جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 726
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۲۶: جنگی با عظمتی که قبلاً دیده نشده بود: جنگیدن با شجاعت! روی زمین.
مهارت جادویی پس از مهارت جادویی فعال شد (مهارتهای جدید پشت هم ظاهر شدن). تیرهای رعد و برق، نیزه¬های زمین، گلوله¬های آتشین، مخروط¬های یخ، تیغه¬های باد، جانوران احضار شده، ابرهای سمی. تکامل دهندههای روح از سمت انسان که روی جادو و مانا به عنوان آمار اصلی تمرکز داشتند، روی دیوارهای بلند ایستاده بودند و از هر مهارت خود با عملاً هیچ¬گونه استراحتی استفاده می¬کردند زیرا توانایی توجه به آن را نداشتند؛ هر بار که یک مهارت با زمان بازاستفاده (زمان مورد نیاز برای استفاده دوباره از آن مهارت) از پیش تأیین شده دوباره قابل استفاده میشد، بلافاصله از آن استفاده میشد حتی اگر قرار بود به زندگی فقط یک دشمن دیگر پایان دهد. درخشش سرد شمشیرها در میدان جنگ پر زرق و برق بود. اجساد گابلین¬های جهش¬یافته روی هم انباشته شده بودند و کوه¬هایی را تشکیل داده بودند، هر چند که به صورت جداگانه کوچک بودند و گه¬گاه مقداری خون قرمز با خون سبز موجودات مخلوط میشد و گودال¬های کوچکی را تشکیل میداد که در عرض چند ثانیه به چندین گودال دیگر میپیوستند تا حوضچه¬های خونی را تشکیل دهند، حوضچه¬های خونی که در عرض چند ثانیه دیگر به چندین دریاچه دیگر ملحق شدند و آن دریاچه¬ها به¬زودی به هم نزدیک شدند و رودخانه¬هایی را تشکیل دادند. اگرچه انسانهایی که علیه دریای به ظاهر بیپایان گابلینها میجنگیدند، بیتردید کمتر بودند تا حدی که این تفاوت به¬سادگی غیرقابل محاسبه بود، هشتاد درصد از گابلینهایی که به سمت پایگاه حرکت می¬کردند، گابلینهایی بودند که به تازگی به دنیا آمده و حمل سلاح را فراموش کرده بودند، آنها حتی هیچ پوستی برای پوشاندن بدن برهنه خود نداشتند. این گابلین¬های تازه متولد شده بین سطح ۵ و سطح ۱۰ بودند، به¬قدری ضعیف بودند که یک حمله از یک تکاملدهنده روح سطح ۱۵ یا بالاتر میتوانست چندین نفر را هم¬زمان از بین ببرد.. اگر یک موجود مرتبه اول به منطقه¬ای حمله کند، حداقل تمام گابلین¬ها در محدوده 50 تا 100 متری از بین میروند. در مورد حملات قدرتمند تکامل¬دهندههای روح مرتبه دوم …. رونق!!!
وقتی گرز غول¬پیکر ژونگ ده، جسد یک گابلین مرتبه اول را قبل از اینکه زمین مقابلش را خرد کند، به خمیر گوشت تبدیل کرد، زمین به¬شدت لرزید. ترکهایی با اندازه و ضخامت زیاد از نقطه برخورد گسترش یافتند و دهانهای با قطر ۵۰۰ متر شروع به گسترش بیشتر و بیشتر کرد. گابلین¬ها هنگامی که در شکاف¬ها افتادند قبل از اینکه توسط کسانی که پشت¬سرشان میافتادند لِه شوند، فریاد زدند و گریه کردند. با رسیدن موج ضربه¬ای که بیش از ۷۰۰ متر امتداد داشت، افراد خوش¬شانس به¬سادگی به غبار خون تبدیل شدند. ژونگ ده نفس عمیقی کشید و درحالی¬که گرز خود را به سمت آسمان بلند کرد، با قدرت فریاد زد: «دنبال من بیا!» «مبارزه کردن!» «مبارزه کردن!» «کشتن!» «کشتن!» «…» گروهی متشکل از تقریباً ۲۰۰ تکاملدهنده روح مانند یک ماشین غرش میکردند و بدون تردید قدمهای ژونگ ده را دنبال میکردند و عمیقتر و عمیقتر به سمت دریای گابلین¬ها حرکت میکردند.
چشمان رزمندگان خون¬آلود بود، هیچ یک از آنها را نمیتوان با چیزهایی مانند ظرافت آزار داد و آنها به¬سادگی با شمشیر می¬بریدند یا با نیزههای خود به هر طرف ضربه میزدند. در پایان و صرف¬نظر از اینکه آنها تصمیم میگرفتند کجا را هدف قرار دهند، حداقل یک گابلین قطعاً مورد اصابت قرار میگرفت، زیرا حتی ۵ ثانیه از ورود آنها به موج دشمنان قبل از محاصره شدن نگذشته بود. ژونگ ده مانند یک چرخ گوشت بود. هر بار که او گرز سنگین دو دستی خود را تاب میداد و حتی قبل از ضربه واقعی، اجساد گابلین که از مسیر او عبور می...
کتابهای تصادفی


