فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس

قسمت: 789

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات
فصل 789 : لیام در مقابل پادشاهی زیول
بای زه‌مین از محوطه استراحت به تیم پادشاهی گیلز در آرنا نگاه کرد. از زمانی که لیام با نام پادشاهی که ابتدا با آن روبه­رو می­شد بازگشته بود تقریباً چهل دقیقه می‌گذشت، و در این چهل دقیقه در مجموع دو مسابقه، شامل چهار پادشاهی برگزار شد.
همه مسابقات به صورت رد صلاحیت بود. به‌عبارت دیگر، بازنده بلافاصله بیرون انداخته می‌شد و فقط برنده می­توانست به صعود ادامه دهد. البته تا زمانی­که رقابت تیمی به پایان می­رسید، اگر یکی از تیم­های بازنده معتقد بود که از برنده جایگاه اول یا دوم قدرتمندتر هستند، می­توانستند چالشی را مطرح کنند و بسته به وضعیت آسیب تیم­های برنده، نبرد جدیدی، یک یا دو روز بعد برگزار می‌شد تا به همه فرصت استراحت داده شود. به همین دلیل بود که رقابت قلمرو تقریباً یک هفته کامل به طول می­انجامید.
تنها در چهل دقیقه، دو مورد از چهل‌و نه پادشاهی درحالی­که فقط سومین مسابقه روز شروع می­شد، محروم شدند.
بای زه‌مین چشمانش را بست، و صحبت کوتاه خود با الیس را درست قبل از اینکه دوازده نفر پس از فراخوانده شدن توسط جادوگری که قرار بود به‌عنوان داور عمومی از جانب پادشاهان پادشاهی خدمت کند به میدان بروند، به یاد آورد.
از او پرسیده بود که آیا کشتن در مسابقه مجاز است؟ این به این دلیل بود که بای زه‌مین و احتمالاً همه افراد دیگر می‌توانستند نیت قتل‌ قوی‌ای را از بدن لیام احساس کنند.
در کمال تعجب، الیس پاسخ منفی داد که طبیعی بود، با توجه به اینکه این رقابتی برای جلوگیری از درگیری­های بزرگ بود. قتل عمدی به طور طبیعی توسط هیچ پادشاهی مورد قبول قرار نمی­گیرد، به­خصوص با توجه به اینکه طرف درگیر این­بار یکی از سه پادشاهی قدرتمند در کل جهان پس از آخرالزمان بود.
با این­حال، الیس چیز دیگری نیز به او گفت که به نوعی توانست بای زه‌مین را آرام کند.
«بای زه‌مین، با اینکه نمی­تونی مرتکب قتل عمد بشی، نیازی به نگرانی نیست... فقط با دقت ببین، مطمئنم که لیام تو رو شگفت­زده می‌کنه. اون نه­تنها فوق­العاده قدرتمنده، تازه با وجود جوون بودن جا پاهاشم محکم کرده...، مطمئن باش عصبانیتش به اون غلبه نمی‌کنه.»
بای زه‌مین به­آرامی چشمانش را باز کرد، درست به موقع صدای داور اعلام کرد که مسابقه تا یک دقیقه دیگر آغاز می­شود.
«بیا ببینیم از چی ساخته شدی لیام.»
بای زه‌مین نمی‌توانست انکار کند که پس از شنیدن در مورد گذشته‌ او، نسبت به تکامل­دهنده‌ی روح جوان احساس هم­دردی می‌کرد. هم­زمان، پس از کمی شناخت شخصیت او و همچنین درک دلیل خشمش، حسن‌نیت بای زه‌مین نسبت به قهرمان جوان آینده‌ی گیلز به طور مثبتی افزایش یافت.
«اگه بدترین اتفاق بیفته... پس من فقط باید بازی خودم رو انجام بدم. حتی اگه در حد 100% خودم نباشم، تا وقتی که حواسم جمع باشه، خوبه.»
* * *
«هاهاهاها!» پادشاه پادشاهی لاجوردی درحالی­که به دو پادشاهی که در حال مبارزه در میدان مسابقه بودند نگاه کرد با خوش­رویی قهقهه زد. «فیلیپ، به‌نظر می­رسه این‌بار شانس با مردمتون یار نیست! تازه بازی اوله، اما پادشاهیتون با پادشاهی مادر روبه­رو شده، واقعاً که، سرنوشت جدی­جدی نمی­خواد اصلاً پادشاهی گیلزتون بدرخشه!»
شاه فیلیپ درحالی­که به میدان نگاه می­کرد اخم عمیقی بر چهره داشت. او نگران مزخرفاتی که شاه ادگار می‌گفت نبود، نگرانی او به دلیل این بود که می‌توانست خشم را در چهره لیام آنورث ببیند.
'چی شد...؟' شاه فیلیپ متوجه نمی­شد، لیام معمولاً فردی بسیار مهربان و خونگرم بود. می­توان گفت که عصبانی کردن لیام سخت­تر از سفر به قلمرو شیطان و زنده برگشتن از آن، آن­هم به تنهایی بود.
با این­حال، هاله قرمز در حال افزایش اطراف بدن لیام دروغ نمی­گفت. او واقعاً عصبانی بود!
پادشاهِ گیلز ایستاد و همانطور که به بالا نگاه می­کرد، روی شاه آلبرت، پادشاه پادشاهی زیول تمرکز کرد.
«شاه آلبرت، هر چیزی که توی میدان اتفاق میفته، همون­جا می‌مونه، این یکی از قوانین اساسی رقابت پادشاهی‌هاست. درست میگم؟»
«همم؟» آلبرت، پادشاهِ پادشاهی زیول به پادشاهِ گیلز نگاه کرد و با سردرگمی گف...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب جادوگر خون: بقا همراه یک ساکیباس را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی