فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 767

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 767-مبارزه: تبدیل به شیطان!

«امیدوارم زود نمیری وگرنه اصلا خوش نمی‌گذره!»

همزمان با یک غرش شدید و چشمان درخشان که هیجانش را نشان می‌داد، پوست شائو تائو ناگهان شروع به طلایی شدن کرد و بعد چند لحظه او تبدیل شد به یک غول کوچک که انگار با طلا آبکاری شده بود.

بووم!

زمین لرزید و برف همه جا پخش شد و بعد یک جهش قدرتمند، بدن طلایی شائو تائو مثل گلوله به سمت بای زه‌مین شلیک شد و پتک غول‌پیکرش را بلند کرد و با خشم به سمت پایین حمله‌ کرد.

فاصله 100 متری را در یک لحظه طی کرد!

همزمان، بای زه‌مین جرأت غفلت کردن را نداشت و یکی از پاهایش را عقب آورد و همزمان با غرشی، مشت راستش را با تمام قدرت جلو فرستاد.

بووووم!!!

برف بازم پخش شد و مثل یک گردباد سفید در حال چرخش بود، در حالی که خاک زیر دو تکامل‌دهنده روح فرو پاشید و یک چاله به قطر 200 متر ایجاد شد.

بای زه‌مین مجبور شد حدود ده گام عقب‌نشینی کند، دقیقا همان تعداد که شائو تائو حین درگیری قبلی، وقتی که کم مانده بود پتک از دستش فرار کند، عقب رفته بود.

پشت سر بای زه‌مین، تکامل‌دهنده‌های روح دور از میدان نبرد، شوک‌زده شدند.

«اون يارو تونست رهبر بای زه‌مین رو مجبور به عقب‌نشینی کنه و هیچ آسیبی هم ندید...» تنگ هوآ با چشم‌های گشاده‌اش زمزمه کرد.

فنگ تیان وو چشمانش را روی دو جنگجو قفل کرد و با صدایی محکم گفت: «با اینکه به نظر می‌رسه با هم برابرن ولی بای زه‌مین تو درگیری قبلی برنده بود.»

«از کجا مطمئنی؟» تنگ هوآ با صدای آرامی پرسید.

فنگ تیان وو صاف به پشت بای زه‌مین نگاه انداخت و با صدای واضحی گفت: «حریفش نه تنها مهارتش رو برای تقویت قدرت فعال کرد بلکه از نیروی حاصل از دویدنش برای تقویت نیروی حمله‌ش هم استفاده کرد. در مقابل، بای زه‌مین نه تنها هیچ مهارتی رو فعال نکرد و فقط یه مشت ساده زد، حتی از سلاح اصلیش هم استفاده نمی‌کنه.»

وقتی افراد نزدیک فنگ تیان وو استدلال منطقی‌اش را شنیدند، چشم‌های همه درخشید و بعد به میدان جنگ نگاه و شروع به فریاد زدن نام بای ز‌ه‌مین کردند که هوای اطرافشان را لرزاند.

البته، فقط طرف حزب متعالیان نبود که شادی می‌کردند.

با وجود شگفتی از دیدن رهبرشان که با مشت دشمن به عقب رانده شد، تکامل‌دهنده‌های روح و سربازان تحت فرمان شائو تائو با چشم‌های آتشین و شور و هیجان شروع به فریاد زدن نامش کردند.

«هاهاها! واقعا که خنده داره.» شائو تائو درحالی که پتک عظیم در دستش بود بلند خندید و با چهره خندان به بای زه‌مین گفت: «بای زه‌مین، غیر از رییس‌جمهور شوان‌یوان تو تنها فردی هستی که نه تنها جلوی ضرباتم چیزیت نشد، حتی منو محبور به عقب‌نشینی هم کردی! لعنت بهش، من الان کم مونده بود پتک جنگیم رو هم از دست بدم!»

شائو تائو و زیردستانش فکر کردند که دستکش پنجه اژدهایی که بای ز‌ه‌مین فراخونده بود مهارت است، پس آن‌ها در واقع فکر کردند که درگیری قبلی تقریبا مساوی بود. با این حال، آن‌ها نمی‌دانستند که دستکش فقط 1000 امتیاز ضربه فیزیکی به بای زه‌مین داده است، که در مقایسه با پتک جنگی شائو تائو چیزی نبود.

بای زه‌مین در دلش کمی احساس تعجب کرد.

اين يارو، شائو تائو، در واقع بالاترین حد موجودات مرتبه دوم بود! او حتی به مرتبه سوم نرسیده بود اما نه تنها موفق شده بود که از ضربه‌ی تمام قدرت بای زه‌مین که با مهارت خودکار اراده‌ی خدا جنگ تقویت شده بود، زنده بیرون بیاید، بلکه موفق شده بود که او را عقب بفرستد.

اگرچه بای زه‌مین از قبل انتظار داشت با انسان‌های بیشتری ملاقات کند که بیشتر روی به دست آوردن قدرت روح خالص تمرکز می‌کردند و همینطوری سطح خودشان را بالا نمی‌بردند، وقتی که در نهایت با چنین دشمنی روبرو شد، احساسی جز شگفت‌زدگی نداشت. البته در عین حال، او با خودش گفت که حیف.

«بايد يه جنگجويی رو بکشم که می‌تونه به نسل بشر کمک کنه... واقعا، چقدر حیف.» بای زه‌مین زیرلب زمزمه کرد، و تناقض این بود که صدای سردش گرمی محتوای گفته‌هایش را منتقل نمی‌کرد.

از آنجا که شائو تائو تصمیم گرفته بود جلوی راهش بایستد، پس نیازی به ر...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی