نتوانند از بدنههای قدیمی به عنوان پل برای رسیدن به دیوارهای پایه استفاده کنید.
«به دو دلیل!» لو نینگ دو انگشتش را بالا گرفت، انگار که میخواست بر این واقعیت تأکید کند که دو دلیل مهم پشت انتخاب به ظاهر عجیب او وجود دارد. یک انگشتش را پایین آورد و با صدای واضحی گفت: «دلیل اول…. چون مسیری که میرم خیلی عجیبه! مسیر یک جنگجوی جادویی!»
«مسیری که میری؟»
«ام! برادر بزرگ اغلب از این کلمات برای اشاره به کلاسی که ما در حال تکامل هستیم، هنگامی که به سطح ۲۵ یا بالاتر انتخاب میکنیم، استفاده میکنه.»
«لو نینگ، جنگجوی جادویی چیه؟» ون یون با صدای لولیتاش پرسید. او بر خلاف خواهرش ون یان، دو دم اسبی داشت، یکی در هر طرف سرش.
«جنگجوی جادویی.... من نمیدونم! برادر بزرگتر به من گفت که چون آمار اصلی من قدرت و جادوعه، پس من یک جنگجو جادو هستم!»
«که اینطور... بنابراین، دلیل...