جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس
قسمت: 765
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 765-جنگجوی فوقالعاده
شانگوان بینگشو اول به پرنسس کوچولو خفته نگاهی کرد سپس پرنسس به چشمان او زل زد و به آرامی زمزمه کرد: «داری چه مهارتی رو تکامل میدی؟»
بای زهمین موهای بای شیلین را نوا*زش کرد و با صدای آهستهای پاسخ داد: «دارم مهارت خودکارم، "سرباز نیروهای ویژه" رو تکامل میدم.»
«درست سر وقت.» شوانگوان بينگشو سرش را با موافقت تکان داد.
او میدانست که بای زهمین دارای مهارت بسیار نادر و کمیابی است که خودکار نه تنها دانش زیادی در مورد انواع سلاحهای گرم و سرد زمینی را به او میدهد، حتی توانایی پرواز یک هواپیما جنگنده را جوری که انگار خلبانی حرفهای است هم میدهد. ناگفته نماند که به لطف این مهارت، یک انسان عادی مثل بای زهمین اکنون دارای دانش و توانایی رزمی ارزشمندی در چندین رشته رزمی مختلف از زمین است.
مهارت سرباز نیروهای ویژه آنقدر کمیاب بود که تا الان فقط بای زهمین آن را از بین کل افراد حزب متعالیان در دست داشت. مهارتهای خودکار دیگری مانند سرباز، متخصص سلاحهای گرم، شمشیرزن باتجربه، ماشین ساز و غیره وجود داشتند اما آنها در رده پایینتری قرار داشتند. حداقل تا الان، سرباز نيروهاي ويژه تنها مهارت شناخته شدهای بود که پکیج کاملی را به یک نفر ارائه میکرد.
لیلیث بعد از حرفهای شانگوان بینگشو سرش را تکان داد و وقتی که به آرامی به درخشش نقرهای ورودی به بدن بای زهمین نگاه میکرد، نتوانست جلوی خودش را بگیرد و گفت: «این مهارتت، سرباز نیروهای ویژه، تو اون رو با کشتن یه مانتیس چابک سطح ۲۵ به دست آوردی، وقتی که خودت حتی سطح ۱۰ هم نبودی و فقط یه روز از اومدن ثبت روح به این سیاره گذشته بود. شاید برای همینه که تو همچین مهارت کمیابی رو داری که حتی منم چندین موجود رده بالا با این مهارت رو میشناسم.»
«خب، اینجوریم نیست که اون موجودات رده بالا واقعا به این مهارت نیازی دارن، نه؟» بای زهمین اشاره کرد که تابش نقرهای منتشر شده توسط سنگ روح مرتبه سوم که اکنون نابود شده است، بدنش را احاطه و به آرامی شروع به جذب شدن به روح او کرده است.
«اگرچه ما موجودات رده بالا لازم نیست درباره گذر زمان نگرانی داشته باشیم که به ما آرامش ذهنی لازمو میده تا خودمون رو تو انزوا حبس و برای صدها یا حتی هزاران سال تا زمانی که استاد چیزی شیم تمرین کنیم، اما این مهارت تو پایه خوبی برای چیزی حتی خوبتره.» لیلیث کمی لبخند زد. و همزمان که چشمانش درخشان بودند، به آرامی زمزمه کرد: «راستش، وقتی که اون موقع این مهارتو به دست آوردی، واقعا شگفتزده شدم.»
چشمان بای زهمین هم برق زد و لبخندی بر صورتش شکل گرفت و با صدای آهستهای گفت: «پس باید انتظار چیزای خوب تو آینده رو داشته باشم.»
با توجه به اینکه شانگوان بینگشو خیلی مشتاقانه میخواست بداند سرباز نیروهای ویژه پس از تکامل به مرحله بعدی چجور مهارتی خواهد شد، بای زهمین تپش قلبش را احساس کرد.
تقریبا یک دقیقه بعد، تمام تابش نقرهای که بدنش را پوشانده بود به روحش جذب شد. به طور دقیقتر، چیزی که درخشش نقرهای را جذب کرد، نشان مهارت سرباز نیروهای ویژه بود.
همزمان با این که درخشش نقرهای کاملا جذب شد و نشان متصل به روح بای زهمین شکل و نگارههای خود را به شکل بسیار پیچیدهتر و مرموزتری تغییر داد، چندین بار در شبکیهاش چشمکهای سبزی را دید.
-----------------------------
[مهارت شما "سرباز نیروهای ویژه" با موفقیت به یک مهارت مرتبه اول تبدیل شده است.]
[سرباز نیروهای ویژه------------> جنگجوی فوقالعاده]
[جنگجوی فوقالعاده(مهارت خودکار مرتبه اول): نسخه قبلی آن به صاحب این مهارت دانش و تجربه نیروهای نخبه دنیای خودش را میداد، اما مهارت جنگجوی فوقالعاده با اعطای دانش و تجربه مربوط به سلاحهای آیندهنگر از دنیاهای دیگر و همچنین توانایی یادگیری سریعتر همه چیز مربوط به نبرد تن به تن و هنرهای رزمی، این مهارت را یک گام فراتر برده است.]
[سرعت یادگیری هنرهای رزمی مختلف از طریق مبارزه تن به تن را ۵۰۰ درصد نسبت به حالت اولیه افزایش میدهد.]
[به طور خودکار آگاهی فرد از فضا را افزایش میدهد و هر ۷ روز یکبار به او اجازه میدهد تا یک دروازه فضایی را برای تل...
کتابهای تصادفی


