فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 728

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۷۲۸: قتلعام در آسمان

آن خط لاجوردی نازک و تیز اما قدرتمند که آسمان و زمین را با سرعت رعدوبرق به هم وصل می‌کرد بهراحتی از بدنه بیرونی و درونی گابلین و کشتی هوایی گذشت و درست قبل از اینکه ماشین جنگی در آنجا به یک گلوله آتشین زرد-آبی منفجر شود. چند رعدوبرق در موتورخانه چشمک زد.

گابلین مرتبه دوم بالای کشتی هوایی و تقریباً پنج عدد گابلین مرتبه اول به همراه خلبانی که داخل آن بودند در اثر انفجار و شعلههای آتش سوختند و در صحنه جان باختند.

بوووم...!

کشتی هوایی از آسمان سقوط کرد و برای بار دوم پس از برخورد با زمین شدیداً منفجر شد. هزاران گابلین بودند که در این انفجار گرفتار شدند و جان خود را از دست دادند.

با اینحال، شگفتی بینگشو و ناباوری گابلینها هنوز تمام نشده بود.

انفجار! انفجار! انفجار! انفجار! انفجار! انفجار! انفجار!…

از بالای آسمان، فراتر از جایی که دید معمولی می‌تواند به آن برسد، تقریباً بیست خط آبی نازک و تیز مانند خط قبلی از میان ابرهای متراکم مانای بنفش را شکستند. خطوط آبی باریکی که آسمان و زمین را به هم پیوند می‌دادند، حفره‌های بزرگی را در ابرهای مانا باز می‌کردند و رعدوبرق‌های سفید رنگ، آبی عمیق اسرارآمیز را فرامی‌گرفت و انفجارهای فاجعه‌باری را ایجاد می‌کرد.

بوووم!! بوووم!! بوووم!!! بوووم!!…..

چند ثانیه بعد، آن بیست خط آبی که با دقت فرازمینی از بیست گابلین و کشتی هوایی عبور کرده بودند، به اولین خط آبی عمیق پیوستند و مانند بمب‌های خوشه‌ای که از ابرها می‌بارید، به زمین برخورد می‌کردند.

شعلههای آبی در سراسر میدان نبرد روی زمین شروع به شعلهور شدن کردند زیرا تعداد کشتیهای هوایی در ابرها شروع به کاهش یافتند.

تا زمانی که هفتاد درصد میدان نبرد توسط شعلههای آبی که تقریباً کل پایگاه انسانی را احاطه کرده بود فراگرفته شد و بدن گابلین‌ها را بهشدت سوزاند.

شانگوان سرانجام فهمید که این خطوط شلیک چیستند. خطوط آبی تند که از ابرها می‌باریدند.

چه کسی به جز بای زِهمین چنین شعلههای آتش زیبا و در عینحال خطرناک و مرگباری داشت؟

ظاهراً بای زِهمین با چنان قدرتی تیرها یا نیزه‌های آتش را از ارتفاعات پرتاب می‌کرد که فلش نور برای مدتی در مسیری که حمله، طی می‌کرد ادامه داشت و به آن شکل پرتوهای لیزری می‌داد!

«حرومزاده!»

یکی از گابلینهای مرتبه سوم وقتی متوجه شد که چه اتفاقی می‌افتد با عصبانیت غرش کرد.

تنها حالا بود که گابلینها از حیرت و ناباوری خود بیرون آمدند!

آن گابلین به آسمان اشاره کرد و با صدایی هولناک فریاد زد: «آتش! همه توپها رو به اون سمت شلیک کنین!»

توپ‌های جادویی روی چهارده کشتی هوایی، اکنون فوراً حرکت کردند و بلافاصله چندین شلیک توپ قدرتمند به‌صدا درآمد. آسمان غرش کرد و تمام ابرها در چندین کیلومتر دورتر در نتیجهی پسلرزههای شدید ناشی از انفجارها پراکنده شدند.

اکنون کسانی که بینایی بهتری داشتند می‌توانستند از روی زمین جنگی را که در ارتفاع بیش از ده‌هزار متری در جریان بود ببینند.

با اینحال، بزرگ‌ترین وحشت برای انسان‌هایی نبود که تنها دو هلیکوپتر جنگی باقی‌مانده را دیدند که در مقایسه با گابلین‌های غول‌پیکر و کشتیهایی که تعدادشان هم بیشتر بود، بسیار رقت‌انگیز بهنظر می‌رسیدند.

بزرگترین وحشت در گابلینها به وجود آمد و آن هم، زمانی بود که آنها شیء غولپیکر را در آسمان ده‌هزار متر بالاتر از نقطهای از آسمان که در آن بودند دیدند.

کشتیهای هوایی گابلینها بدون شک بزرگ بودند، در طول چهارصد متر آنها با بزرگترین ناو هو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی