فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 768

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 768-پایان این نبرد اما جنگ نه

برف روی دشت کاملا از نقشه پاک شده بود.

آن منظره زیبای سفید خالص که از فاصله دور دیدنی بود دیگر‌ وجود نداشت و برخلاف دمای خیلی پایینی که خون شجاع‌ترین و بهترین سرباز حرفه‌ای را هم منجمد می‌کرد، دمای فعلی به اندازه‌ای بالا بود که می‌توانست یک موجود جهش‌یافته با خون یخی را هم به عرق کردن بیندازد.

«نیزه صاعقه!»

دایره‌ای جادویی روی دست یک تکامل‌دهنده روح متعلق به هنگ تند باد ایجاد شد. مانای اطراف لرزید و انرژی صاعقه چشم به هم زدنی جمع شدند و علامت و نشان‌هایی که دایره جادویی را تشکیل داده بودند پر کرد.

مهارت نیزه صاعقه یه مهارت مرتبه دوم با پتانسیل تخریب بالایی بود؛ حتی ساختمان 20 طبقه‌ را هم در یک آن با خاک یکسان می‌کرد.

درست زمانی که مهارت داشت اجرا می‌شد تا در وسط افراد دشمن ویرانی ایجاد کند، جادوگر ناگهان احساس کرد که زمین زیر پاهایش می‌لرزد و متعجب شد، اما وقتی متوجه شد که کسی برایش کمین کرده بود، دیگر دیر بود.

بووم!

سر یک مار جهش‌یافته که بدنش با فلس‌های آبی پوشیده شده بود از زیر زمین ظاهر شد و با حمله‌ای وحشیانه پای راست تکامل‌دهنده روح را قطع کرد، که باعث شد به گریه و زاری بیفتد و با درد و ترس اجرای مهارتش را لغو کند.

با دیدن این اتفاقات، تکامل‌دهنده روح جنگنده‌ای با سطح 52 خشمگین شد و بلافاصله با شمشیرش به سمت مار حمله کرد.

مار بعد از اتمام کارش بلافاصله به زمین برگشت و باعث شد که حمله دشمن به زور یک خراش ساده روی بدنش به جا بذارد.

جادوگران ترسیده بودند و حالا دیگر جرأت اجرای مهارت‌ها به همین سادگی را نداشتند، حتی با اینکه تحت حفاظت جنگجوهای قدرتمندی بودند که حکم دیواری نفوذناپذیر را داشتند، که البته جلوی هیولای زیرزمینی نتوانستند کاری بکنند.

حتی زمانی که تلاش کردند با ضربه زدن به زمین مار را بیرون بکشند، این موجود حیله‌گر بعد از قایم شدن حرکت نکرد و موقعیت خودش را فاش نکرد!

فريادها همراه با فحش‌ها و انفجار به فاصله‌های دور رسید. میدان نبردی که قبلا فقط برای آن دو نفر بود، اکنون به جهنمی تبدیل شده بود که در آن مرگ برای هر دو طرف بهترین دوست اما همچنین بدترین دشمن همه‌شان نیز بود.

تکامل‌دهندگان روح هنگ نیزه خونین با تکامل‌دهندگان روح هنگ تند باد درگیر شدند و با تعجب یکی از قدرتمندترین هنگ‌های چین نوین، آن‌ها با اینکه سطح میانگین پایین‌تر و تعداد افراد کمتری داشتند موفق شدند پا به پای این‌ها بایستند.

یک تکامل‌دهنده روح سطح 43 از هنگ تند باد با صدای بلند فریاد زد و مهارت شمشیر آتشین خودش را فعال کرد و قدرت حمله‌اش را 10 ٪ افزایش داد، سپس به سمت تکامل‌دهنده روح سطح 39 متعلق به حزب دشمن حمله‌ور شد.

«پیکار صوتی!»

انفجار وحشتناکی از نوک نیزه تکامل‌دهنده روح متعلق به هنگ نیزه خونین حاصل شد و هر دو حمله با هم برخورد کردند.

بوم!

تکامل‌دهنده روح سطح 43 ده گام عقب‌نشینی کرد و دستش لرزید و سعی کرد شمشیرش را محکم نگه دارد.

تکامل‌دهنده روح سطح 39 هم همان قدر عقب‌نشینی کرد، اما گیرش نیزه‌اش به اندازه یک کوه محکم بود، و بدون اینکه حتی به دشمنش وقتی بدهد تا چاره‌اندیشی کند به جلو با برشی حمله‌ور شد که باد را به دو نیم تقسیم کرد.

«لعنتی!»

تکامل‌دهنده روح سطح 43 به آرومی عقب رانده می‌شد که با آمدن تکامل‌دهنده روح سطح 37 متعلق به هنگ تند باد توانستند بالاخره یک جوری در مقابل حمله وحش...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی